سال پنجم

بيست و هفت اسفند 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

صالح تسبيحی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

prometeh2000

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

saleh.tasbihi.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ زمان

به بهانه‌ی نمايش‌گاه آثار صالح تسبيحی

 

زمان در ذهن‌ام، در خيال‌ام، در خلال شعورم هميشه، جوانی بوده است با صورتی پير. به صورت مردی جوان با موها و ابروها و حتا چشم سفيد، كه پريده‌رنگ باشد و گريخته باشد به سفيدی و كودك كه بودم، او هم‌سايه‌مان بود. هميشه داشت از عرض خيابان عبور می‌كرد و نگاه‌ام نمی‌كرد. نمی‌دانم اين يادها خواب‌اند يا خاطره، اما می‌ديدم‌اش و ازش می‌ترسيدم.

 

اين چند خط درآمد يادداشت صالح است كه بر نمايش‌گاه فيلم و عكسی كه در اواخر بهمن و اوائل اسفند گذشته در نگارخانه‌ی زنگار تهران به پا كرد و اسم‌اش را گذشت: «رنگ زمان».

و اين هم يكی ديگر از عكس‌های او:

 

... چند بار خانه عوض كردم. محله به محله رفتم. گريخته‌ام از او. و او هميشه بوده و هست و ه‌سايه‌ی ماست و دارد می‌گذرد.

... فرقی ندارد. در عصر، در غروب، در باران، در شب، در هر سويی كه سر می‌گردانم تكرار می‌شود.

 

و آخر يادداشت او اين است:

 

نه پيرتر می‌شود نه جوان‌تر. همان است كه كودك بودم بود. خطوط عابر پياده را طی می‌كند يا قدم‌هايی بلندتر از قدم‌های من.

و می‌گذرم و می‌روم به سياهی و او می‌ماند در زمان سفيد.

 

Ç