سال چهارم

نه مهر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Photo Essay, translated by N. Sarreshte-daar A Note by S. Mobasheri, An Introduction to Erotomania an Article about Sartre, by S. Bayan

 

زنده‌گی زنان در شمال عراق

مقاله‌يی تصويری به ترجمه‌ی نصرالله سررشته‌دار

در نواحی عمدتا كردنشين شمال عراق، زنان ميان نقش سنتی‌شان و دنيای مدرن گرفتار آمده‌اند. ازدواج و وظيفه‌ی مادری كماكان اصلی‌ترين كار در زنده‌گی اين زنان است. با اين حال، نشانه‌هايی از تغيير ديده می‌شود ... ادامه

 

اروتومانيا

نوشته‌يی از شهاب مباشری به قصد آشنايی با بيماری اروتومانيا

«اروتومانيا» يك بی‌نظمی و به هم ريخته‌گی نادر ذهنی و روانی‌ست كه به خاطر آن يك نفر به نادرستی می‌پندارد شخص ديگری، كه معمولا رتبه‌ی اجتماعی بالاتری دارد، عاشق اوست ... ادامه

 

پيكره‌ی الاهی

بازآفرينی تحليل و دگرآفرينی فيلم «پيكره‌ی الاهی» به قلم كاوه احمدی علی‌آبادی

در لنگرگاهی، ماشينی ساخته‌ی دنيای مدرن، وارد جامعه‌يی دورافتاده در آفريقا می‌شود. سيمون، شخصی كه در اروپا كارگری كرده است و درآمدهای ناچيز آن ديار، در سرزمينی فقير، برای‌اش سرمايه‌ی هنگفتی‌ست، امكان آن را می‌يابد تا در گوشه‌يی از آفريقا زنده‌گی‌يی به سبك اعيانی برای خود مهيا سازد ... ادامه

 

آيا ممكن است انسان زنده‌گی خود را از نو آغاز كند؟

نقد و نظری توسط شادی بيان بر كتاب «كار از كار گذشت» اثر زان پل سارتر

«إو» توسط هم‌سرش که چشم به اموال او و خواهرش دارد، مسموم می‌شود و «پی‌ير» به ضرب گلوله‌ی جوان هجده ساله‌يی که به علت خيانت، توسط او از گروه اخراج شده است، کشته می‌شود.

رسما به آن‌ها اعلام می‌شود که مرده‌اند و چون مرده‌ها آزاد هستند، هر جا که مايل‌اند می‌توانند بروند. مرده‌ها می‌توانند وسط زنده‌ها راه بروند و هر جايی که زنده‌ها در آن پا می‌گذارند، پا بگذارند. اما هيچ زنده‌يی آن‌ها را نمی‌بيند و گذشته از آن مرده‌ها ديگر در تن‌شان نه حس لامسه‌يی دارند و نه گرمايی ... ادامه

 

پرواز سختی بود

داستانكی از شايان الهامی

پرواز سختی بود. تمام راه آن عقاب لعنتی دنبال‌ام بود. آفتاب سوزان توی چشم‌ام و فضله‌هایم را همه مجبور شدم روی آب‌ها بیندازم. دخترکی موطلایی با تیرکمان به سویم نشانه رفت و پیرمردی با موها و ریش‌های سپید برای‌ام دام گذاشته بود ... ادامه

 

شطح‌های دشت عباس - دو

بخش‌های ديگری از يك رمان متكثر به قلم سيد محمدمهدی شهيدی

"مرضيه، مرضيه، مرضيه ..." صدا گم می‌شود زير شنی تانك‌ها كه سمت چپ، كانال را دور زده‌اند و حالا لوله‌هاشان مثل ده نقطه‌ی تاريك، در صفحه‌يی از آسمانِ صبحِ دوشنبه يازدهم تيرماه شصت و چهار، بالای شن‌های دشت عباس، به چشم می‌نشيند ... ادامه

 

زنده‌گی استاندارد

داستان كوتاهی از غلام‌عباس مؤذن

هميشه چند نفر هستند که خودشان را چسبانده‌اند به تو. از زير سايه‌ات نان می‌خورند و رشد می‌کنند. ابتدا آرام نفس می‌کشند و سپس، يله می‌شوند و خرناس‌کشان شروع می‌کنند به بلعيدن. بی حساب و کتاب می‌بلعند. همه‌ی زنده‌گی‌شان بی حساب و کتاب است. طوری بر شانه‌های روح‌ات می‌نشينند که نمی‌توانی نفس بکشی ... ادامه

 

رنگ كلمه: سه شعر از سه شاعر

پنج شعر از

داود اصلانی، نرگس بابايی و كامبيز منوچهريان

ادامه

 


 
 
 

تا «صد» كه بشماری ...

تنها يك شماره‌ی ديگر، «فروغ» يك سال ديگر از انتشارش را كامل می‌كند و همان موقع شماره‌ی انتشارش به عدد «صد» می‌رسد.

قصد «فروغ» اين نيست كه بگويد طرحی نو درمی‌اندازد و چه خواهد كرد و چه توپی به آسمان می‌فرستد. هيچ خبر خاصی نيست! با اين همه، اين موقعيت را به ياد آوردن و ارج نهادن، در واقع سپاس گفتن است به هم‌راهی تك‌تك كسانی كه بودن‌شان «فروغ» را زنده و سرپا نگه داشت.

«فروغ» همه‌ی دوستان، مخاطبان و هم‌راهان‌اش را فرامی‌خواند تا با طرح و انديشه و نوشته و اثر خود، او را در اين موقعيت ياری كنند.

 

شماره‌ی صد فروغ در 30 مهر منتشر می‌گردد.