سال پنجم

شش اسفند 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

هنگام

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: دو اثر از يك شاعر

دو شعر از هنگام

 

1

خيلی ساده

ساده‌گی‌ام را بخشيدم

به

ماهور سينه‌هايی

كه چون علفِ نرمِ نارسِ بهاره

ساده بود

 

2

ريشه دوانيده،

گل‌برگ هم كه باشی

مرا باغی پر شكوهی

با چهار فصلی در چشمان‌ات

 

رودی كه در تو جاری‌ست

عطش زمين مرا سيراب می‌كند

و بر شاخسارت پرنده‌های خوش‌خوان

حرف‌های صميمی‌اند

 

سكوت تو

هراسی‌ست از گذر صياد

كه در پی شكار

ردی از خود به يادگار نهاده است

بی هيچ التفاتی

 

و خطوط چهره‌ات

ساليان اندوهی‌ست

كه در عطر و رنگ محو می‌شود

 

سبزينه‌گی‌ات

خزه‌هايی‌ست

كه مرهم گذار جای تيشه‌اند

 

هان ای خوان گسترده‌ی بی‌منت

از باد وحشی حذر كن

اينك اين قلب من است

كه بر بام تو لانه كرده است

برای

تولد يگانه‌ترين عشق

 

Ç

 

آثار شماره‌ی «107»

نقد سينما:

آفريده‌يی كه زاده نشده رها شد

سفرنامه / ادبيات ترجمه:

ديداری با بهارنارنج

به ياد «فرامرز ويسی»:

برای هميشه

تا دل‌تان بخواهد شعر:

برای چشم‌ها

رنگ كلمه: دو شعر از يك شاعر

بودنی ناگزير