سال چهارم

نه مهر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

داود اصلانی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

akhtasa2004

[@] yahoo [.] com

 

نرگس بابايی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shaghayegh_ghaaasedak

[@] yahoo [.] com

 

كامبيز منوچهريان

هم‌راه با او / آثار پيشين

kambiz_manuchehrian

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: پنج شعر از چهار شاعر

شعرهايی از

داود اصلانی / نرگس بابايی / كامبيز منوچهريان

 

گريه

داود اصلانی

 

شايد كه بگريم

بريزم بر اين زمين خشك

اشكی

تا شايد سيرآب شود

ديو سياه دهر

شايد ...

Ç

 

پاييز

نرگس بابايی

 

آری

تجسم دنيای سرمدی‌ست

وقتي که باغ پير

با افتخار و خوش

تاج طلای برگ‌های زرد را

بر سر نهاده است

گمان نمی‌کنم

سن باغ زياد باشد

ما همه

دچار درد پيری زودرس شده‌ايم

پاييز نازنين

مرهمی‌ست بر

دردهای ما

تا که بدانيم

در کهولت خود

تنها نيستيم

Ç

 

يك غزل

كامبيز منوچهريان

به مناسبت هشت مهر روز بزرگ‌داشت مولوی و تقديم به مولوی

آری هنوز گريه‌ی تو خنده می‌شود

شب از نگاه روشن تو زنده می‌شود

تا ديده سير می‌شود و زهره مثل شير

روی تو هم‌چو زهره تابنده می‌شود

تا در ركاب عشقی و در جست‌وجوی او

پيش تو عقل سلسله بندنده می‌شود

می‌لرزد از طنين صدای تو قلب من

ذهن‌ام ز شعرهای تو آكنده می‌شود

نام‌ات هنوز زينت شعر و سخن‌وری‌ست

شعرت هنوز دولت پاينده می‌شود

 

Ç