سال چهارم

بيست و يك اسفند 1384

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

رضا كلاهی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

r_kolahi

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

اسطوره‌های هدايت‌كننده‌ی رفتارهای مصرفی

بخش دوم

رضا كلاهی

 

بحث بر آن بود (در بخش نخست مطلب) كه اسطوره‌ها جهان را برای ما «معنادار» می‌كنند. «درك معنا» امری فراتر از «شناخت» است. «معنا» به زنده‌گی ما جهت می‌دهد و انگيزه و مبنای عمل برای ما فراهم می‌كند. بدون معنا، دنيا خنثا و علی‌السويه است و هيچ انتخابی در آن بر ديگری رجحان ندارد. در ادامه قرار شد از خلال يك مثال، در باره‌ی مقايسه‌ی ميان جامعه‌ی ايران و جوامع غربی از لحاظ چه‌گونه‌گی شكل‌گيری «رفتارهای مصرفی» بر اساس اسطوره‌های حاكم بر زبان و فرهنگ آن‌ها بحثی مطرح شود. قبل از ورود به اين بحث اما در اين قسمت در باره‌ی «صورت مسأله» كه عبارت است از تفاوت ميان رفتارهای مصرفی در ايران و غرب، توضيحاتِ اوليه‌يی لازم به نظر می‌رسد.

 

2- رفتارهای مصرفی در ايران و در غرب

قبل از طرح مسأله لازم به توضيح است كه در باره‌ی امكانِ يك‌دست و يك‌پارچه به حساب آوردن كليتی به نام «غرب» بحث‌هايی وجود دارد كه لزومی به ورود به آن نيست. شايد نتوان از كليتی يك‌دست و يك‌پارچه به نام غرب سخن گفت، و نتوان جامعه‌ی خاصی را در نظر آورد كه مصداقِ كامل يك مفهوم عام به نام غرب باشد، اما به نظر من می‌توان ـ با درصد قابل قبولی از خطا ـ مجموعه‌يی از ويژگی‌ها و خصوصيات را ذكر كرد كه جوامعی (يا حوزه‌ی تمدنی‌يی) را كه غرب ناميده می‌شوند، از ساير جوامع و تمدن‌ها جدا كند. به هر حال در اين جا كه هدف، صرفا طرح يك ايده‌ی كلی‌ست و نه حل و فصل يك مسأله‌ی آكادميك، اين بحث‌ها را حل شده فرض می‌كنيم و به موضوع مورد نظر خود می‌پردازيم.

و اما صورت مسأله: صورت مسأله آن است كه چرا در ايران، رفتارهای مصرفی نسبت به جوامع غربی، «بی‌مبالات و غيرمسؤولانه» است؟ خودِ اين مسأله، پيش‌فرضِ بحث است. يعنی اصلِ بی‌مبالاتی و غيرمسؤولانه بودنِ رفتارهای مصرفی در ايران نسبت به جوامع غربی را مفروض و پذيرفته شده می‌گيرم و توضيحاتِ خود را به چرايی آن (از منظری خاصی كه ذكر شد) معطوف می‌كنم. در عين حال، از آن‌جا كه روشن‌تر شدن مفاهيم بی‌مبالاتی و غيرمسؤولانه بودن، به روشن‌تر شدن كلِ بحث كمك خواهد كرد، توضيحاتی درباره‌ی آن می‌دهم.

آمارهای بسياری وجود دارد كه نشان می‌دهد بسياری از شاخص‌های مصرفِ كالاهای مصرفی در ايران، از كشورهای ديگر خصوصا كشورهای غربی، يا از حد استاندارد جهانی آن بسيار بالاتر است، مثلا مصرف سوخت، برق و به طور كلی انرژی از اين جمله است. شايد ايران را به دليل آن كه توليد كننده‌ی نفت است، از كشورهای غربی كه خريدار آن‌اند كم‌مسأله‌تر بدانيم و صرفه‌جويی بيشترِ آنان را طبيعی محسوب كنيم، اما اگر رفتارهای مصرفی در مورد آب را نيز به فهرست فوق اضافه كنيم، اين توجيه ناپذيرفتنی می‌شود. مصرف آب نيز در كشورهای غربی و از جمله كشورهای اروپايی بسيار صرفه‌جويانه‌تر و مسؤولانه‌تر از ايران است، در حالی كه ايران در منطقه‌يی گرم و خشك و كويری واقع شده، اما كشورهای اروپايی هوايی پرباران و مرطوب و زمينی سرسبز دارند. مردم غرب در مصرف آب بسيار محطاط و حساس‌اند، مثلا اگر گشتی در كل اروپا بزنيد به سختی ممكن است حتا يك شير آبِ «پيچی» به شكل شيرهای آب ايران پيدا كنيد. حداقل در چند كشوری كه من ديده‌ام، تمامی شيرهای آب، حتا در بسياری از حمام‌ها، يا «تك‌ضرب» هستند به طوری كه با هر بار فشار دادن دكمه‌شان و باز شدن آب، پس از چند ثانيه بعد به طور خودكار قطع می‌شوند يا مجهز به چشم الكترونيكی هستند و تنها زمانی كه چيزی در برابرشان باشد باز می‌شوند. شايد اين صرفه‌جويی‌ها را به دلايل اقتصادی نسبت دهيم: قيمت انرژی و آب مصرفی در آن‌جاها بالاست، چرا كه يارانه ندارد و برابر با قيمت تمام شده (گاهی به اضافه‌ی سود) است. به همين دليل مردم خود به خود به سمت صرفه‌جويی می‌روند. گرچه اين نكته تا حدی درست است، اما نسبت دادن همه‌ی تفاوت‌های ميان رفتارهای مصرفی در ايران و اروپا به دلايل اقتصادی، ساده‌سازی مسأله است. استفاده از (يا به اصطلاح، «مصرفِ») هر نوع كالايی، «آدابی» دارد كه بايد رعايت شود و رعايت نكردن‌شان ممكن است اشكالاتی به بار آورد. بحث بر سر رعايت آداب است (كه مسأله‌يی غيراقتصادی و رفتاری‌ست) نه صرفا مصرفِ كم.

