سال پنجم

دوازده آذر 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نرگس بابايی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shaghayegh_ghaaasedak

[@] yahoo [.] com

 

سيد محمدمهدی شهيدی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mehdish884

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

kargadanha.blogfa.com

 

سيد محمد صدرالغروی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

sadrolgharavi

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: سه اثر از دو شاعر

شعرهايی از

نرگس بابايی / سيد محمدمهدی شهيدی / سيد محمد صدرالغروی

 

پل

نرگس بابايی

 

پل‌های گلی

پل‌های نصفه نيمه

پل‌هايی گه‌گاه هستند و گاه ...

چه جذبه‌ی وحشت‌ناکی دارند

آن‌ها

چه تلاش مذبوحانه‌يی دارم

من

که به سمت‌شان نروم

قدم‌هايم پر از شتاب هستند

راهی برای فرار نمانده است

چه کسی گفته که پل

چاره‌ی فاصله‌هاست؟

این دغل‌بازان

با چه صراحتی

دروغ می‌گويند

و ما چه ساده‌ايم

که زود باور می‌کنيم

 

Ç

 

رؤيا

سيد محمدمهدی شهيدی

 

رؤياها، مادران بزرگ‌وار من‌اند

که در مخمل جاده‌هاشان

به خواب ستاره و سوسن می‌روم.

 

دل‌آشوب لحظه که از ارتفاع روز

سرريز می‌کند

رد پايی بر برف جاده‌ها می‌بينی که تا کوچه‌يی

آن‌سوی کهکشان دور دويده است.

 

کنار پنجره می‌ايستی

من را به ياد می‌آری

که در صبح سياره‌يی ديگر

سيگار نيم‌روزم را روشن می‌کنم.

 

Ç

 

چشمان ما

سيد محمد صدرالغروی

 

ام‌روز چشمان ما

چشمانی پاک نيست

سرشار از صداقت و عشق

 

چشمان ما ام‌روز

اشک زلال را در آينه‌ی خيال به تصوير نمی‌کشد

و نيز

نمی‌سوزاند آتش دل را برای آشنای دل

 

ام‌روز برق نگاه هيچ ياری

بوی محبت نمی‌دهد

تا برآمدن ما را در شب‌های تنهايی نشان باشد

 

ای چشم‌های پاک

از شمايان چه مانده باقی

که تنها فرياد نفرت در نگاه‌هايتان بنهفته جای

 

ای چشم‌های خشکيده

خاطر کدام وحشت پلک‌هايتان را آزرده

 

افسوس ...

 

ام‌روز چشمان ما

چشمانی‌ست پر از رنگ

رنگ نيرنگ

تا چشم سياه شب را

نغمه‌ساز فريب باشد

 

Ç