سال چهارم

هجده دی 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

ستار شكری

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

sattar.shokri

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

اشك‌های بی‌هوده

شعری از آلفرد لرد تنيسون

ترجمه‌ی ستار شكری

 

اشك‌ها، اين اشك‌های بی‌هوده، من ندانم به كدامين مقصود روان‌اند.

اشك‌هايی از ژرفای نوميدی آسمانی:

از قلب می‌جوشند، در ديده‌گان جمع می‌شوند،

آن هنگام كه به مراتع پاييزی می‌نگريم

و می‌انديشيم به روزهايی كه رفته‌اند.

شاداب هم‌چو اولين اشعه‌ی خورشيد كه بر بادبانی درخشد،

ياران‌مان را از عالم ارواح به ارمغان بياورد

و اندوه‌ناك چون آخرين آن كه بر بادبان سرخ‌گون می‌شود،

و غروب می‌كند با همه‌ی آن‌چه دوست می‌داريم،

اندوه‌ناك و شاداب، روزهايی كه رفته‌اند.

آه، اندوه‌ناك و غريب، آن‌گونه كه در سپيده‌ی ظلمانی تابستان‌ها اولين آواز پرنده‌گان نيمه‌بيدار

به گوش‌های محتضر می‌آيند، و آن‌گاه به ديده‌گان محتضر!

دری‌چه به آرامی چهارگوشی‌ست سوسوزن

اندوه‌ناك و غريب، روزهايی كه رفته‌اند.

گرامی چون بوسه‌هايی كه پس از مرگ عزيز به ياد می‌آوريم،

شيرين چون بوسه‌هايی كه خيال نوميدانه می‌آفريند،

بر لبانی كه از آن ديگران‌اند، ژرف چون عشق،

ژرف چون عشق نخستين و ديوانه از حسرت.

آه، مرگ در زنده‌گی، روزهايی كه رفته‌اند!

 

Ç