|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: سه اثر از سه شاعر شعرهايی از شاهرخ ستوده فومنی / علی صالحی / كامبيز منوچهريان
شاهرخ ستوده فومنی
مرگ، مرگ محتوم دی ماه عطر سرد نرگس تو را بلعيده است.
آه و لبخند دود سفيد لای انگشتانام کلمات، سکوت، جوانی همه را در تابستان فراموش کردم تنها اندوه مادرم مرا به ياد میآورد و میدانم اندوه مادر من سياه نيست اما خطوط اين خطوط پر اصرار عاطفه که صورت مادر مرا پيش میراند همين ترانهی پنهان قلب مرا سياه میکند.
کاش آنروزها کاش جوان بودم کاش آن گيسوان در پنجره مانده بود کاش ملحفههای سرد آفتاب میگرفتند
کاش دی ماه تو را نمیبرد!
علی صالحی
بحث داغ امروز جهان يا شايد فقط دفتر كار حقير ماست نانوتكنولوژِِی، كه با اولين نسيم خنك صبحگاهی، افتاده است روی ميزهای كارمان و ما ساعتها برای سوءاستفادهاش، عمر هدر میدهيم زير و روی ميزهايمان. شب خسته، به خانه میرسيم با انديشهی نانوتكنولوژی، بی قلب، بی روح، بی نان و تكنولوژی.
كامبيز منوچهريان
رديف درختان گردو در سرزمينی غريب برآمده از دستهای موازی تپههای ناآشنا جنگلهای كمپشت دور از انارهای مسموم بازگشت فوارهی نور دو دست تو موازی حلقههای آتش هنوز اسطورهی نگاه تو زندانی خيالهای واهی دروغ باد از كلام تو میوزد زود میرويم تا ميان دستهای فرهاد تا وسط موهای شيرين كه پخت میشود مثل خرمای براق وسط نخلستانهای ورود ممنوع مثل دختركهای روستايی پشت تار و پود زندهگی چشمهای تو عجيب نگاه من پر از خرده شيشه رفتار تو علامت سؤال هنوز شروع میشود از تو آخرين شمع روی كيك تولد و میتپد در بدن كرم خاكی مثل باد اين ...
|
|