سال پنجم

شش اسفند 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Two Poems in Memory of F. Veissi, the Late Poet and Translator Voyage to Portugal, Part I, by M. Kavir A Critique on "the Kite", by K. Ahmadi

 

آفريده‌يی كه زاده نشده رها شد

تحليل فيلم «بادبادك» توسط كاوه احمدی علی‌آبادی

«بادبادك» را بايد با نگاهی ديگر كاويد. آن سيلی كه عزيزجان از سرباز طالبان می‌خورد، در مقابل تمامی مصيبت‌هايی كه بر او گذشته تقريبا هيچ است. ولی به اين دليل سنگين جلوه می‌كند كه آن را در انتهای بادبادك‌، پس از آن همه بلايا و وقايع ناگوار تجربه می‌كند: عزيزجان‌، هنگامی كه به دنيا آمد، پدرش كشته شده بود. بر اثر يكی از درگيری‌های مجاهدين كه خانه‌شان خراب شد، مادرش را از دست داد ... ادامه

 

ديداری با بهارنارنج

سفری به پرتغال، بخش اول از نوشته‌ها و سفرنامه‌ی محمود كوير

زير شاخه‌های بهار نارنج، در عطر قهوه و دود سيگار ماهی‌گيران نيمه‌مست و ولوله‌ی زنان فروشنده، در جنوب پرتغال، در شهر کوچک و زيبای لوله، کنار يک خيابان خلوت و قديمی و در برابر يک قهوه‌خانه‌ی پير، بر يک صندلی فلزی، تن‌ديس برنزی مردی با کلاه شاپو، به انبوه ره‌گذران می نگرد. در نخستين ديدارم از اين تن‌ديس او را انسانی ديدم با شباهت‌هايی بسيار به صادق هدايت. تن‌ديس مشهورترين شاعر و نويسنده‌ی پرتغال ... ادامه

 

برای هميشه

دو شعر از عدنان خلعتی و هنگام

«فرامرز ويسی» چند هفته‌يی‌ست كه درگذشته است، اما دوستان و آشنايان‌اش، هنوز و هميشه به يادش هستند. اين برگ برای اوست ... ادامه

 

برای چشم‌ها

پنج شعر و طرح كوتاه از علی صالحی

رسالت / آغاز ديوانه‌گی‌ست / اين‌گونه که من می‌خواهم هر نفس بوسيدن چشم‌هايت را. / زاده شدن‌ام مگر برای همين رسالت نبوده است؟ ... ادامه

 

رنگ كلمه: دو شعر از يك شاعر

شعرهايی از

هنگام

ادامه

 

بودنی ناگزير

شعری از گذشته و يادداشتی از حال، نوشته‌ی شهاب مباشری

آن وقت، كه نيمه‌ی مرداد هفتاد و چهار بود، اسم‌اش را گذاشتم «تابش». آن وقت ممارستی داشتم برای سرودن و حوصله‌يی تا هر هفته در جمع شاعران و علاقه‌مندان شعر، دست‌كم به عنوان يك علاقه‌مند، حاضر شوم؛ بشنوم، بخوانم، نقد كنم و نقد شوم ... ادامه

 


 
 
 

نزديك دوربرگردان

روزهای زمستان رو به آخری ديگر است، آخری كه البته يك پايان هميشه‌گی نيست. به يك دوربرگردان ديگر می‌رسيم!

«فروغ» و گرداننده‌گان‌اش می‌خواهند در اين پيچ كه فرصتی‌ست به گذشته‌ی خود نظر كنند، كم و كيف و تاب و توان خود را برای تداوم حضور، چه بر پهنه‌ی اينترنت چه باز بر عرصه‌ی كاغذ، بسنجند.

اميدوارانه می‌كوشيم تا ...

بگذاريد شعار ندهيم! شما هم بياييد تا فقط تماشاگر نمانيد. دست هم‌راهی‌تان می‌تواند مهر قطعيت بزند بر اين ادامه‌ی حضوری كه می‌ارزد.

 

شماره‌ی آينده‌ی «فروغ»، در نزديكی دوربرگردان، بامداد بيست و هفت اسفند 1385 منتشر می‌شود.

 

هم‌راهی با «فروغ»

برای پيوستن به گروه مخصوص مجله در زيرمجموعه‌ی گروه‌های ياهو، می‌توانيد بر اين نشان تقه بزنيد.

از سويی، اگر در اينترنت صاحب‌خانه‌ايد، اگر علاقه‌منديد، برای هم‌راهی با اين گروه و مجله می‌توانيد كدهايی را كه به اين منظور تهيه شده‌اند در قالب پای‌گاه يا وب‌لاگ خود بگذاريد.