|
|
|
|
||||||||||||||
|
قطعات زمستانی علی صالحی
شادی چه شادم امروز به اندازهی تمام ابرهای زمستانی و گريههايشان.
زمستان تصميم برای كوچ نكردن اشتباه نبود اگر صبح يك روز سرد اواخر پاييز، وقتی شاد و خسته، با خرده نانی در منقار به آشيانه بازگشت و ديد اندك گرمای لوله بخاری كه میپنداشت در سراسر زمستان، جوجهها و خودش را گرم نگه خواهد داشت، آنقدر زياد شده است كه سوزانده است جوجههای بی بال و پرش را.
اجاقهای سرد غروبهای زمستانی چه دلتنگاند اجاقهای خاموش آتش را تشنهاند هيمههای خيس هيمههای خيس گريه هيمههای خيس گريههای پرستويی كه كوچ نكرد از ديار ما.
برف اول نخستين دانههای برف نرم زمستانی، زيباست در چشمان تو و کافیست برای فرو افتادن برگهای گلهای سرخ.
|
|