سال پنجم

بيست‌ودو بهمن 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نرگس بابايی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shaghayegh_ghaaasedak

[@] yahoo [.] com

 

هنگام

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: سه اثر ازدو شاعر

شعرهايی از

نرگس بابايی / هنگام

 

مادرم

نرگس بابايی

 

چه شب تاريکی‌ست

و همه در خواب‌اند

ماه هم بی‌حال است

در سکوت مبهم

ناله‌يی می‌آيد

مثل زخمه بر ساز

مثل يک راز و نياز

چون دعای سحر فرشته‌گان

بازگويی

مادرم

دست به دعا برداشته

 

Ç

 

دو شعر

هنگام

 

1

اين‌جا انتهای همان بی‌منتهاست،

چاهی به وسعت تنهايی.

حرف‌هايمان که به هم پيوست،

سکوت تمنا کمر شکست.

يکی شديم

از وحشت يکی ماندن.

اينک

   ما مانده‌ايم

و سزای ترس.

 

2

بزن گاه مداری تلخ

فرو شب‌های زنگاری

كه دل آوار باران است

و از هر سو ملال نامرادی‌ها

چَمد در لابه‌لای تيز مژگان‌ها

و نيمه جامِ صبر آجينِ جان لب‌ريز

به جنگل خاطری در باد

در انبوه پريشِ شاخ‌سارانِ كهن بی‌داد

گم و گور خراب‌آباد

سراپنجه فروبرده به گيسوی گريزان خواب

تو هم ديگر

رهايم كن

            حرامی ياد.

 

Ç