سال چهارم

سی مهر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شايان الهامی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shayanelhami

[@] gmail [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

آناتای سونوفويی

شايان الهامی

 

وقتی شانزدهم شهريور ماه سال 1382 از تور دو ميليون و هشت‌صدهزار تومانی يونان جا ماندم، با عصبانيت به آژانس آن‌ها مراجعه کردم و غرامت خواستم. در عوض هر نوع عذرخواهی يا غرامتی، يک تور سه ميليون تومانی، بدون پرداخت مابه‌التفاوت، به من پيش‌نهاد کردند که دو روز بعد در «سونوفو» برگزار می‌شد. تور تنها شامل بازديد از يک “Initiation Ordeal” می‌شد که منشی آژانس آن را ترس‌ناک، تهوع‌آور ولی بی‌نهايت جالب خواند و با يک چشمک مرا راضی کرد که در آن شرکت کنم. اميدوار شدم که در بازگشت در صورت جالب نبودن تور، غرامت‌ام را از لب‌های صورتی و گوشت‌آلود منشی بگيرم، اما در بازگشت، نه تنها ديگر به آن آژانس نرفتم، بلکه تا يک سال، با ترس از خانه، خيابان و شهر خودم خارج می‌شدم. چند وقت پيش با پيدا کردن يک فرهنگ لغت سونوفويی، ترجمه‌ی اشعاری را که در آن آيين شنيده بودم برای دوست‌ام که سردبير مجله‌يی محلی بود ارسال کردم و ايشان هم با نهايت لطف و به‌رغم علم به دردسرهای بعدی، آن را به همان شکل اوليه در شماره‌ی صد و هفتم (شهريور 83) چاپ کردند. بعدها متوجه اشتباهی که در ترجمه‌ی ابيات چهار، هفت، هشت و انتهای بيت ده رخ داده بود، شدم. حالا صورت صحيح را در همين‌جا مجددا می‌آورم. به هر حال، با قطع خودسرانه‌ی قرص‌های ضد فوبيا و به‌رغم ترس شديد از خروج از منزل، اشتياق شديدی به بازگشت به سونوفو و حلاليت طلبيدن از آن دختر برهنه در من شکل گرفته است، اما می‌دانم اميد باطلی‌ست. پيدا کردن او سخت‌تر از پيدا کردن سوزن در انبار کاه است. البته اميدهايی هم وجود دارند، مثلا شايد پيرمردی که طبل می‌زد، اين اشعار را می‌خواند و حاضران را مجبور به فحاشی جنسی نسبت به آن دخترک می‌کرد، هنوز زنده باشد و نشانی از او داشته باشد. شايد روزی برگردم و حلاليت‌خواهی کنم. شايد هم ديگر زنده نباشم!
اينك ترجمه‌ی اشعار:

1- از بودن، بايد بودن، بايد رفتن، بايد، بايد، بايد، بودن، بودن، بودن.

2- از آيين‌های ورود، پذيرش، آيين‌های ورود، پذيرش، پذيرش، پذيرش.

3- من جادوگر قبيله‌ام، قبيله‌ام، قبيله‌ام، جادوگر، بودن، بودن، بودن.

4- آناتا، آناتا، آناتا! ديرگاهی‌ست، آناتا، آناتا، آناتا!

5- ديرگاهی بود. آناتا بود. من بودم. آناتا بود. بود. بود.

6- آناتا ورود. آناتا پذيرش. آيين ورود. آيين پذيرش.

7- ديرگاهی‌ست. آناتا هست. آناتا ايستاده است. آناتا وارد می‌شود. ديرگاهی‌ست. ديرگاهی‌ست.

8- بد ديرگاهی‌ست. آناتا وارد می‌شود. از آيين. از ورود. آناتا وارد می‌شود.

9- جاده هست؟ جاده چيست؟ آناتا نمی‌داند. از قبيله. از قبيله. آناتا از بد قبيله

10- قديم. بودن. ورود. پذيرش. آناتا بد قديم. ديرگاهی‌ست.

11- اندوه. پذيرش. بد. اندوه. اندوه. اندوه. بد ورود.

12- من جادوگر. بودن. بد قبيله. آناتا.

13- برهنه. برهنه. بد برهنه. بودن. بودن. بودن. آناتا ورود. آناتا بد ورود.

14- من جادوگر. من جادوگر. برهنه. بودن. بودن. بودن.

15- از من. از آناتا. از بودن. از جادوگر. از بودن. از آناتا.

16- برهنه. من. قبيله. آناتا. ورود. من. آناتا. پذيرش.

17- سکوت!

18- سکوت!

19- سکوت!

20- سکوت!

 

Ç