|
|
|
|
|||||||||||||
|
خودكامهگی و درآمدی بر شخصيت بزرگمهر مقالهيی از محمود كوير خودکامهگی از نمودهای اساسی قدرت در کشورهايی چون ايران است. ساخت قدرت به سبب نداشتن پایگاهی طبقاتی و مردمی، درآميخته بودن با دين و نفوذ بسيار در اقتصاد، به گونهيیست كه در فرآيندی کوتاه، قدرتمندان رو به خودکامهگی آورده و نمیتوانند از اين روند گريزی بيابند. حكومت گورستان نيروهای آزادیخواه است، زيرا که قانون، امنيت و آزادی نيست ... ادامه
در ميان دروغ سياست آمريكايی و خشونت بنيادگرايی دينی نگاه نصرالله سررشتهدار به رفتار رسانهيی صدا و سيما در قبال وقايع جهانی در زمانهی پس از فروپاشی كمونيسم شوروی و يكقطبی شدن موقتی بازی قدرت، چه بسا برتریجويی همراه با تحقير آمريكايیها _ بهطور خاص جمهوریخواهان _ بوده كه پابهپای زخمهای سر باز كردهی به نحوی پسامدرن در جوامع جنوب و كشورهای در حال توسعه و حتا توسعهنيافته، دوباره شرايط جنگ قدرت را با حضور بيش از يك قطب احيا كرده است ... ادامه
تنها نمیدانم چرا مرا دوست میدارد! يادداشت شهاب مباشری به بهانهی فيلم شاعرانهی «لئا» ... لئا فيلم تلخ و شيرينیست. يكجور قصهی پريان است كه پايان خوشی ندارد، اما به بهشت میبردت! بازخوانی و بازبينی داستان «ديو و دلبر» در زمانهی معاصر و بر بستری نو، انتظاری جز مواجهه با يك شعر مصور بهجا نمیگذارد. شعر از وقتی آغاز میشود كه مادر لئا در حال مرگ به او میگويد: "برایام بنويس!" ... ادامه
داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی آسمان غروب خون و خاكستر بود، تابلويی از افق خونآلود كه تا ميانهی آسمان به خاكستر كشيده میشد. خيابان رو به افق تيره میزد ــ و هيچكس گويی به قدم زدن در خيابان رغبتی از خود نشان نمیداد. هم از اول كه به خيابان رسيديم، جمعی پراكنده روی پلههای مغازههای ويرانه به نظارهمان نشسته بودند، و عدهيی چرت میزدند. غبارِ نشسته بر آسفالتِ جابهجا گلولهكندشدهی خيابان از زير جيپ شتابدارمان به هوا میخاست و دوباره بر ويرانهها و نظارهگران مینشست. سرفهها به ديده میآمد. خرمشهر ... ادامه
داستان كوتاهی از شايان الهامی برق را روشن کردم و ناگهان ملخی پريد! همه چيز يادم آمد. چرا کولرها هر چهقدر کار میکنند هوا هنوز گرمايی خفهکننده و نفسگير را بر ما تحميل میکند؟ آب نيست. باد خشک را فوت میکنند. تا دو ساعت ديگر هم برق را میبرند. حشرات چرا بیتابی میکنند؟ اين سومين عقربیست که کشتهام. مورچهها زهرش را هم خوردند ... ادامه
رنگ كلمه: پنج شعر از چهار شاعر پنج شعر از داود اصلانی، نرگس بابايی، مهدی كريمزاده و هنگام
|
|