سال پنجم

ده دی 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شهاب مباشری

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shahab

[@] forough [.] net

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1384

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

بازی شب يلدا

گزارشی كوتاه از شهاب مباشری

 

سلمان جريری كه دوباره نام‌اش به خاطر «بازی شب يلدا» بر زبان‌ها افتاده است، همان آدم فروتنی‌ست كه رسما و آگاهانه برای نخستين بار در شهريور 1380 وب‌لاگ‌نويسی فارسی را شروع كرد. اين بار، همان طور كه خودش هم گفته، با ايده گرفتن از حركتی كه وب‌لاگ‌نويس‌های غربی شروع كردند، يك بازی شبكه‌يی طرح كرده است كه ظاهرا هنوز دامنه‌اش ادامه دارد.

تصويری از صفحه‌ی نخست وب‌لاگ سلمان جريری

 

ماجرا از كجا آغاز می‌شود؟ او چند سالی‌ست كه در ايران زنده‌گی نمی‌كند، اما شب‌های يلدای در كنار خانواده را از دست نداده بود تا ام‌سال! و باز تنهايی در دنيايی واقعی، مفری می‌طلبيد كه شد وب‌لاگ، همان خانه‌ی تازه‌يی كه بسياری از ما چند سالی‌ست برای خودمان دست و پا كرده‌ايم. اين گونه شد كه نزديكی مجازی وب‌لاگ‌نويس‌ها، هر جای دنيا كه خانه‌ی واقعی‌شان باشد، شب يلدای متفاوتی را آفريد كه بازی‌اش با وجود به نيمه رسيدن دی ماه، هنوز كش دارد.

قاعده‌ی بازی اين است، از زبان خود سلمان بخوانيد: "بازی ساده است: کسی شروع می‌کنه و پنج نکته از چيزهايی که احتمالا خواننده‌گان وب‌لاگ‌اش در مورد شخصيت او نمی‌دونند می‌نويسه و در آخرش هم پنج نفر را معرفی می‌کنه. اون پنج نفر هم به همين ترتيب پنج نکته از چيزهايی که کم‌تر کسی در مورد شخصيت اون‌ها می‌دونه را می‌نويسند و هر کدوم پنج نفر ديگه را معرفی می‌کنند و همين جوری ..."

در نوشته‌ی تازه‌ترش، سلمان به اين اشاره می‌كند كه اين بازی می‌تواند تا هر زمانی كه دعوت‌نامه‌ها در حال ارسال‌اند، ادامه يابد و اين در واقع، اشاره به ايجاد يك فرهنگ است در وب‌لاگ‌شهر ‌ايرانی كه بيايد دست از پرده‌پوشی و پنهان‌كاری كم‌كمك بردارد. بماند كه اين بحث، و به خصوص نگاه كردن به آن از زاويه‌ی امكان هويت‌آفرينی تازه، محل مجزايی می‌طلبد. در جايی هم می‌نويسد: "... به عنوان يک شرکت‌کننده، از دوستانی که منتظر دعوت بودند و برای‌شان دعوتی نيامد، عذرخواهی می‌کنم! عدد پنج، خود را به توان هر عددی که رساند، در برابر بزرگی وب‌لاگستان ما هنوز کوچک بود!" و ادامه می‌دهد كه بازی با چه سرعتی پا گرفت و گسترش يافت. اين بيان صريح و اشارات بعد از آن به خوبی يادآور می‌شود كه چه‌گونه با همه‌ی فراز و فرودها و تب و تاب‌هايی كه خوابيده و بلند می‌شود، وب‌لاگ در ميان ايرانيان جای‌گاهی ثابت و ماندگار يافته است. كاری هم كه «جادی»، نويسنده‌ی «كی‌برد آزاد»، كرده و نوشته‌اش به خوبی نمايی از گسترش شبكه‌يی اين جامعه‌ی مجازی پرجمعيت تصوير می‌كند.

سلمان در انتهای نوشته‌اش بعد از پرداختی به واكنش و نگاه رسانه‌های كاغذی و رسمی به اين اتفاق، از بازگشت دوباره به نگرانی‌ها و اميدهای واقعی نوشته است و خواسته تا اهالی وب‌لاگ‌شهر ايرانی گرمای يلدای 85 را از ياد نبرند.

به هر حال، اين اتفاق، از جمله خاطره‌های ماندگار وب‌لاگستان ايرانی خواهد ماند كه به نحوی مستقيم بخشی از تاريخ معاصر جامعه‌ی ايرانيان را می‌سازد (در اين باره هم به تفصيل داد سخن داده‌اند و می‌توان باز بحث كرد).

 

Ç

 

آثار شماره‌ی «104»

از زنده‌گی:

اعدام صدام

فرهنگ و ادب پارسی:

آزادی و شاه‌نامه

از «فروغ» غافل نشويم

داستان كوتاه:

دليل ترس

تا دل‌تان بخواهد شعر:

با هفت مراد

قطعات زمستانی

رنگ كلمه: سه شعر از سه شاعر

دنيای مجازی:

بازی شب يلدا