سال چهارم

هجده دی 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

محمود كوير

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mahmoodkavir

[@] hotmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

هفت پاره‌ی كوتاه

محمود كوير

 

سوگ

راه خاوران هم که بسته باشد،

من پسين پنج‌شنبه‌ها،

هر شهريور پريشان و پرپر که بيايد

می‌روم شيراز،

کوچه‌های نی و نيشابور

کنار خانه‌ی عين‌القضات آتش‌گرفته‌ی همدانی

گريه می‌کنم

و با کلمه‌های سبز،

برای برهنه‌گان،

پيراهن می‌بافم.

 

آی!

کمی ماه و کلمه و کبوتر کو

ببرم کنار کوچه‌ی پريشان پنج‌شنبه

برای محمد و پروانه و ديگران

 

ناديا

از آسمان هرات

بر ايوان رابعه

بهار نارنج می‌باريد

وقتی که ناديا

بال‌های سوخته‌اش را

در اشک‌های بودا

شست‌وشو می‌داد.

 

عروس ماه

ام‌شب از آسمان

مشک تر

و ياس پرپر می‌بارد.

شاه‌زاده‌ای آبی،

بر بال ماه،

بربطی برهنه می‌نوازد،

برای گوشه‌ی گيسوی روسپی جوانی

که در بامدادی،

بی بنفشه و بی کاکل،

بر طناب مرگ،

بوسه‌يی داد و گذشت.

 

همين پنج‌شنبه

اين پنج‌شنبه شاعر است!

شعرهايش از باد و بادبادک و باران

از کلاغ و گريه و پاييز

از پولک و ستاره و لب‌خند.

اين پنج‌شنبه يا شاعر است،

يا کودکی‌ست که دارد آن سوی خيابان راه می‌رود.

 

تارا

تارا

دختر برف و ليمو

با گلوبندی از ترانه‌های مازندرانی

برابر قهوه‌خانه‌ی آل مکتوم

عطر فراق می‌فروشد

با اشک چشم عاشق.

 

صلح

رقص گندم،

ناز گيلاس.

 

رنگ مردم،

خنده‌ی ياس.

 

آبی مخمل خواب و رؤيا.

 

چون سبوی لبالب سپيده،

بر لب بام گل‌پوش فردا!

 

Ç