|
|
|
|
|||||||||||||
|
شاهكشی در اسطوره و تاريخ ايران بخش سوم از نوشتاری تازه از محمود كوير در بازخوانی ريشههای فرهنگی ايرانزمين اما داستان ايرج از زبان و قلم دانای توس، روايت ديگریست از تاريخ! ايرج از همهی آن گردنکشان و شمشيرکشان از زمين تا آسمان دور است. دانای توس در اين داستان که بنيان شاهنامه و پديد آمدن ايران و توران است، نشان میدهد که قدرت چه هيولايیست و مهر و مدارا و خرد و دانايی چه گوهر تابناکی ... ادامه
يادداشتی از نصرالله سررشتهدار به بهانهی شايعهپردازی در بارهی وضعيت فعلی «پاسارگاد» ... چندی پيش، شايد در حدود يكی دو هفته، دوستی شفاها خبر داد كه چه ايستادهايم كه پاسارگاد رفت زير آب به خاطر سد سيوند. گفتم: "تا اونجا كه من میدونم، فعلا آبگيری سد سيوند عقب افتاده!" و او به تأكيد گفت كه عكسهای خبری اين مسأله را خودش ديده است ... ادامه
خرده يادداشتها و تصاويری از دل روزمرهگیهای شهاب مباشری هر آدمی چه بسا روزی سر رو به هوا كند! نه از آن سر به هوا شدنهايی كه نشانهی گيجی و حواسپرتیاند، نه! اين چرخش سر رو به آسمان، همراه با غلتيدن دو كرهی چشم در كاسههاشان است كه خيره میشوند و مبهوت. و شايد هم حس و حال ديگری را نيز آدمی تجربه كند در اين سر به هوايی و گاهی به آسمان نگاه كردن! ... ادامه
دو طرح داستانی از كاوه احمدی علیآبادی آسمان ابری است و ابرها گاه از دامنهی كوهها سرازير شدهاند. قطار از پيچی كوهستانی عبور میكند. دود سفيد رنگی حالا در بالای قطار میرقصد و برای لحظاتی همه جا را میپوشاند. كوپهی جوان در رأس پيچ كوهستانی قرار دارد و از شكاف دود و مه، پيرمردی كه شبيه جوان است و انگار قطعیيی از دوران پيری خود اوست ... ادامه
داستان كوتاهی از غلامعباس مؤذن گرسنهام بود. شكمام به پشتام میچسبيد و قر و قر میكرد. به فريبا گفتم: "چرا امروز برعكس روزهای پيش خيلی احساس گشنهگی میكنم؟" ... ادامه
چهار شعر از داود اصلانی و هنگام
|
|