سال چهارم

24 اردی‌بهشت 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Industrial Design A-Z, Serial Translations by B Jalal-zadeh Notes and Photos by S. Mobasheri

 

طراحی صنعتی، از الف تا يا: اميليو آمباسز

بخش سوم از ترجمه‌ی كتاب «طراحی صنعتی، از الف تا يا» توسط بهاره جلال‌زاده

اميليو آمباسز در دانش‌گاه پرينستون معماری خواند، در دبيرستان طراحی گشتالت شهر اولم به مدت يك سال تدريس كرد و دوره‌ی دكترای خود را تا سال 1969 در پرينستون گذراند ... ادامه

 

چشم‌اندازهای روزمره: روز دوم

خرده يادداشت‌ها و تصاويری از دل روزمره‌گی‌های شهاب مباشری

نمی‌دانم چه‌طور شد كه ياد روزهايی از كودكی افتادم كه ... پای تلويزيون می‌نشستم و چرخ زدن بچه‌های هم‌سن و سال‌ام را در گود زورخانه می‌ديدم _ در آن سال‌ها ورزش باستانی با روی‌كردی انقلابی به عنوانی ورزشی انباشته از خوی پهلوانی حسابی تبليغ می‌شد. به هر حال، بعد از آن تماشا، گل وسط قالی می‌شد نقش مركز گود زورخانه برای من و می‌چرخيدم و می‌چرخيدم، چه بچه‌گانه چه ناشيانه! ... ادامه

 

من از لوليدن وسط اين همه شعر و داستان کوتاه و کتاب‌های فانتزی خوش‌ام می‌آيد!

گزارش شخصی شادی بيان از نمايش‌گاه كتاب و مطبوعات ام‌سال

بعد از کلی خواهش و التماس به يکی دو نفری که خيلی دل‌ات می‌خواهد هم‌راه‌ات شوند برای ديدن نمايش‌گاه کذايی کتاب، سرت به سنگ می‌خورد و تصميم می‌گيری تنهايی بروی. با آن حجم کتاب‌های هنوز خوانده‌نشده‌يی که در بغل کتاب‌خانه‌ات به خواب رفته‌اند، به خودت قول داده‌ای که چيزی نخری. فقط قرار است بروی ببينی چه نی‌نی کتاب‌هايی اجازه‌ی تولد يافته‌اند و حالِ مامان انتشاراتی‌ها چه‌طور است و البته حتما سری هم به سالن مطبوعات خواهی زد ... ادامه

 

آخرين ميوه

بخش نخست از داستانی نوشته ری برادبری با ترجمه‌ی ستار شكری

ويليام آكتون بلند شد. تيك‌تاك ساعت روی تاق‌چه، نيمه‌شب را نشان می‌داد. به انگشتان‌اش نگاه كرد. به اتاق عريض اطراف‌اش نگاه كرد و به مردی كه روی زمين دراز كشيده و مرده بود و ديگر نه چيزی می‌گفت نه حس درنده‌خويی ايجاد می‌كرد. ويليام آكتون كه انگشتان‌اش به دگمه‌های ماشين تحرير ضربه می‌زدند، كام دل می‌گرفتند، و برای صبحانه‌های پيش از وقت همبرگر و تخم مرغ سرخ می‌كردند، حالا مرتكب قتل شده بودند ... ادامه

 

آلن و يك داستان كوتاه

دو داستانك از آيزاك كلی با ترجمه‌ی مجتبا ويسی

آف‌تاب بر می‌آيد. آلن از خواب بيدار می‌شود. گرفته و عبوس است. فرنی می‌خورد. به تلويزيون نگاه می‌کند. حال‌اش به‌تر می‌شود. آلن دارد می‌ميرد. به بازی نينتندو ... ادامه

 

موج و اوج با آزادی

دو طرح كوتاه از هنگام

بچه موج از مادرش پرسيد: "اين همه آب برای چيست؟" مادرش گفت ... ادامه

 

شناخت شاه‌نامه: نامه‌ی جان و خرد

بخش سوم از سلسله مقالات جديد محمود كوير در حال و هوای شاه‌نامه

«رستم و سهراب» داستانِ داستان‌هاست، داستان هميشه‌گی تاريخ. نقالان و مرشدان در قهوه‌خانه‌ها، ساليان دراز با اين داستان، اشک در چشم مردمان گردانيده‌اند. اين داستانْ حکايت تاريخی ماست. حکايت جان‌سختی نظام کهنه و واپس‌مانده در برابر نو ... ادامه

 

رنگ كلمه: شش شعر و پنج شاعر

شش شعر از داود اصلانی، شادی بيان

علی‌رضا حسين‌آبادی، فيروزه خرم‌شاهی و هنگام

ادامه

 

خيابانی‌ها: کنار کاخ‌های کاغذی کودکان خيابانی

مجموعه‌ی پنج شعر و ترانه از محود كوير

خيابانی / چندين کودک / گرد خاکسترها / بادهای گرگ / گله‌های برف / چند تايی بادبادک / يک قوطی واکس ... / شعرهايم کو؟ / کبريت کجاست؟ / چه شب خوش‌رنگی‌ست! ... ادامه

 

