سال چهارم

هجده دی 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Book in the Shelves of Forough Library: Khoroos (Rooster) by E. Golestan An Article by K. Ahmadi Ali-abadi in Memory of M. Gandhi

 

گاندی، پيام‌آور عهد مدرن: مبارزه‌ی منفی مدنی

مقاله‌ای از كاوه احمدی علی‌آبادی

انسان‌های خيرخواه‌ در بدو زنده‌گی‌، ميل‌ به‌ خواسته‌هايی دارند كه‌ تا حد ممكن به‌ قيمت‌ آزار، تحقير و قربانی كردن ديگران تمام‌ نشود .ولی چنين اشخاصی معمولا وضعيت‌ تدافعی‌شان به‌ انفعالی شدن می‌كشد و كم‌تر قادر به‌ تأثيرگذاری بر محيط خويش‌ و احقاق‌ حق ‌خود و ديگران‌اند، اما همه‌ اين گونه‌ نيستند ... ادامه

 

نگاهی به ريشه‌های عرفان ايرانی: مانداييان

بخش شانزدهم - پاره‌ی سوم

مقاله و پژوهشی دنباله‌دار از محمود كوير

هيچ يك از مورخان اسلامی اشاره‌يی به كلمه‌ی مندايی و مانداييان نكرده‌اند. اين نشان‌دهنده‌ی عدم آشنايی حكمای اسلامی از متون مندايی و نمايش‌گر نبود گفت‌وگوی آن‌ها با رهبران اين آيين است. برخی از حكمای اسلامی، صابئين را به هندوان و شمنيه (شمن‌پرستان چينی) و مصريان نسبت داده‌اند. بيش‌ترين و مهم‌ترين دليل آن‌ها تشابه گاه‌شماری و نيايش ستاره‌گان صابئين با اين گروه‌هاست ... ادامه

 

هم‌راه با نيكوس كازانتزاكيس

بخش هفتم از مجموعه‌ی ترجمه شده توسط شهاب مباشری

1949 تا 1957 (سال مرگ او)

پاپ وقت «آخرين وسوسه‌ی مسيح» را در فهرست كتاب‌های ممنوع كليسای كاتوليك رم قرار می‌دهد. كازانتزاكيس به واتيكان تلگراف می‌زند و در آن نقل قولی از ترتوليان، تواب مسيحی، می‌آورد: "خداوندا! دادخواست‌ام را به آستان تو می‌سپارم!" خطاب به كليسای ارتدوكس يونان نيز بيان مشابهی مطرح می‌كند و می‌افزايد: "پدران مقدس! شما به من ناروا گفتيد، من برای‌تان آمرزش می‌طلبم. باشد كه قوه‌ی تشخيص خوب و بد در شما به وضوح و صراحت من باد، و باشد كه پای‌بندی‌تان به اخلاق و ديانت هم‌چون من باد!" ... ادامه

 

در طبقات كتاب‌خانه: خروس

معرفی كتاب داستانی از ابراهيم گلستان

تجربه‌ی خواندن متنی از ابراهيم گلستان برای نسل كتاب‌خوان جوانی كه كم‌تر با او آشناست، مغتنم است. مطمئنا خواندن «خروس» با توجه به پرداخت و صراحت بيانی كه گلستان در كار درآورده، و اين هم باز چندان در چشم كتاب‌خوانان جوان جاافتاده و مسبوق به سابقه نيست، و بازی او با شيوه‌ی روايت و بيان، درس‌هايی ضمنی در خود برای با حوصله خواندن و با كوشش نوشتن دارد ... ادامه

 

وسوسه‌ی اجتناب‌ناپذير

وحيد آقاجانی

... ساعت سه صبح است. قلم برمي‌دارم و يك برگ كاغذ، تا آن‌چه را كه در ذهن‌ام است و نمي‌دانم چيست، ولي مي‌دانم شبيه حروف است و كلمه است و جمله، همه‌ی آن‌چه را كه مدام ذهن‌ام را مي‌خلد، بريزم بر سطح سفيد و لغزان كاغذ. يك شخصيت مي‌سازم: بلند و باريك و كشيده، مهتاب‌رو و مژه‌بلند و چشم‌درشت ... ادامه

 

اشك‌های بی‌هوده

شعری از آلفرد لرد تنيسون

ترجمه‌ی ستار شكری

اشك‌ها، اين اشك‌های بی‌هوده، من ندانم به كدامين مقصود روان‌اند. / اشك‌هايی از ژرفای نوميدی آسمانی: / از قلب می‌جوشند، در ديده‌گان جمع می‌شوند، / آن هنگام كه به مراتع پاييزی می‌نگريم / و می‌انديشيم به روزهايی كه رفته‌اند ... ادامه

 

هفت پاره‌ی كوتاه

هفت شعر كوتاه از محمود كوير

سوگ / راه خاوران هم که بسته باشد، / من پسين پنج‌شنبه‌ها، / هر شهريور پريشان و پرپر که بيايد / می‌روم شيراز ... ادامه

 

رنگ كلمه: چهار شعر و چهار شاعر

شعرهايی از

مصطفا حاجی‌زاده / رضا رشيدپور /

شاهرخ ستوده فومنی / قاسم نصر (هنگام)

ادامه

 

 
 
 

حرف، هنر، فراغت و ...، آخر هم سلام!

نه اين كه حرفی در آغاز نيست، اما حرف ساز كردن و ساختن هنرمندی می‌خواهد و اين هنر را مايه، فراغت است و دغدغه‌ای كه خلاقيت می‌پرورد در دامان خويش. حالا تصور كنيد كه فراغت‌ات چندان گم شود كه فراموش كنی دغدغه را چه‌طور املا می‌كنند. آيا ديگر اثری از خلق و هنر باقی می‌ماند؟

به هر حال، اين حرف‌ها نه به حساب گله از زمانه يا به خاطر گريز از مسؤوليت است، كه تنها برای سوزنی به خود زدن است و هش‌دار!

و خلاصه اين كه به هر دليل موجه يا ناموجه اگر از بلندای «فروغ» جا بمانيم، كوتاهی نكنيد و نه فقط كاستی را به ياد آوريد. آستين همت هم‌راهی بروفيد بالا كه چشم انتظار رفاقت‌تان‌ايم.

و ديگر اين كه می‌ماند گفتن سلام و بس در اين ميانه‌ی سرد زمستان!