سال چهارم

سيزده فروردين 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نرگس بابايی

فيروزه خرم‌شاهی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

f.khoram

[@] gmail [.] com

 

مجتبا ويسی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mojtaba_veissi

[@] yahoo [.] com

 

هنگام

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: سه شعر و سه شاعر

شعرهايی از

فيروزه خرم‌شاهی / مجتبا ويسی / هنگام

 

آشتی

فيروزه خرم‌‌شاهی

 

تو عابر توالی اين كوچه‌ها شدی

در خلوت و سكوت

می‌ريزد از درخت

روی سرت اميد.

با يك هزار

شبهه و ترديد رفته‌ای

برگشته‌ای چه زود

با دست پر ز راه

اين برگ‌های زرد

در دست‌های تو

خود يك نشانه است

از آشتی تو با فصلی از شكيب

Ç

 

بعد از آن

مجتبا ويسی

 

گوش کن

بعد از آن

از رفتن‌ات

چشم‌ها را بر آتش گذاشتم

و دو اخگر

دريا را داغ می‌کنند اکنون 

Ç

 

دل‌داده‌گی

هنگام

 

ديگر از كدام روزنه

با كدام شوق

روی پنجه‌ی پاهايم

ساده‌گی كنم؟

 

در سال‌خورده‌گی اين ملال

بی‌قرار

در فراق دست‌هايم

ايستاده‌گی كنم؟

 

مرا صدای جانانی

ناوك م‍‍‍ژگانی

به آرام رسانده بود

تا پوست و استخوان

 

اكنون

در چارقد خيال

با سكوت

دل‌داده‌گی كنم!

 

Ç