|
|
|
|
|||||||||||||
|
سلامام را تو پاسخ گو! سروش تيمناك
به آنجا رسيديم (در بخش پيشين سخن) كه میبايست برای پاسخ به سؤال پيش آمده، تعاريفی از «نيازهای اوليه و منافع انسانی» در دست داشته باشيم. و ادامهی سخن ...
زمانی كه در دبيرستان درس عربی میخواندم، يكی از درسها عنواناش اين بود: «تجربه بالاتر از علم است» و برای اين مدعا نيز قدرت و توان تجربه را در برابر علم يك دانشمند به نمايش گذاشته و در مثالی به موضوع مطرح شده عينيت بخشيده بود. معمولا آنچه را مشاهده میكنيم و به تجربه مینشينيم مهمترين مرجع و پايه و اساس باورهای ما میگردند. و معمولا آنچه را از مراجع علمی و كتب دريافت میكنيم مقبولتر میافتند، اگر مثالی عينی از آن را نيز شاهد باشيم. برای انسان پيش از اين كه خوب، بد، زشتی و زيبايی مطرح باشد، دريافت علائمی از محيط مبنی بر تائيد وجود او مطرح است. فرد با مشاهدهی انعكاس حضورش و يا مشاهدهی تاثيرات وجودش در محيط، اولين نياز و مهمترين غذای روحی خود را برای ادامهی حيات روحی و روانی از محيط دريافت میكند (در روانشناسی، داد و ستد اين علائم را به دريافت نوازش و يا دادن نوازش تعبير كردهاند، اگرچه گاهی با تعابير خوشآيندی كه از نوازش در ذهن من و شماست متفاوت است و يا حتا میتواند دريافت بعضی از اين نوازشها خوشآيند هم نباشند، اما همواره تائيدی بر وجود و ضامن ادامهی حيات روحیست). برای پی بردن به اهميت موضوع و حياتی بودن داد و ستد نوازش (بهجا آوردن وجود يكديگر)، بد نيست به احساسات خود زمانی كه سلامتان را بی پاسخ میگذارند و يا حضورتان را در جمعی و يا تلاش شما را در فعاليتی فردی يا اجتماعی ناديده میگيرند و وجودتان را نفی میكنند، مراجعه كنيد! در رسالهيی از تامس هريس و امی هريس در روانشناسی رفتار متقابل خواندم كه رقم بالايی از نوزادان بیسرپرست در هفتهی اول زندهگیشان در شيرخوارگاه به دليل عدم دريافت نوازشی كه تائيدكنندهی وجودشان باشد و تنها فقط به دليل دريافت نكردن عكسالعملی از محيط در جواب به گريههايشان (ابراز وجود نوزادان) در تنهايی خود دق میكنند و میميرند. شايد نيز به همين دليل است كه زندانها و سلول انفرادی را ساختهاند تا با محروم كردن فرد مجرم از ايجاد ارتباط با محيط و همنوعاناش، وی را از دريافت هر گونه تائيديهيی بر وجودش محروم كنند، تا به اين وسيله با بهجا نياوردن و نفی وجودش او را تحت شديدترين مجازاتها قرار دهند. بسياری از رفتارهای ناهنجار اجتماعی ما انسانها به خاطر عدم دريافت نوازشهای مناسب از محيط اطرافمان است و فردی كه احساس میكند متناسب با آنچه از وجود خود به محيط ارائه كرده، بهجا آورده نشده است، ناخودآگاه به بازیهايی دست میزند (چه خوب چه بد و چه زشت چه زيبا) تا به همان شدت كه او ابراز وجود كرده است، توسط محيط بهجا آورده شود. بد نيست گزارههای حامل واژههای تخصصی (مثل تعابير ناخودآگاه و بازی را كه در گزارههای بالا و در روانشناسی معانی خاص خود را دارند) را همراه مثالهای عينی مطرح سازم تا ملموستر دانستهها انتقال داده شوند. ضمن باور دارم كه هر آنچه را مشاهده میكنيم و به تجربه مینشينيم، مهمترين مرجع و پايه و اساس باورها و قضاوت ما میگردند. اگر در شهرهای بزرگ زندهگی میكنيد، حتما بارها شاهد هنرنمايی مرگآور عدهيی در بزرگراهها و كوچه و خيابان بودهايد. جوانی با موتورسيكلت در ميان انبوه اتومبيلهای قفل شده در ترافيك، با به خطر انداختن خود و ديگران با تكچرخ زدن و ديگر مانورهای نمايشی توجه رانندهگان و عابران را به خود جلب و كلماتی ناخوشآيند را از تماشاگران دريافت میكند (اين هم به نوعی دريافت نوازش است). بله، ابراز وجود و نمايش تهور و مهارتاش تنها برای دريافت نوازشهايی، هر چند منفی و به صورت ناسزا، اما در هر صورت، تأييدكنندهی وجود و حضورش در اين اجتماع است و او برای بقای روحی به آن نياز دارد. اين اتفاق هر روز تكرار میشود، آن هم تنها به دليل وجود نداشتن محيطی مناسبتر برای بهجا آورده شدن وجودش و تهورش و مهارتهايی كه در حفظ تعادل كسب كرده است. بله، اين مثالیست از طبيعت يك جوان، با آنچه در تمام اعصار در ذهناش از تهور و جسارت و ابراز وجود به عنوان فضيلتی همواره مطرح بوده و هست. اما كجاست محل ابراز وجودی سالم و به تبع آن دريافت تائيدی بر حضور و ابراز وجودش؟ و كجاست دريافت نوازشهای مثبت و سازندهيی به صورت هورا يا كاپ قهرمانی؟ از آقای مسؤول صدور چك در شعبهی بانك، كه با عشق به شيمی در جوانی مدرك كارشناسیاش را گرفته است (اخذ مدركی برای احراز و بهجا آورده شدن در هويت شيمیدان)، آيا انتظار میرود كه در مراودات شغلیاش و يا اجتماعیاش دچار هيچگونه لغزش و خطايی نگردد؟ چرا؟ آيا هشت ساعت كار و بازی كردن در پس چهره و شخصيت و عنوان اجتماعی ديگر، مغاير با آنچه او خود را برایاش مهيا كرده، نيست؟ آيا در جایگاه جديدش به دليل واكنش محيط به بیرغبتیاش به كار، او و جایگاه اجتماعیاش را مثبت بهجا میآورند و آيا به دليل نقصان در دريافت نوازش، در برخورد با ارباب رجوع به بازیهای ساديستيك دست نخواهد زد؟ و پس از كار چه؟ در مسير برگشت به خانه، مثلا حين رانندهگی و عبور از چراغ راهنمايی، چهطور؟ و در مراوداتاش در خانواده نيز آيا نمیبايد منتظر وقوع بازیهای مخرب گوناگونی باشيم؟ آيا نابهجا نوازش دادن در رواديد خانوادهگی و آنچه را به عنوان لوس كردن (نوازشهای بیمورد) در تربيت كودك میشناسيم ريشهی مشكلاتی مشابه آنچه مثال آورديم، نمیگردند؟ و نتيجهی آن، توقعات نابهجای افراد از محيط نيست؟ در موقعيت مناسب قرار نداشتن افراد به لحاذ اجتماعی، اقتصادی، سياسی و ... و عدم وجود عدالت و نظم و تناسبهايی منطقی در رواديد اجتماعی، همهگی سبب افراط و يا تفريط و بر هم زنندهی روند طبيعی داد و ستد نوازش و در نهايت باعث ناهنجاریهای روحی و رفتاری افراد و چرخه و بازخورد آن در اجتماع، سبب گسترش عدم امنيت اجتماعی، اقتصادی، سياسی، فرهنگی و ... میگردند. راستی، فراموش نكنيم كه در گذشتهی نه چندان دور، افراد را متناسب با بروز استعدادهای ذاتیشان و بيشتر با عنوان شغلیشان و هويت اجتماعیشان بهجا میآوردند و بعدها اين عناوين تنها به اسامی تغيير ماهيت دادند كه با شمارهی پلاك خودرو فرقی ندارند (حداقل از شمارهی پلاك خودرو میتوان تا حدودی به سال ساخت و يا محل استفادهی آن پی برد)! بهجا آورده شدن و احراز هويت و دريافت اين نوازش روحی اگرچه ابتدايیترين نياز انسانیست، اما با كمال تعجب هيچ جا آن را به عنوان يك حق تدوين شده نمیيابيم! راستی، چرا تا كنون بهجا نياوردن هويت و نفی وجود افراد جرم محسوب نشده است؟ بد نيست با هم و با نگرشی از اين ديدگاه، ناهنجاریهايی را كه روزانه در محيط پيرامونمان شاهديم، بررسی كنيم. رد پا و اثرات دريافت يا عدم دريافت نوازشهای مناسب با تحليل رفتارهای هنجار و يا ناهنجار فردی يا اجتماعی قابل پی گيریست، به ويژه كه در موارد منفی كاملا شفاف و قابل مشاهدهاند. از اعتياد و بیبندوباریهای اجتماعی گرفته تا وجود رواديد ناسالم اداری در مؤسسات و سازمانها و بروز مسائل و مشكلاتی مثل قهر كردنها و گرو كشيدنهای خانم و يا آقا در انجام وظايف خانوادهگی در منزل و يا رفتار ناپسند والدين با فرزندان و برعكس. جالب اينكه در مراودات اجتماعی، رواديد توهينآميز و ناسالمی موجود است كه بعضا به دليل گستردهگی موارد وقوع، همه به آن عادت كردهايم (با كمی دقت بعضی نمونههای زشت رفتاری، در رواديد تجاری توهينآميز فروشنده با مشتری و برعكس را میتوانيد در صفوف تهيهی ارزاق عمومی مشاهده كنيم و يا در نمونههايی از برخوردهای ساديستيك برای كسب لذت از سلطه يافتنِ كارمند با ارباب رجوع و كاغذبازیهای اداری و ...). آيا همهگی مهر تائيدی بر اهميت موضوع دريافت يا عدم دريافت نوازشهای مناسب در رفتار ما انسانها نيست؟ در نهايت، هدف از آوردن مثالهای بالا اين بود كه شناختی نسبی از اهميت يكی از عمده نيازهای اوليهی انسان بهدست آيد كه دانشمندان روانشناس آن را با عنوان نوازش يا بهجا آوردن مطرح میكنند و چنانچه در بررسی مراودات اجتماعیتان تجربه و يا مثالهايی را نيز بررسی كردهايد، داد و ستد اين نوازشها برای ادامهی حيات روحی و روانی الزامیست. البته قصد از اين سخن تنها اشارهيی به ماهيت و كاركرد و اهميت بهجا آوردن و بهجا آورده شدن به عنوان يك نياز اوليه برای ادامهی حيات روحی انسان بود. خود میتوانيد بررسی كيفی داد و ستد آن را در مثالهايی مشابه مثال موتورسوار و كاپ قهرمانی و دريافت ناسزا در محيط زندهگی تجربه و تجزيه و تحليل كنيد.
ادامه دارد ...
|
|