سال پنجم

دوازده آذر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Translation of a Short Story from Hesse by S. Shokri - Final Part A Book Review: Like Water for Chocolate, by S. Bayan

 

نقابی بر يك چهره: بازآفرينی يك فاجعه

يادداشتی بر فيلم «بازآفرينی يك فاجعه» نوشته‌ی كاوه احمدی علی‌آبادی

نفرت و كينه‌ی به جای مانده از جنگ هم‌چنان در خاطره‌هاست و با زنده‌گی بسياری از داغ‌ديده‌گان عجين شده است، هم‌چنان كه در فيلم «بازآفرينی يك فاجعه‌»، اسلحه‌يی (به عنوان نشانه‌ی كينه‌) که در دستان ملاعمر، چريك افغانی‌ست، با اوست و رهايش نمی‌كند. ولی به چه قيمتی؟ عايشه، هم‌سر ملاعمر، اولين كسی‌ست كه با اين بی‌توجهی مواجه است و از اين رو خطاب به او می‌گويد: "تو انگار اون اسلحه رو بيش‌تر از همه دوست داری، حتا بيش‌تر از خدات!" ... ادامه

 

مثل آب برای شكلات

مروری بر كتاب «مثل آب برای شكلات» نوشته‌ی لورا اسكيول، توسط شادی بيان

... رئاليسم جادويی، همان طور که از اسم‌اش برمی‌آيد، رئاليسمی‌ست که يک حالت جادويی دارد، يعنی واقعيتی که يک حالت شگفت‌انگيز پيدا می‌کند و از سيطره‌ی‌ عقل و منطق خارج می‌شود. تأکيد اين سبک بر افسانه‌ها و اسطوره‌ها در بستر واقع‌گرايی‌ست. بعضی اتفاقات و حوادث به گونه‌يی رؤيايی جلوه می‌کنند، اما زمينه‌ی داستان و شرايط اجتماعی واقعی‌ست ... ادامه

 

روزگار زيبای جوانی

بخش سوم از داستانی نوشته‌ی هرمان هسه با ترجمه‌ی ستار شكری

نيمی از تعطيلات‌ام – كه نيمه‌ی اول يك تعطيلات هميشه از نيمه‌ی دوم آن طولانی‌تر است – تا به حال گذشته بود و بعد از يك هفته رعد و برق‌های شديد، تابستان تدريجا مسن‌تر و جاافتاده‌تر شد. اما من، انگار هيچ چيز ديگری در جهان اهميت نداشت، با پرچم‌های در حال اهتزاز، غم‌زده‌ی عشق بودم و در خلال روزهای در حال كوتاه شدن و دست‌نيافتنی، هر روز را با اميدی طلايی می‌گذراندم و با لاف‌های شادمانه منتظر روز بعدی می‌شدم، بدون آرزوی متوقف شدن‌اش و بدون اين كه از گذشتن‌اش افسوس بخورم ... ادامه

 

آزادی و شاه‌نامه

بخش نخست از مقاله‌ی بلندی برگرفته از محتوای شاه‌نامه توسط محمود كوير

شاه‌نامه‌ی فردوسی، سند رستاخيز فرهنگی و علمی ايرانيان در هزار سال پيش است. شاه‌نامه با نام خرد و داد و آزادی آغاز شده و پايان می‌گيرد.

نخستين داستان و اسطوره در شاه‌نامه، داستان «کاوه» است. داستان کاوه، داستان قيام مردم بر ستم و تباهی و برای دست‌يابی به آزادی‌ست. گوهر و جان‌مايه‌ی اين نخستين داستان، «آزادی»‌ست ... ادامه

 

رنگ كلمه: سه شعر از سه شاعر

شعرهايی از

نرگس بابايی و سيد محمدمهدی شهيدی و سيد محمد صدرالغروی

ادامه

 

شعر يا داستان؟ در باره‌ی «داستان عاشقانه‌ی بنجی»

نامه‌يی از شايان الهامی

... ماجرا از جايی شروع شد که روزی داستانکی گفتم که منتقدی، شايد از آن‌هايی که داستان کوتاه يا کوتاهی داستان را قبول ندارند، به شوخی يا جدی گفت: "اگر جملات را زير هم می‌نوشتی، شعری از آب در می‌آمد!" ... ادامه

 

در باره‌ی شعر بودنِ «داستان عاشقانه‌ی بنجی»

نامه‌يی از نصرالله سررشته‌دار

... نمی‌خواهم بحث كلامی و فيلسوفانه‌يی در باره‌ی چيستی، ساختار و زيبايی‌شناسی شعر و داستان پيش بكشم، كه كار من نيست، اما بدم نمی‌آيد كه با برخوردی حسی و ذاتی و گاه هم با استناد به منابعی از اين سو و آن سو و البته با نيم‌نگاهی به «داستان عاشقانه‌ی بنجی»، در اين باره كمی خط‌خطی كنم صفحه‌ی سفيد را ... ادامه

 


 
 
 

يادآوری: گروه اينترنتی «فروغ»

گاه‌به‌گاه در ميان نامه‌ها از فضايی برای بحث در باره‌ی آثار منتشرشده در «فروغ» پرسيده می‌شود. گروه اينترنتی «فروغ» امكانی حداقلی‌ست برای خبررسانی، گپ و گفت، و بحث و جدل در باره‌ی آن‌چه در «فروغ» و هم‌سايه‌گی‌اش می‌گذرد.

 

مباحثه: شعر يا داستان؟

بعد از آن كه انتشار «داستان عاشقانه‌ی بنجی» در شماره‌ی صد «فروغ» باعث اعتراض دوستانه‌ی نويسنده‌اش شد كه اثرش داستان بوده نه شعر، دعوت «فروغ» به بحث در اين باره، از سوی دو تن بی‌جواب نماند: خود «شايان الهامی» و «نصرالله سررشته‌دار»، يكی از هم‌راهان گاه‌به‌گاه «فروغ» كه در نوشتن متن‌های انتقادی باحوصله است.

لينك اين دو نوشته در انتهای ستون اصلی همين صفحه نهاده شده است. «فروغ» می‌پندارد هنوز جای بحث در اين باره باز است، پس باب دعوت‌اش را هم‌چنان باز نگه می‌دارد.

 

پی‌گيری: رعايت حقوق معنوی اثر

حقوق معنوی يك اثر و پاس نداشتن آن مسأله‌يی‌ست كه داد صاحبان آثاری كه بدون هيچ چشم‌داشتی و به رايگان كار خود را در اينترنت، چه در مجلات الكترونيكی چه در پای‌گاه‌ها و وب‌لاگ‌های شخصی خود، منتشر می‌كنند، در آورده است.

«فروغ» و هم‌راهان‌اش بارها از چنين ره‌زنی‌يی تيغ خورده‌اند و كم و بيش سعی كرده‌اند كه خلاف متخلفان را يادآورشان شوند، اما از آن‌جا كه اين عرصه جولان‌گاهی را می‌ماند بی‌قاعده و بی‌حساب، چه اميدی به پی‌گيری قانونی و حقوقی؟

با اين همه، «فروغ» دعوت می‌كند از اهالی اين سرزمين مجازی و صاحبان آثار و گرداننده‌گان نشريات و پای‌گاه‌ها تا با اقدامی فرهنگی، حتا اگر به فوريت مشكلی حل نمی‌شود، بيزاری و برائت خود را از چنين دله‌دزدی‌هايی - كه گاه حتا از سر نادانی انجام می‌پذيرد - اعلام دارند.

منتظر هم‌فكری، هم‌راهی و پيش‌نهادهای شما هستيم.