|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: دو اثر از يك شاعر دو شعر از هنگام
خيلی ساده سادهگیام را بخشيدم به ماهور سينههايی كه چون علفِ نرمِ نارسِ بهاره ساده بود
2 ريشه دوانيده، گلبرگ هم كه باشی مرا باغی پر شكوهی با چهار فصلی در چشمانات
رودی كه در تو جاریست عطش زمين مرا سيراب میكند و بر شاخسارت پرندههای خوشخوان حرفهای صميمیاند
سكوت تو هراسیست از گذر صياد كه در پی شكار ردی از خود به يادگار نهاده است بی هيچ التفاتی
و خطوط چهرهات ساليان اندوهیست كه در عطر و رنگ محو میشود
سبزينهگیات خزههايیست كه مرهم گذار جای تيشهاند
هان ای خوان گستردهی بیمنت از باد وحشی حذر كن اينك اين قلب من است كه بر بام تو لانه كرده است برای تولد يگانهترين عشق
|
|