سال چهارم

26 شهريور 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Review on "Lea", by S. Mobasheri A Note by N. Sarreshtedaar, in regard to 9/11 Happenings

 

خودكامه‌گی و درآمدی بر شخصيت بزرگ‌مهر

مقاله‌يی از محمود كوير

خودکامه‌گی از نمودهای اساسی قدرت در کشورهايی چون ايران است. ساخت قدرت به سبب نداشتن پای‌گاهی طبقاتی و مردمی، درآميخته بودن با دين و نفوذ بسيار در اقتصاد، به گونه‌يی‌ست كه در فرآيندی کوتاه، قدرت‌مندان رو به خودکامه‌گی آورده و نمی‌‌توانند از اين روند گريزی بيابند. حكومت گورستان نيروهای آزادی‌خواه است، زيرا که قانون، امنيت و آزادی نيست ... ادامه

 

در ميان دروغ سياست آمريكايی و خشونت بنيادگرايی دينی

نگاه نصرالله سررشته‌دار به رفتار رسانه‌يی صدا و سيما در قبال وقايع جهانی

در زمانه‌ی پس از فروپاشی كمونيسم شوروی و يك‌قطبی شدن موقتی بازی قدرت، چه بسا برتری‌جويی هم‌راه با تحقير آمريكايی‌ها _ به‌طور خاص جمهوری‌خواهان _ بوده كه پابه‌پای زخم‌های سر باز كرده‌ی به نحوی پسامدرن در جوامع جنوب و كشورهای در حال توسعه و حتا توسعه‌نيافته، دوباره شرايط جنگ قدرت را با حضور بيش از يك قطب احيا كرده است ... ادامه

 

تنها نمی‌دانم چرا مرا دوست می‌دارد!

يادداشت شهاب مباشری به بهانه‌ی فيلم شاعرانه‌ی «لئا»

... لئا فيلم تلخ و شيرينی‌ست. يك‌جور قصه‌ی پريان است كه پايان خوشی ندارد، اما به بهشت می‌بردت! بازخوانی و بازبينی داستان «ديو و دل‌بر» در زمانه‌ی معاصر و بر بستری نو، انتظاری جز مواجهه با يك شعر مصور به‌جا نمی‌گذارد. شعر از وقتی آغاز می‌شود كه مادر لئا در حال مرگ به او می‌گويد: "برای‌ام بنويس!" ... ادامه

 

غروب آن روز

داستان كوتاهی از وحيد آقاجانی

آسمان غروب خون و خاكستر بود، تابلويی از افق خون‌آلود كه تا ميانه‌ی آسمان به خاكستر كشيده می‌شد. خيابان رو به افق تيره می‌زد ــ و هيچ‌كس گويی به قدم زدن در خيابان رغبتی از خود نشان نمی‌داد. هم از اول كه به خيابان رسيديم، جمعی پراكنده روی پله‌های مغازه‌های ويرانه به نظاره‌مان نشسته بودند، و عده‌يی چرت می‌زدند. غبارِ نشسته بر آسفالتِ جابه‌جا گلوله‌كندشده‌ی خيابان از زير جيپ شتاب‌دارمان به هوا می‌خاست و دوباره بر ويرانه‌ها و نظاره‌گران می‌نشست. سرفه‌ها به ديده می‌آمد. خرم‌شهر ... ادامه

 

كولرها و ملخ‌ها

داستان كوتاهی از شايان الهامی

برق را روشن کردم و ناگهان ملخی پريد! همه چيز يادم آمد.

چرا کولرها هر چه‌قدر کار می‌کنند هوا هنوز گرمايی خفه‌کننده و نفس‌گير را بر ما تحميل می‌کند؟ آب نيست. باد خشک را فوت می‌کنند. تا دو ساعت ديگر هم برق را می‌برند. حشرات چرا بی‌تابی می‌کنند؟ اين سومين عقربی‌ست که کشته‌ام. مورچه‌ها زهرش را هم خوردند ... ادامه

 

رنگ كلمه: پنج شعر از چهار شاعر

پنج شعر از

داود اصلانی، نرگس بابايی، مهدی كريم‌زاده و هنگام

ادامه

 

 
 
 

آداب وب‌گردی: خبرنامه‌ی مزاحم

بنده‌خدايی كه هيجان حضور در وب سر ذوق آورده است او را، هوس می‌كند كه خبرنامه‌يی راه بيندازد و برای اين و آن ارسال كند. از آن‌جا كه ما ملت ايرانی هم غوره نشده مويز می‌گرديم و لايق احسنت شنيدن هم هستيم، معلوم است كه برای انجام اين كار بر خود لازم نمی‌دانيم تا اگر آدابی دارد، فرا بگيريم. آری، به تجربه و امتحان و سعی و خطا به نتيجه می‌رسيم. حاصل آن كه صدای شكايت بسياری بر می‌خيزد و ...

خلاصه اين كه به تازه‌گی ارسال يك خبرنامه‌ی ناخواسته به نشانی پستی «فروغ» و درخواست  عدم عضويت در آن و حذف نشانی، به خاطر تنظيمات نادرست و اعلام‌نشده‌ی اين خبرنامه‌ی الكترونيكی، سبب شد تا اين درخواست به دست ساير اعضا كه گويا اكثرشان مانند «فروغ» ناخواسته در فهرست اشتراك آن قرار گرفته‌اند، برسد. واكنش به اين اتفاق، نشان‌گر آن است كه اكثر كاربران و حاضران در وب از دريافت مستمر اين جور مراسلات ناخواسته احساس مزاحمت می‌كنند.

يكی از مهم‌ترين آداب وب‌گردی، تلاش برای حذف «هرزنگاری»‌های مزاحمی از اين دست است.

 

تا «صد» كه بشماری ...

دو شماره‌ی ديگر، «فروغ» يك سال ديگر از انتشارش را كامل می‌كند و همان موقع شماره‌ی انتشارش به عدد «صد» می‌رسد.

قصد «فروغ» اين نيست كه بگويد طرحی نو درمی‌اندازد و چه خواهد كرد و چه توپی به آسمان می‌فرستد. با اين همه، اين موقعيت را به ياد آوردن و ارج نهادن، در واقع سپاس گفتن است به هم‌راهی تك‌تك كسانی كه بودن‌شان «فروغ» را زنده و سرپا نگه داشت.

«فروغ» همه‌ی دوستان، مخاطبان و هم‌راهان‌اش را فرامی‌خواند تا با طرح و انديشه و نوشته و اثر خود، او را در اين موقعيت برگزاری ياری كنند.