سال پنجم

بيست‌ودو بهمن 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

درخت خاطره

فرامرز ويسی

اشاره:

وحيد نامه داد كه:

"... مهدی گفت شعر «درخت خاطره»‌اش را بفرستم. دنبال شعر می‌گشتم. يادم آمد زمستان 83 بود. شبی كه آمده بود پيش‌ام تا به قول خودش فقط اين شعر را برای‌ام بخواند. و چه‌قدر هم نوستالژيك خوانده بود. فرامرز خوانش درست و زيبايی از شعر داشت. شعر را روی كاغذ آ- چهار نوشت و در حاشيه‌ی آن چيزی شبيه اين نوشت: "برای يار غارم ..." حالا هی دارم دنبال آن يك تكه كاغذ می‌گردم كه نوشته‌ی دقيق‌اش را نقل قول كنم، اما اين روزها كاغذپاره‌هايم مثل خودم آن قدر درهم ريخته است كه نمی‌توانم آن را پيدا كنم. ظاهرا فرصتی هم نيست، ...

چه‌قدر دل‌ام می‌خواهد كه دوستان‌ام را ببينم

آن‌ها كه درد و دريا بودند.

شب‌هايی كه خواب‌ام را غارت می‌كند

اتاق‌ام

پر از زمزمه‌های سربی می‌شود

و خاطراتی همه سرخ!

هر وقت كنار پنجره می‌نشينم

لب‌ريز از نجواهای ديرينه‌ی كسانی می‌شوم

كه به اندازه‌ی دنيا مرده‌اند.

حضورشان در من است

و قلب‌ام چه گورستانی!

حالا كه پر از ياد و خاطره‌ام

فصلی شده‌ام

با تپش سرد

سنگ‌های سپيد

و نسيم‌های سوگ‌وار.

با اين همه

فردا

به ياد آن‌ها كه آوازی بودند

پريشان‌تر از باد،

درخت خاطره‌يی می‌كارم

برای سپيده‌دمانی ديگر.

 

Ç