سال چهارم

سی مهر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نرگس بابايی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shaghayegh_ghaaasedak

[@] yahoo [.] com

 

شادی بيان

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shadi.bayan

[@] gmail [.] com

 

محمد معزی

هم‌راه با او / آثار پيشين

mohammad.meem

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: طرح‌هايی از سه شاعر

دوازده طرح از

نرگس بابايی / شادی بيان / محمد معزی

 

پنج طرح: بوسه، گريه، نور، سايه و صدای تو

نرگس بابايی

 

بوسه

در شوره‌زار گونه‌ات

حلاوت بوسه

برق می‌زند

 

گريه

آه

اين صدای بم‌ات

به وقت گريه

بر سرم آوار می‌شود

 

نور

يک جعبه کبريت تمام کردم

و هنوز نور را نديده‌ای

خسته شدم

چشم‌هايت را باز کن

 

سايه

سردم شده

سايه‌ات را از سرم بردار

 

صدای تو

گوش‌هايم برای تو

صدايت را

به من هديه بده

 

Ç

 

پنج طرح:

شادی بيان

 

1

به کرم‌هايی می‌ماند

که در دلِ پسته‌های کنج ِ گنجه،

رهاشده پيدا کرديم،

اين غم ِ موذی!

پيش از آن‌که دل‌ام

پُر ِ پروانه‌های کوچکِ تنهايی شود،

کاری کن!

 

2

ساعت

از وقتِ گريستن

      گذشته بود

و بـرای خنديـدن

      دير بود.

 

خوابيـدم!

 

3

افسوس!

از پس ِ آن همه بی‌هوده اميـــدها

اين نااميدی بزرگ

پيدا نبود ...

 

4

تمام روز

پی يک روسری سپيد می‌گشتم!

به مادرم قول داده بودم

با لباس سپيد بازگردم ...

 

5

نه! ديازپام نه!

 

من مرگ را

با «زنـده‌گی» از ياد می‌برم،

نه مرگی ديگر!

 

Ç

 

دو طرح

محمد معزی

 

1

دريای دل، توفانی

آسمان چشم، ابری

چه كسی در راه است؟

 

آسمان، آبی

دريا، آرام

با تو

با تو

با تو

...

 

2

در دل وا كردم:

فوران زباله

يك پيت نفت

يك شعله‌ی كبريت بی‌خطر

آتش!

مانده بر جای

دل پاك

نعش زغال!

 

Ç