|
|
|
|
|||||||||||||||
|
دگرآفرينی فيم «هفت»، نقدگونهيی از كاوه احمدی علیآبادی تنپروری، طمع، تنبلی، نزاع، غرور، شهوت و حسادت، جملهگی جرمهايیاند كه در فيلم «هفت»، طعمههای جان دوال (قاتل مجرمان) با به زير پا گذاشتن يكی از فرمانهای خداوند مرتكب شدهاند و از اين روی به مرگ محكوم شدهاند! پرسش اساسی هفت اين است: "آيا مجازات آنانی كه مجرماند، جرم بهشمار میآيد؟" اگر پاسخ مثبت است، پس به چه سبب، ما نظام حقوقی و جزايی را بنا كردهايم كه بخشی از كار آن، رسيدهگی به جرم و مجازات مجرمان است؟ ... ادامه
بخش اول از مقالهی محققانهی محمود كوير در بارهی نام سرزمين مادریمان ... گروهی بر آن هستند که اين سرزمين نامش ايران بوده است، زيرا در کتابهای کهن، از جمله در شاهنامه، نام ايران آمده است. نزديک سه هزار سال پيش آرياييان از شمال به اين سرزمين کوچيده و نام خود را به آن دادهاند. يونانیها به نادرست نام بخشی از اين کشور، يعنی پارس، را به همهی ايران دادهاند. دنيا از نام پرشيا چندان خبری ندارد. نام پرشيا به اختلافات قومی در ايران دامن میزند. گروه ديگر بر آن هستند که نام اينجا پرشيا بوده است، زيرا تاريخنويسان بزرگ جهان اين سرزمين را به نام پرشيا ياد کردهاند. در تمام کتابهای اروپايی پرشيا آمده است. رضاشاه در سال ١٩٣٥ و بنا بر سياستهای روز و با يک دستور اين نام را تغيير داده است ... ادامه
داستانی كوتاه با نويسندهگی مشتركِ كاوه احمدی علیآبادی و رضا رحيمی غروب پاييزیست. باد سردی در حال وزيدن است و جوانی تكيده و خسته از تپهيی بالا میكشد و به نوك تپه میرسد. در زير پای او شهری كوچك در تاريكی فرو میرود. گاه كورسويی از چراغی در دوردست به چشم میخورد. او روی تخته سنگی مینشيند. خستهگی گرفته و سپس به سوی شهر سرازير میشود. صدای جيرجيركها و زنجرهها و حشراتی ديگر به گوش میزند. كمی جلوتر جوان به كورهراهی برخورد میكند و از آنجا بیتفاوت راهاش را ادامه میدهد. صدای پارس سگی از دور شنيده میشود ... ادامه
«دليل ترس» و دو نقد: «دليل ترس زن چه بود؟» و «چه دليلی برای ترس؟» دو نقد در بارهی داستان «دليل ترس» از شايان الهامی و نصرالله سررشتهدار ... درست است که میگويند: "ببين چه میگويد، نه اين که چه کسی میگويد،" اما گنگ بودن فضای داستان برای من، مجبورم کرد به اين کار. در واقع احساس کردم فضا چند بار عوض میشود و يکدست نيست ... و ... مخاطب از هر اثر با توجه به گونهاش توقعی دارد. و اينك در نوشتهی «دليل ترس» به عنوان يك داستان كوتاه، مخاطب با بسياری توقع برآورده نشده روبهرو میشود، چه با نگاهی كلی به نوشته بنگرد چه با رویكردی جزءنگر با آن مواجه شود ... ادامه
چكامه برای مردی كه آوازش را سگها جويدند يك شعر بلند از سيدمحمدمهدی شهيدی شب در گيجگاه خود ايستاده / بيرون، جريانِ سيالِ نقرهيی / پشت كاجها و صنوبرها میرقصد / اندامِ شب بيمار پولكهای فسفریست / پچپچ ستارهگان تعميم خواب توست / تعميم لالايی خوابی آشفته، آشفته و ناگزير: / گويی كه كودكی / در عمقِ خوابهايش بيدار میشود ... ادامه
شعرهايی از شاهرخ ستوده فومنی، علی صالحی و كامبيز منوچهريان
|
|