سال پنجم

بيست‌وچهار دی 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Iran or Persia? A Discussion by M. Kavir A Review on "Se7en", by K. Ahmadi Ali-abadi A Poem by S. Mehdi Shahidi

 

فرمان هشتم در «هفت»

دگرآفرينی فيم «هفت»، نقدگونه‌يی از كاوه احمدی علی‌آبادی

تن‌پروری، طمع، تنبلی، نزاع، غرور، شهوت و حسادت، جمله‌گی جرم‌هايی‌اند كه در فيلم «هفت‌»، طعمه‌های جان دوال (قاتل مجرمان‌) با به زير پا گذاشتن يكی از فرمان‌های خداوند مرتكب شده‌اند و از اين روی به مرگ محكوم شده‌اند! پرسش اساسی هفت اين است‌: "آيا مجازات آنانی كه مجرم‌اند، جرم به‌شمار می‌آيد؟" اگر پاسخ مثبت است، پس به چه سبب، ما نظام حقوقی و جزايی را بنا كرده‌ايم كه بخشی از كار آن، رسيده‌گی به جرم و مجازات مجرمان است‌؟ ... ادامه

 

ايران يا پرشيا

بخش اول از مقاله‌ی محققانه‌ی محمود كوير در باره‌ی نام سرزمين مادری‌مان

... گروهی بر آن هستند که اين سرزمين نام‌ش ايران بوده است، زيرا در کتاب‌های کهن، از جمله در شاه‌نامه، نام ايران آمده است. نزديک سه هزار سال پيش آرياييان از شمال به اين سرزمين کوچيده و نام خود را به آن داده‌اند. يونانی‌ها به نادرست نام بخشی از اين کشور، يعنی پارس، را به همه‌ی ايران داده‌اند. دنيا از نام پرشيا چندان خبری ندارد. نام پرشيا به اختلافات قومی در ايران دامن می‌زند.

گروه ديگر بر آن هستند که نام اين‌جا پرشيا بوده است، زيرا تاريخ‌نويسان بزرگ جهان اين سرزمين را به نام پرشيا ياد کرده‌اند. در تمام کتاب‌های اروپايی پرشيا آمده است. رضاشاه در سال ١٩٣٥ و بنا بر سياست‌های روز و با يک دستور اين نام را تغيير داده است ... ادامه

 

هويت

داستانی كوتاه با نويسنده‌گی مشتركِ كاوه احمدی علی‌آبادی و رضا رحيمی

غروب پاييزی‌ست‌. باد سردی در حال وزيدن است و جوانی تكيده و خسته از تپه‌يی بالا می‌كشد و به نوك تپه می‌رسد. در زير پای او شهری كوچك در تاريكی فرو می‌رود. گاه كورسويی از چراغی در دوردست به چشم می‌خورد.

او روی تخته سنگی می‌نشيند. خسته‌گی گرفته و سپس به سوی شهر سرازير می‌شود. صدای جيرجيرك‌ها و زنجره‌ها و حشراتی ديگر به گوش می‌زند. كمی جلوتر جوان به كوره‌راهی برخورد می‌كند و از آن‌جا بی‌تفاوت راه‌اش را ادامه ‌می‌دهد. صدای پارس سگی از دور شنيده می‌شود ... ادامه

 

«دليل ترس» و دو نقد: «دليل ترس زن چه بود؟» و «چه دليلی برای ترس؟»

دو نقد در باره‌ی داستان «دليل ترس» از شايان الهامی و نصرالله سررشته‌دار

... درست است که می‌گويند: "ببين چه می‌گويد، نه اين که چه کسی می‌گويد،" اما گنگ بودن فضای داستان برای من، مجبورم کرد به اين کار. در واقع احساس کردم فضا چند بار عوض می‌شود و يک‌دست نيست ...

و

... مخاطب از هر اثر با توجه به گونه‌اش توقعی دارد. و اينك در نوشته‌ی «دليل ترس» به عنوان يك داستان كوتاه، مخاطب با بسياری توقع برآورده نشده روبه‌رو می‌شود، چه با نگاهی كلی به نوشته بنگرد چه با روی‌كردی جزءنگر با‌ آن مواجه شود ... ادامه

 

چكامه برای مردی كه آوازش را سگ‌ها جويدند

يك شعر بلند از سيدمحمدمهدی شهيدی

شب در گيج‌گاه خود ايستاده / بيرون، جريانِ سيالِ نقره‌يی / پشت كاج‌ها و صنوبرها می‌رقصد / اندامِ شب بيمار پولك‌های فسفری‌ست / پچ‌پچ ستاره‌گان تعميم خواب توست / تعميم لالايی خوابی آشفته، آشفته و ناگزير: / گويی كه كودكی / در عمقِ خواب‌هايش بيدار می‌شود ... ادامه

 

رنگ كلمه: سه شعر از سه شاعر

شعرهايی از

شاهرخ ستوده فومنی، علی صالحی و كامبيز منوچهريان

ادامه

 


 
 
 

آخر و عاقبت سامان‌دهی پای‌گاه‌های اينترنتی

سامان‌دهی پای‌گاه‌های اطلاع‌رسانی اينترنتی* كه چندی پيش اقدام عملی و اجرايی برای آن با اعلام رسمی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت آغاز شد، موضوع بحث داغ و تازه‌يی است؛ بحث در باره‌ی تصميمی كه روال عمل به آن حرف و حديث بسيار برمی‌انگيزد و انباشته است از نشانه‌های ناآشنايی با فضای مجازی، اما عواقب آن ممكن است بسيار دردسرآفرين شود!

