سال پنجم

شش اسفند 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

علی صالحی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

برای چشم‌ها

علی صالحی

 

رسالت

آغاز ديوانه‌گی‌ست

اين‌گونه که من می‌خواهم هر نفس بوسيدن چشم‌هايت را.

زاده شدن‌ام مگر برای همين رسالت نبوده است؟

 

بدمستی

نمی‌توانم صبور نباشم

برای رسيدن گيلاس چشم‌هايت.

بدمستی روزگارم از توست

که صبر هم تحمل‌ام را ندارد.

 

جنون

روزی

از چشمان تو

بر اين کاغذپاره‌ها

چنان چشمه‌يی خواهم سرود

که پلنگ خود را در آبش آهو ببيند

و از ديوانه‌گی خود را بدرد.

 

بی‌کران

چشمان پرنده را که از او بگيرند،

پروازش بی‌نهايت می‌شود.

چشم‌هايم در دست توست،

بی‌نهايت‌ام باش!

 

نا

غزالی می‌دود ميان دشت روح‌ام

که با هيچ کمند شعری اسير نمی‌شود.

تنها، عبور لحظه‌های چشم‌هايش ...

عبور لحظه‌های چشم‌هايش ...

لحظه‌های چشم‌هايش ...

چشم‌هايش ...

اين شعر هم ناتوان ماند و ناتمام،

من هم ...

 

Ç

 

آثار شماره‌ی «107»

نقد سينما:

آفريده‌يی كه زاده نشده رها شد

سفرنامه / ادبيات ترجمه:

ديداری با بهارنارنج

به ياد «فرامرز ويسی»:

برای هميشه

تا دل‌تان بخواهد شعر:

برای چشم‌ها

رنگ كلمه: دو شعر از يك شاعر

بودنی ناگزير