مثالی ديگر: «خيابان‌های شهر» را می‌توان يك كالا يا يك محصول تكنولوژی دانست. خط كندرو، خط تندرو، چهارراه، ميدان، پيچ، خط عابر، چراغ خطر، تابلوهای راه‌نمايی و ...، همه اجزاء و بخش‌های اين محصول هستند. حركت در خيابان‌ها را می‌توان به منزله‌ی «مصرف» اين كالا به حساب آورد. مصرف كالای خيابان، آداب و قواعدی دارد. در اروپا، سرعت اتومبيل‌های پيش‌رفته در اتوبان‌های استاندارد-بالای آن جا، هرگز از 120 كيلومتر در ساعت تجاوز نمی‌كند. هيچ ماشينی بدون راه‌نما زدن و اطلاع دادن قبلی، لاين حركت خود را (مثلا از تندرو به كندرو يا برعكس) عوض نمی‌كند. تاكسی‌ها هرگز به جز در ايست‌گاه‌های تعيين‌شده مسافر سوار و پياده نمی‌كنند و ... . كافی‌ست يك روز صبح هنگامی كه به سر كار خود می‌رويد، نگاهی گذرا با اين روی‌كرد به نحوه‌ی راننده‌گی در خيابان‌های شهری مثل تهران بيندازيد و در رعايتِ جزئيات ظريفِ آداب و قواعد راننده‌گی دقيق شويد. به نظر من به راحتی می‌توان ديد كه شلوغی و بی‌ترتيبی و به‌هم‌ريخته‌گی، صفتِ بارز خيابان‌های تهران است كه بخش اعظم آن از رعايت نكردن آداب راننده‌گی ناشی می‌شود.

ممكن است همه‌ی اين تفاوت‌ها را به جريمه‌های بسيار سنگين‌تر تخلفات راننده‌گی در كشورهای اروپايی نسبت دهيد، اما در آن‌جا شما اگر كنار خيابان ايستاده باشيد، اولين ماشينی كه از راه برسد، قبل از رسيدن به شما توقف كامل خواهد كرد تا شما رد شويد. اين ماشين اگر به شما توجه نكند و رد شود، جريمه نخواهد شد، اما «حق تقدمِ عابر پياده»، از «آداب» راننده‌گی‌ست و همه خود را ملزم به رعايت آن می‌دانند. جريمه‌های مالی صرفا پشتی‌بان اجرای قوانين است نه همه‌ی دليلِ آن. كل تفاوت در رعايت كردن يا نكردن «آداب مصرف» را نمی‌توان به دلايل اقتصادی ربط داد. مثلا چند درصد از ما موقع پرينت گرفتن از يك صفحه‌ی متن معمولی، كه كيفيت رنگ در آن اهميت ندارد، پرينتر را روی كيفيت پايين تنظيم می‌كنيم تا جوهر بيش از حد مصرف نشود؟ قيمت تونر پرينتر كه سوبسيد ندارد! روی كاتالوگ پرينترها توصيه شده است كه بيش از 30 صفحه در هر بار پرينت گرفته نشود. چند نفر از ما بعد از 30 صفحه پرينت گرفتن، صبر می‌كنيم تا پرينتر خنك شود؟ به نظر شما چند نفر از خانواده‌های ايرانی تلويزيون خود را وقتی كه تماشا نمی‌كنند، از حالت «استندبای» خارج كرده و با دكمه‌ی “power” خاموش می‌كنند؟ حتما می‌دانيد وقتی كه تلويزيون را فقط با دكمه‌ی كنترل خاموش كنيد روی حالت استندبای قرار می‌گيرد و كاملا خاموش نمی‌شود و در نتيجه جريان برق در مدار آن برقرار می‌ماند و به عبارت ديگر به اندازه‌ی سی تا چهل درصد از برقی را كه در حالت روشن مصرف می‌كرده،‌ مصرف می‌كند و البته به همان اندازه هم استهلاك به بار می‌آورد. همه‌ی اين‌ها، هزينه‌های اقتصادی هم دارد، اما بسياری از مردم در ايران آن‌ها رعايت نمی‌كنند. هر رفتاری، از جمله رفتاری كه ما با كالاهای مصرفی داريم، «آدابی» دارد كه «حكمت‌هايی» در آن‌هاست، اما ما برخی از اين آداب را رعايت می‌كنيم و برخی را نه. مثل اين كه فقط بعضی از حكمت‌ها را قبول داريم و در بعضی ديگر از رفتارها، حكمت‌هايی را كه در رعايت آداب‌شان هست، قبول نداريم يا مهم نمی‌دانيم.