در زمان اعلام طرح، يك فرصت دو ماهه با گرداننده‌گان پای‌گاه‌های اينترنتی داده شد تا بروند و اسم و رسم خود را به نماينده‌گان دولت اعلام كنند. يادداشت قابل تأملی عطا خليقی، از بنيان‌گذاران و مديران سابق پرشين‌ّلاگ، در وب‌لاگ مجله‌ی دنيای كامپيوتر و ارتباطات نوشته است كه به عواقب احتمالی اين اقدام می‌پردازد: مسدوديت پای‌گاه‌های اينترنتی، الزام به رو آوردن به ميزبان‌های داخلی و درگاه‌های دولتی، برخورد انتظامی با گرداننده‌گان برخی از پای‌گاه‌ها، رواج خودسانسوری در دنيای مجازی به مانند روزنامه‌ها و نشريات كاغذی و ... البته همه‌ی نگاه نويسنده اين‌چنين بدبينانه نيست. او اين فرض را هم قائل می‌شود كه چه بسا اين طرح هم مانند بسياری از طرح‌های ديگر، خاصه در عرصه‌ی ارتباطات، به‌رغم سر و صدايی كه بلند می‌كند و هيجانی كه سبب می‌شود، بی‌سرانجام و معلق رها شود. ديگر بالاتر از «تكفا»، طرح درگذشته‌ی توسعه‌ی محور كشور مبتنی بر فن‌آوری ارتباطات، كه نيست!

اين اقدام دولتی مسلم است كه به مذاق روحيه‌ی مركزگريز اكثريت وب‌لاگ‌نويسان و فعالان اينترنتی خوش نيايد. نمونه‌اش تلاش «عصيان»، از پيش‌گامان وب‌لاگ‌نويسی فارسی، است كه نشان و كد مخالفت با ثبت نام پای‌گاه را برای يك اعتراض همه‌گانی طرح و آماده كرده است. يا آن‌چه در خبرگزاری‌ها به نقل از حقوق‌دانان آمده است و اين اقدام دولت «بدعت‌گذاری غيرقانونی» خوانده شده است (+). برخی از نشريات اينترنتی و وب‌لاگ‌ها نيز اعتراض‌های بسيار شديدی كرده‌اند، نمونه‌اش گذرگاه (اين مجله مدت‌هاست كه درون مرزهای ايران در «فهرست فيلترينگ» قرار دارد).

هنوز معلوم نيست در سرحد مهلت اعلام‌شده، چه اتفاقی می‌افتد، اما «فروغ» می‌داند چه خواهد كرد. گرداننده‌گان «فروغ» با توجه به شفافيت و صراحتی كه در رفتار و پندار دارند، فارغ از باور به «آزادی فرآيند گردش اطلاعات»، نيازی به دوباره‌كاری‌هايی از اين دست نمی‌بينند. اگر به هر دليل و بهانه‌يی هم ممانعت به عمل آيد از اداره‌ی اين مجله توسط هم‌راهانی كه درون مرزهای جغرافيايی ايران سكونت دارند، وسعت جهانی دايره‌ی زيست و زنده‌گی دوستان «فروغ» اين مانع را بی‌اثر می‌كند.

پس هم‌چون هميشه راه خود را پيش می‌رويم. «فروغ» هنوز با داعيه‌ی «تولد كلمه تولد زنده‌گی‌ست» به پيش رو نظر می‌افكند.

* اگر اين نشانی باز نمی‌شود و با پيفام خطا روبه‌رو می‌شويد، تعجب نكنيد! ظاهرا از سوی گرداننده‌گان و در سمت فرستنده، مشكلاتی وجود دارد! شايد از اثرات نفوذ به پای‌گاه‌های وزارت ارشاد در نيمه‌ی دی باشد، شايد هم به خاطر تأثير برخی نقدها و افشاگری‌هاست كه ... ؛)

هم‌راهی با «فروغ»

برای پيوستن به گروه مخصوص مجله در زيرمجموعه‌ی گروه‌های ياهو، می‌توانيد بر اين نشان تقه بزنيد.

از سويی، اگر در اينترنت صاحب‌خانه‌ايد، اگر علاقه‌منديد، برای هم‌راهی با اين گروه و مجله می‌توانيد كدهايی را كه به اين منظور تهيه شده‌اند در قالب پای‌گاه يا وب‌لاگ خود بگذاريد.