سال چهارم

چهار تير 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شادی بيان

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shadi.bayan

[@] gmail [.] com

 

 

زيبا كاوه‌يی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

ziba_kavehi

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

داستانك‌ها: دو اثر

چند طرح و داستانك از شادی بيان و زيبا كاوه‌يی

 

به‌ترين مامان دنيا

شادی بيان

آه، کوچولو! می‌دانی که در هفته‌های پيش از اين خيلی درباره‌ی خودمان فکر کرده‌ام. بيش‌تر از هر چيز در باره‌ی اين که چه‌طور می‌توانم به‌ترين مامان دنيا برای تو باشم. اين موضوع ِ خيلی مهمی‌ست عزيزم. برای همين تصميم‌گيری در باره‌ی آن خيلی مهم‌تر می‌شود.

فکر کنم بدانی مامان در طول اين چند هفته چه‌قدر در عذاب بوده است و البته همه‌ی اين‌ها به خاطر اين بوده است که مامان تو را خيلی خيلی بيش‌تر از خودش دوست دارد. اگر جز اين بود هيچ وقت جرأت پيدا نمی‌کرد، تک و تنها روی اين تخت ترس‌ناک سفيد، دراز بکشد.

تو اما نترس کوچولوی من! آسوده بخواب. مامان اجازه نمی‌دهد دست‌های وحشی «بــــــودن» بر تن کوچک و نحيف‌ات چنگ بيندازند. مامان نمی‌گذارد تو «کسی‌» شوی! مامان همه‌ی دردها را به تنهايی بر دوش می‌کشد.

 

پی‌نوشت: سالانه 46 ميليون زن در سراسر دنيا سقط جنين می‌کنند و هر 7 دقيقه يک زن به خاطر سقط جنين غيرقانونی جان خود را از دست می‌دهد. تحقيقی که توسط گروبر و ديگران (1999) انجام شد، نشان داد که کودکانی که بر اثر سقط جنين به دنيا نمی‌آيند، اگر به دنيا می‌آمدند «به طور سيستماتيک احتمال داشت که در شرايط نامطلوب‌تری زنده‌گی کنند: 60 درصد احتمال بيش‌تری داشت که تنها با يکی از والدين زنده‌گی کنند، 50 درصد احتمال بيش‌تری داشت که در فقر زنده‌گی کنند، 45 درصد احتمال بيش‌تری داشت که در خانواری تحت حمايت تأمين اجتماعی زنده‌گی کنند، و 40 درصد احتمال بيش‌تری داشت که در سال اول زنده‌گی تلف شوند.»

منبع خبر: http://www.dreamofjustice.com/teimouri/fa/?mi=1&iin=131&ffp=1

 

شب‌تاب و پروانه -2

زيبا كاوه‌يی

                                                                                    برای زيباترين پروانه‌ی باغ

 

كرم شب‌تاب نگاهي به پروانه‌يی كه در نزديكی‌اش روي يك گل نشسته بود انداخت و با حيرت گفت: "آه، تو چه‌قدر زيبا هستی!"

بعد لحظه‌يی سكوت كرد و پرسيد: "می‌شود تو را دوست داشته باشم؟"

پروانه يكه‌يی خورد. پرسش كرم شب‌تاب را به رايانه‌ی مغزش برد. داده‌ها و معادلات قبلی رياضي، سياسی، اجتماعی، فرهنگی و هنری را جمع و تفريق كرد، تجزيه و تحليل كرد، پردازش كرد و از كرم شب‌تاب پرسيد: "دوست داشتن من برای تو چه فايده‌يی دارد؟"

كرم شب‌تاب بدون درنگ پاسخ داد: "آن وقت می‌توانم از نيروی دوست داشتن تو تمام انرژی‌ام را به نور تبديل كنم و چنان درخشان بتابم كه تا به حال هيچ كرم شب‌تابی نتابيده باشد."

پروانه لحظه‌يی ساكت شد. پاسخ كرم شب‌تاب را به رايانه مغزش داد. داده‌ها و معادلات قبل و بعد را جمع و تفريق كرد، تجزيه و تحليل كرد، پردازش كرد و از كرم شب‌تاب پرسيد: "درخشان تابيدن تو چه فايده‌يی برای من دارد؟"

كرم شب‌تاب بدون درنگ پاسخ داد:

"وقتی كه من آن‌قدر درخشان بتابم كرم شب‌تاب‌های زيادی توجه‌شان جلب می‌شود، می‌آيند و علت آن را از من خواهند پرسيد. آن وقت من با آن‌چنان شوری زيبايی تو را برای آن‌ها توصيف خواهم كرد كه عاشق‌ات بشوند و درخشان‌تر بتابند. آن وقت فكرش را بكن! يك باغ بزرگ كرم شب‌تاب درخشان كه عاشق زيبايی تو هستند!"

پروانه سكوت كرد. پاسخ كرم شب‌تاب را به رايانه‌ی مغزش نداد. رايانه را خاموش كرد. معادلات ناپديد شدند. سپس به كرم شب‌تاب خنديد و گفت: "دوست‌ام داشته باش!"

 

Ç