به نظر من رفتار مصرفی در ايران «بی‌مبالات» و «غيرمسؤولانه» است. اين، به معنای «پرمصرف» بودن نيست. اين، «مصرفِ غلط» است كه «زياده‌روی و اسراف» تنها يكی از عوارض آن است. می‌توان توضيح داد كه «مصرف بی‌مبالات»، يك مسأله‌ی اجتماعی بسيار مهم است كه عوارضی بسيار عميق‌تر و سنگين‌تر از اسراف دارد.

بی‌مبالاتی را تنها نبايد به رفتارِ ما با كالاهای مصرفی محدود كرد. اين بی‌مبالاتی و رعايت نكردن آداب در رفتارهای ديگر هم وجود دارد. مثلا در روابط اجتماعی‌مان با ديگران. در آن‌جا نيز برخی از آداب را رعايت می‌كنيم و برخی ديگر را رها می‌كنيم. مثال ديگر، رفتار با «نظام‌های اجتماعی‌»ست:‌ ساختارهای اداری، قانونی و بوروكراتيك. در اين نوع رفتارها نيز همه‌ی آداب تمام و كمال اجرا نمی‌شود. مثلا پديده‌يی مانند «پارتی‌بازی» نتيجه‌ی پای‌بندی به برخی از آداب رفتار اجتماعی، و در مقابل بی‌قيدی نسبت به برخی ديگر است. شايد بتوان همه‌ی اين بی‌مبالاتی‌ها را دارای منشأيی يك‌سان دانست. به هر حال آن‌چه من فعلا در اين‌جا قصد طرح آن را دارم، الگويی‌ست برای توضيح علل بی‌مبالاتی در رفتارهای مصرفی، يعنی رفتارهايی كه ما با كالاهای مصرفی داريم. بسط اين الگو به ساير رفتارها نياز به كار بيش‌تری دارد.

آخرين نكته‌يی كه می‌ماند آن كه به نظر من دلايل اين تفاوت‌ها در رعايت يا عدم رعايت آدابِ انواع رفتارهای اجتماعی در ايران و غرب را نمی‌توان به حوزه‌های فردی اخلاقی و روانی نسبت داد. نمی‌توانيم غربی‌ها را مثلا خوش‌اخلاق‌تر يا باهوش‌تر بدانيم و پاسخ مسأله را به اين موضوع نسبت دهيم. نسبت دادن قضيه به تفاوت‌های اخلاقی از اين جهت كارساز نيست كه چيزی به صورت مسأله اضافه نمی‌كند. خوش‌اخلاقی و بداخلاقی از بدو تولد در ذات كسی نهاده نشده. اخلاق نيز امری‌ست اكتسابی و اجتماعی. اگر غربی‌ها را خوش‌اخلاق‌تر بدانيم، به چرای مسأله پاسخ نگفته‌ايم بلكه مسأله‌يی به مسائل اضافه كرده‌ايم. اين كه می‌گوييم غربی‌ها به «آدابِ» رفتارها پای‌بندترند، به زبان ديگر می‌توان گفت كه اخلاقی‌ترند. پس مسأله هم‌چنان باقی‌ست. نسبت دادن موضوع به تفاوت‌های هوشی نيز درست نيست چرا كه يك‌سان بودن برآيند توانايی‌های غيراكتسابی افراد بشر در تمامی جوامع يكی از پيش‌فرض‌های پذيرفته‌شده‌ی تمامی علوم انسانی ام‌روز است. چنين تحليلی تنها فرار از مسأله و پاك كردن صورت آن است و اطلاعی به اطلاعات ما نمی‌افزايد.

 

Ç

 

آثار اين شماره

زنده‌گی با مناسك

فرزانه‌گی‌های جاودان: فرهنگ گفت‌وگو

اسطوره‌های هدايت‌كننده‌ی رفتارهای مصرفی

نقش «اسطوره» در هدايت رفتارهای مصرفی: چند پرسش

سلام‌ام را تو پاسخ گو!

انجيل به روايت «تأويل‌ها»

نگاهی به نقدی كه بر «چهارشنبه‌سوری» نوشته شد!

چند روايت معتبر در باره‌ی مصطفا

در طبقات كتاب‌خانه

من و رؤيا

مخالف‌خوانی

عاشقانه‌ها

پ ا ز لِ ز ن د ه گ ی

باز هم نه در دفاع از وب‌لاگِ‌ستان ...

و

برای هم‌راهان فروغ، ...

هشت بهشت در بهار عشق

نرگس‌دانه ...

رنگ كلمه: ده شعر و طرح و هشت شاعر

مسابقه‌ی ادبی والس: جايزه‌ی شعر