|
|
|
|
||||||||||||
|
صلح اول: زبان و مفاهيم عقلی مشترك سروش تيمناك
حدود و ابعاد وجودی منافع من، شما يا هر انسان به صورت تجريدی و يا منافع تمامی انسانها به صورت عام و گروهی چيست؟ جوابگويی به اين سؤال، آن هم در چند گزارهی كوتاه، فراگير و ساده، كاملا امكانپذير است اگر و آنگاه كه از واژههای بهكار گرفته شده تفاسير و تصاوير مشتركی در اذهانمان نقش ببندد، تصاويری كه با مقياس و استانداردهای تعريفشدهيی كه دانشمندان انسانشناس و رفتارشناس و روانشناس با علم و شناخت امروزی از انسان و ابعاد وجودی او ارائه كردهاند. دوست من، صلح اول بهتر از جنگ آخر است! و صلح پایدار بهتر از هر دو، و اصولا چرا جنگ؟ زمانی كه میتوانيم زبان مشترك و مفاهيم عقلی مشتركی را از يكديگر جويا شويم. برای تمرين اين باور (صلحطلبی در يافتن زبان مشترك)، از همين متن شروع میكنم. برای نمونه با استفاده نكردن (عدم سوء استفاده) از مجموعه كلماتی چون «عرفان و عارف و عارفانه» (كه مشمول برداشتها و تفاسير متعدد و تعريفنشدهيی هستند) و پرهيز از بهكارگيری كلماتی مشابه كه برای ايجاد مفاهيمی ويژه، ميدان و فضای ويژهی خود را میطلبد، و با بهكار بردن واژههای جایگزين رساتری، همچون «شناخت داشتن و آگاهی و دانشمند و آگاه و آگاهانه و دانش»، از ايجاد سوء تعبيرهای بیمورد دوری میكنم (توجهتان را به تفاوتهای چشمگيری كه در تصاوير ذهنی و برداشتهای گوناگونی كه از اين دو گروه واژهگان هممعنا ممكن است، جلب میكنم). با اين روش با كم كردن از بار عارفانه (شناخت از نوع شهودی) و افزايش بار آگاهانهی (شناخت از نوع تجربی و علمی) متن و توجه دادن ذهن شما به اهميت مرز و ميدان و مكان و فضا و برد و سوی بردار و كاربرد واژهها، برای رسيدن به برداشتهای منطقی و تصاوير ذهنی مشترك، شفاف و يگانه از يك واژه و يا يك عبارت و گزاره تلاش شده است. اين تلاش ساده را به بد تعبير نكنيد، هدف اشاره به عدم عرفان (شناخت) شما بر معنای واژهها نبوده و نيست!
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا میكرد چشمها را بايد شست! برای پی بردن به اهميت مرز و ميدان و مكان و فضا و برد و كاربرد واژهها اشارهيی به خارج از نوشتههای خود خواهم داشت و شما را به مرجعی كه در ميدان و فضای حماسی كاملا آشناست، اما از پنجره و ديدگاه و فضايی كاملا متفاوت رجوع میدهم. از مفاهيم جديدی كه از آن دريافت خواهيد كرد، اگر متعجب نشويد حتما هيجانزده خواهيد شد. آيا در زمينهی تاريخ تمدن بشری مطالعه كردهايد؟ به اهميت اين مطلب آن قدر اشاره كنم كه هم اكنون تاريخ تمدن بشری به عنوان يك موضوع درسی، آنهم از نوع اجباری و در دو نوبت و هر بار در دو واحد درسی، در دبيرستانها و دانشگاههای ينگهدنيا تدريس میگردد، البته چنانچه زمانی در اين سرزمين نيز به چرايی اهميت آن پی برديم، نيازی نيست در اين زمينه كتاب جديدی را جستوجو كنيم، چون جناب حكيم ابوالقاسم فردوسی هزار سال پيش در چهار پنج فصل اول شاهنامه، تاريخ تمدن بشر را در قالب داستان و به صورت حكمت، روشن و منطبق با نوشتههای محققان امروز تاريخ، نگاشته است. چنانچه خواستيد آن را باز بخوانيد، بد نيست به ريشهی واژههايی كه حكيم استفاده كرده، توجه دقيقتری داشته باشيد تا به مفاهيم ريشهيی كه منظور نويسنده بوده است، بيشتر از پيش واقف گرديد. برای نمونه، بد نيست رجوع شود به چند فصل نخستين كتاب كه نويسنده از بهكار گيری واژهی «شاه»، اشاره به فردی كه دارندهی تاج و تخت است، ندارد، اين واژه به معنی «تعليمدهندهی راه نيكی» و از ريشهی «اشا» (عمل نيك) است، همانگونه كه در زمان شنيدن يا خواندن نام «شاه نعمتالله ولی» تاج و تخت و حكومتی را متصور نمیشويم. متأسفانه با دور ماندن از ادبيات قديم، آنچه از اين كتاب در اذهان نسل معاصر ماندگار شده تنها اين عبارت است كه شاهنامه آخرش خوش است! و حتا نام اسطورههای داستانی آن، رستم و اسفنديار و اشكبوساش، با وجود توليد انبوه اسطورههای هاليوودی و مشابه به مرور از اذهان پاك میشوند، چه رسد به هويت انسان و تاريخ تمدنی كه حكيم از بدو توحش انسان تا عصر سنگ و سپس غارنشينی و شكار و گلهداری و ... تا صنعت و زراعت، در اين كتاب به نظم آورده است. بیتوجهی به اين چند بخش از كتاب و بیاعتنايی به هويت علمی اين شاعر و دانشمند، از جنس همان بیاعتنايیهايیست كه به هويت تاريخی فرهنگی و علمی اين مرز و بوم میشود.
از موضوع اصلی كمی فاصله گرفتيم، اين هم از عواقب آسمان ريسمان كردن ماست! در اصل داشتيم در ميدان خوب و بد و زشت و زيبا بر سر منافع عام و خاص، دعوای استفاده از واژههای شفاف و غير دوپهلو يا چندپهلو را صاف و به صلح و آشتی فكر میكرديم كه نزديك بود بر سر اهميت ندادن به دانش تاريخ تمدن و جایگاه علمی جناب حكيم توس حتا با دستاندركاران ادب و آموزش علم و عرفان امروز جامعه نيز گلاويز شويم، كه خدا را شكر با به ياد آوردن موضوع و اين نوشتهی نيمهتمام، جنگ و صلح از سرمان پريد و به خير گذشت! در ادامهی داستان خوب، بد، زشت، زيبا به اين سؤال میرسيم: «آيا در رواديد انسانی هم، جایگاه خوب، بد، زشت و زيبای پديدهها را قانون وجود يا عدم وجود منافع رقم میزند؟»
ادامه دارد ...
|
|