|
|
|
|
||||||||||||||||
|
اعدام صدام شهاب مباشری
به همين راحتی نمیشود چند كلمه گفت و گذشت! اما با همهی داستان بلند و طولانیيی كه از صدام و همهی دردسرهايی كه برای من و تو ايرانی آفريد، در خاطر داريم، وقتی ناگهان تصاوير آماده كردناش برای به دار آويختن را میبينی، بهتزده میشوی. قطعا ناراحت نيستی، اما میدانی كه نگاه كردن به آن تصاوير خوشحالات هم نكردهاند. يك جور حس بد قر و قاطی داری. چرا داستان لطماتی كه او به انسان و جغرافيای بشری زد، اينجوری میخواهد به سر آورده شود؟ با خودت میگويی: "اين مرگ، به سادهگی، جزای او نيست!" از خودت میپرسی: "اين مرگ، به هر شكلی، جزای او به تنهايیست؟" به هر حال، بعدتر میبينی كه در بسياری جاها شادمانی میكنند، در «ليبی» هم سه روز عزای عمومی اعلام میكنند و «واتيكان» از فرجام اعدام صدام، مثل اعدام هر آدم ديگری، ابراز ناخشنودی میكند. و البته همچنان خشونت با شدت و حدت در شهرهای عراق ادامه دارد و نشانی از آرامش در ميان نيست. راستی، در همين بين، تلويزيون خبر میدهد _ راست و دروغاش را كاری ندارم _ از قول آسوشيتدپرس كه «جرج بوش» حتا از صدام هم در سال آخير در نظر آمريكايیها بدتر بوده است! با اين شلمشوربايی كه برپاست، چه در دنيای بيرون چه در درون خودت، ترجيح میدهی كه ديگر بهاش فكر نكنی، حتا اگر بیسروصدا در ميان صفحاتی میچرخی كه اين طور شروع میشوند:
|
|