|
|
|
|
|||||||||||||
|
خبری در بارهی بر صحنه رفتن نمايش «شاپرك خانوم» بر اساس نمايشنامهی بيژن مفيد نمايشنامهی شاپرك خانوم، نوشتهی بيژن مفيد، به تازهگی توسط گروه تأتر جوانه در بركلی، ارنجكانتی، لسآنجلس و سانتا كلارای كاليفرنيا در ايالات متحدهی آمريكا بر صحنه اجرا شده و میشود ... ادامه
نصرالله سررشتهدار (انتخاب عكس، يادداشت و ترجمهی متن) نياز به شعار دادن نيست و نمیخواهد به زبان بياوری كه در اوج زمانهی مدنيت و در مرز هزارهها، هنوز بدويت عينیست ... ادامه
نگاهی به ريشههای عرفان ايرانی: مانی، پيامآور نور و مهربانی بخش نوزدهم مقاله و پژوهشی دنبالهدار از محمود كوير مانی، نقاشی که پيامبر شد و يا پيامبر نقاشی كه از مشهورترين كتاب او، ارژنگ يا آردهنگ امروزه اثری در دست نيست. نامآوری كه آيين وی منشاء الاهی نداشت، اما آن چنان فراگير شد كه زمانی بر منطقهی وسيعی از غرب امپراتوری روم تا هند و از مرزهای چين تا عربستان گسترده شد ... ادامه
اسطورههای هدايتكنندهی رفتارهای مصرفی بخش اول مقالهيی دنبالهدار از رضا كلاهی از يك رویكرد، رفتارهای اعضای يك جامعه را نظامهای معنايیيی هدايت میكنند كه در درون زبانِ آن جامعه ساخته شدهاند. به عبارت ديگر، معانی، ذاتی و مستقل نيستند بلكه ماهيت گفتمانی دارند و همين معانی گفتمانی هستند كه رفتار افراد را تنظيم و هدايت میكنند. اما معانی چهگونه در گفتمانها ساخته میشوند؟ «اسطورهها» يكی از ابزارهايی هستند كه معانی را در درون زبان میسازند ... ادامه
يادداشتی منتقدانه از ع خاكسار قيری ما بر خلاف دکارت، کانت، هايدگر و ... که هر يک برای طرح انديشههای خود سعی داشتند تعاريف خاصی از سوژه و ابژه ارائه دهند، سعی نمیکنيم که اين مفاهيم را وابسته به نوعی فلسفهی ذهنی يا عينی کنيم. آنچه مهم است بسط و گسترش زبان است که در نتيجهی آن کليهی کنشها و واکنشهای ما و جهان پيرامون دارای نشانه و هويتی مستقل باشند ... ادامه
صلح اول: زبان و مفاهيم عقلی مشترك يادداشتی دنبالهدار از سروش تيمناك ... دوست من، صلح اول بهتر از جنگ آخر است! و صلح پایدار بهتر از هر دو، و اصولا چرا جنگ؟ زمانی كه میتوانيم زبان مشترك و مفاهيم عقلی مشتركی را از يكديگر جويا شويم ... ادامه
داستانی كوتاه از غلامعباس مؤذن وقتی میخواهی بروی تو چه میدانی پاهايت را چه كسی میكشد و میبرد. شايد میدانی به خاطر اين است كه هميشه كل وجودت مثل جريان باريك خون در يك سياه رگ تاريك دائما میزند و گُپ گُپ میكند، از ترس اين كه ممكن است فقط همين يك مسير را بلد باشی، راهی كه حالا تصميم گرفتهای قدمهايت را با دلواپسی و كمی هم ترس در آن برداری؟ ... ادامه
سه شعر از شادی بيان، فيروزه خرمشاهی، شاهرخ ستوده فومنی،
|
|