ابزارهای لازم برای شعر ام‌روز

يادداشت كوتاهی از كامبيز منوچهريان در باره‌ی شعر و شاعری

از همان گذشته‌ی دور، هم‌راه پيش‌رفت شعر، علوم مرتبط با آن نظير عروض و قافيه، معانی و بيان و بديع و ... به تدريج قوت گرفته و راه را برای تجزيه و تحليل و نقد شعر هموار كرده‌اند. اما پس از فروپاشی حكومت چند صد ساله‌ی وزن بر شعر فارسی، بسياری از علوم مرتبط با آن مثل عروض و قافيه عملا كارايی خود را از دست دادند ... ادامه

 

 
 
 

خطاب به هم‌راهان: آدابی نانوشته

1

«فروغ» گاه‌گاه نامه‌يی كوتاه به دوستان‌اش می‌نويسد تا يادآور آماده كردن اثری برای انتشار شود، حتا اگر برخی‌شان اثری در نوبت انتشار داشته باشند، از اين فهرست بيرون نمی‌مانند. پس چه خوب كه اين هم‌راهان عجولانه «فروغ» را كه نه غريبه است، گله نگذارند كه چه و چه!

برنامه‌ريزی «فروغ» برای انتشار مطالب و آثار به نحوی‌ست كه تا سر حد امكان، هر اثری به شكل مناسبی ديده و خوانده شود. برای مثال، در همين شماره كه مجال خوبی مهيا شده تا چند داستانك و طرح كوتاه را به همت مجتبا ويسی و هنگام بخوانيم.

 

2

«فروغ» به پيش‌نهاد هم‌راهان‌اش گاه به انتشار آثاری در قالب يك سلسله می‌پردازد. چه خوب كه اين سلسله‌ها منقطع نشود تا به پايان. «فروغ» همان‌قدر كه به هم‌كاران‌اش وفادار است به خواننده‌گان‌اش نيز متعهد! به همين خاطر سپاس می‌گويد بهاره جلال‌زاده، محمود كوير و ستار شكری را كه آثار بلند خود را يك‌جا و با پيش‌بينی بخش‌بندی در چند شماره‌ی متوالی، مسؤولانه به «فروغ» می‌سپارند.

راستی، چند وقتی‌ست منتظر خواندن ادامه‌ی بحث «اسطوره‌های هدايت‌كننده‌ی رفتارهای مصرفی» و «اگر بخواهم فيلم‌نامه بنويسم» مانده‌ايم و گويی خبری نيست!

 

3

«فروغ» از انتشار گزارش‌هايی كه نگاه به روی‌دادهای مختلف فرهنگی دارند، هميشه استقبال كرده است. فقط چه سنجيده است كه اين گزارش‌ها گذشته از اين كه روحيه‌ی شخصی گزارش‌گر را منعكس می‌كنند تا صميميت فضای انتشارات الكترونيكی را عينيت بخشند، حتما از ماهيت روزنامه‌نگارانه برخوردار باشند. فراموش نكنيم كه «فروغ» بستری‌ست برای نشر و روزنامه‌نگاری الكترونيكی.

اين بار به قلم محسن خضرايی‌راد گزارشی از برگزاری نخستين هم‌آيش بررسی مسائل علوم اجتماعی ايران به دست «فروغ» رسيد كه ماهيتی بيش‌تر اداری دارد تا روزنامه‌نگارانه. از طرفی اين گزارش حاوی اطلاعات قابل و شايان توجهی‌ست. به همين خاطر، بی آن كه صفحه‌ی جداگانه‌يی در مجله باز شود، پرونده‌ی اين گزارش را (با قالب پی‌دی‌اف و بدون اعمال ويرايش رايج در مجله) می‌توانيد بارانداز كنيد و بخوانيد.

 

4

«فروغ» بنا دارد تا در صورت اطلاع و باخبری، از بازنشر آثار و مطالبی كه پيش‌تر يا هم‌زمان به صورت الكترونيكی در ديگر مجلات، پای‌گاه‌ها و وب‌لاگ‌ها منتشر شود، خودداری كند. البته اين تلاش هميشه به دلايلی گوناگون (بيش‌تر به خاطر بی‌خبر ماندن «فروغ» از ارائه‌ی مطلب و اثر توسط صاحب آن به چند نشريه‌ی الكترونيكی يا انتشار آن در وب‌لاگ شخصی‌اش) مثمر ثمر نبوده است.

همين است كه اينك نيز از بازنشر مقاله‌ی «ماتريس از فراسوی شعارها» به خاطر انتشارش در وب‌لاگ نگارنده‌اش (كاوه احمدی علی‌آبادی) در می‌گذرد.

 

5

رونق بحث و گفت‌وگو در گروه «فروغ» در ياهو، به حضور فعال هم‌راهان و صاحبان آثار وابسته است. تا ايشان خود دعوت به گفت‌وگو و درخواست نظر نكنند و يا به فراخوان‌ها كم‌اعتنا بمانند، انتظاری نمی‌شود از مخاطبان و ره‌گذران سياحت‌گر اينترنت انتظاری داشت.

پس باز هم «فروغ» دعوت‌تان می‌كند تا با عضويت در و هم‌راهی با اين گروه، تعامل و پويايی بيش تری را در مجله دامن بزنيد!