سال پنجم

بيست و هشت آبان 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

كاوه احمدی علی‌آبادی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

hermes.blogsky.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

هنوز پشت ميله‌ها زنده‌ام؟

يادداشتی بر فيلم «پاپيون»

كاوه احمدی علی‌آبادی

"من حال‌ام خوبه، اما می‌خوام يكی ديگه اينو به‌ام بگه تا خيال‌ام راحت بشه‌. به نظر تو، من حال‌ام خوبه؟"

«پاپيون» با نگاهی رئاليستی‌ دنيای يك زندانی انفرادی را توصيف می‌كند. هرگز نفهميدم چرا بسياری از منتقدان‌، پاپيون را فيلمی در وصف آزادی انسان می‌دانند! از ابتدا تا انتهای پاپيون‌، تلاش و شكست مداوم انسان در نيل به آزادی‌ست كه از پشت ميله‌ها به تصوير كشيده می‌شود. پاپيون و ساير زندانيان با هر بار فرار از زنده‌گی در تبعيد و زندان‌، باز خود را در بند می‌يابند. تازه پس از تمامی آن مشقت‌ها، تنها قليلی موفق می‌شوند به پشت ‌ميله‌های زندان بازگردند و بقيه كشته می‌شوند! حتا تصوير پايانی فيلم نيز كه پاپيون را در حال فرار از جزيره نشان می‌دهد و او فرياد شوق سر می‌دهد، نمی‌تواند نويد آزادی او را دهد. جدای از لوئيس كه ديگر فرار را راه چاره‌ی زنده‌گی خود نمی‌داند و در همان جزيره به زنده‌گی عادی خود می‌پردازد، پاپيون می‌رود تا چون بقيه‌ی بخش‌های فيلم‌، زنده‌گی واقعی ديگری را تجربه كند، كه چون واقعی‌ست و تا زمانی كه او زنده است‌، هرگز از محدوديت و در بند بودن خالی نيست‌! پاپيون نمی‌تواند حتا سرودی در وصف نبرد انسان برای آزادی باشد، چراكه تجربه و زيستنی واقع‌گرايانه است‌، نه ميل و ندايی آرمان‌گرايانه. اتفاقا تلاش مداوم انسان برای كسب آزادی كه با در بند شدن او به پايان می‌رسد نشان از تحقق واقعی شكست انسان در نيل به آزادی دارد. آيا آن اظهار نظری بسيار صريح و تند می‌نمايد؟ اگر تبيينی از فيلم واقع‌گرای پاپيون مورد نظر است‌، پس می‌بايد به بی‌رحمی و صراحت واقعيت باشد. شايد به همين سبب است كه ‌آرمان‌گرايی‌ست كه می‌تواند محرك اوليه‌ی هر تغييری باشد، نه واقع‌گرايی‌. جايی كه پاپيون در خواب می‌بيند او را سرزنش می‌كنند كه ‌زنده‌گی خويش را تباه ساخته است‌، در حقيقت آن ندای درون اوست كه بر اثر تعامل با واقعيت و با عينك آن به وی نيشتر می‌زند،  ولی او عملا برخلاف آن‌، لوئيس را لو نمی‌دهد. لوئيس تنها به خاطر او خطر كرده و نارگيلی را به او رسانده بود و پاپيون خوب می‌دانست كه لوئيس تاب مقاومت در مقابل آن شكنجه‌ها را ندارد. هنگامی كه به ياد می‌آورم پاپيون حسب زنده‌گی واقعی انسان‌هايی ساخته شده است‌، ذهن‌ام از قفس تصور آن فرار می‌كند و از شنيدن ندای آن تبعيد طفره می‌رود. اكنون با گذشت سال‌ها و مشاهده‌ی مجدد آن‌، هنوز درك ‌نمی‌كنم كه چه‌گونه پاپيون هرگز نااميد نشد و به دور از هر آرمان‌گرايی‌، شكنجه در انفرادی را برگزيد! نديدن هر گونه موجود زنده‌يی‌، نشنيدن صدای هيچ پرنده‌يی‌، به دور از خبر هر واقعه‌يی‌، محروم از ديدن حتا نور خورشيد ...

بايد اعتراف كنم آن تجربه‌ آن‌قدر بزرگ ‌است كه هيچ كس با مشاهده‌ی صرف‌اش قادر به درك‌اش نخواهد بود! آن از يك سوی‌، تأويلی‌ست كه خود به نارسی تأويل پهلو می‌زند و از سويی ديگر، اعلام می‌كند اگر تأويلی وجود داشته باشد كه مدعی شود، اعمال و تجاربی هستند كه چون بی‌انگيزه‌ی هر گونه پاداشی يا دست‌آوردی به فداكاری اقدام می‌ورزند، از اين روی در دنيايی ديگر پاداش و دست‌آورد اعمال خود را دريافت خواهند كرد. پس ‌پاپيون بی‌شك شأن نزول آن خواهد بود، به شرط اين كه چنين تأويلی در انديشه‌ی خالقان آن اعمال تأويل نشود، چرا كه در غير اين ‌صورت معامله خواهد بود، نه فداكاری‌!

 

Ç