|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: پنج شعر از چهار شاعر شعرهايی از داود اصلانی / نرگس بابايی / كامبيز منوچهريان
داود اصلانی
شايد كه بگريم بريزم بر اين زمين خشك اشكی تا شايد سيرآب شود ديو سياه دهر شايد ...
نرگس بابايی
آری تجسم دنيای سرمدیست وقتي که باغ پير با افتخار و خوش تاج طلای برگهای زرد را بر سر نهاده است گمان نمیکنم سن باغ زياد باشد ما همه دچار درد پيری زودرس شدهايم پاييز نازنين مرهمیست بر دردهای ما تا که بدانيم در کهولت خود تنها نيستيم
كامبيز منوچهريان
آری هنوز گريهی تو خنده میشود شب از نگاه روشن تو زنده میشود تا ديده سير میشود و زهره مثل شير روی تو همچو زهره تابنده میشود تا در ركاب عشقی و در جستوجوی او پيش تو عقل سلسله بندنده میشود میلرزد از طنين صدای تو قلب من ذهنام ز شعرهای تو آكنده میشود نامات هنوز زينت شعر و سخنوریست شعرت هنوز دولت پاينده میشود
|
|