|
|
|
|
||||||||||||||
|
عيدانه: اتوبوس های خط اختياريه - هفت تير شادی بيان
نمیدانم سر و کارتان تا حالا به اتوبوسهای خط اختياريه - هفت تير افتاده است يا نه؟ حدود ده، دوازده سال پيش، من در دبيرستانی در منطقهی دولت درس میخواندم و تا چهار سال بعد که دبيرستان را تمام کردم، يکی از مشتريان اتوبوسهای اين خط بودم. وضعيت اسفباری بود. گاهی بايد تا چهل و پنج دقيقه يا حتا يک ساعت در انتظار رسيدن اتوبوس میمانديم. وقتی هم که اتوبوس میرسيد با اين که ما فقط چند ايست گاه تا اول خط فاصله داشتيم، هيچ وقت جای نشستن نبود. اين مشکل در زمستان وقتی در کنار سوز و سرما و باد و باران قرار میگرفت، غير قابل تحمل میشد. تنها تلاشی که برای بهبود اين شرايط میتوانستم بکنم در جريان قرار دادن شرکت واحد اتوبوسرانی بود و هر چند بعد از آن هم تغييری حاصل نشد، اما تا آخرين روزی که جزء مسافران اتوبوسهای اين خط بودم، اميد داشتم که بالاخره يک روز اين مشکل حل خواهد شد. با تک تک سلولهای وجودم اين مسأله را باور داشتم. درست مثل باوری که در مواجهه با مشکلاتی که بعدها در خانواده، محل کار، اجتماع يا هر جای ديگری با آنها دست و پنجه نرم کردم، در ذهن داشتم. صدايی در قلبام همواره به من میگفت، چيزهايی که دوستداشتنی نيستند، آزاردهنده مینمايند يا بايد بهتر از اين باشند، مطمئنا يک روز که دور نيست و دير نيست، دوستداشتنی، لذتبخش و مطابق ميل خواهند شد. من از آن دبيرستان فارغ التحصيل شدم، به دانشگاه رفتم، کار گرفتم، خانواده تشکيل دادم و حالا سالها از آن زمان گذشته است. به نظرتان غمانگيز نيست، وقتی میشنوم مادرم که چند هفتهيی است حول و حوش مدرسهی سابق من مشغول کاری شده است، همچنان از دير آمدن اتوبوسهای اين خط شکايت دارد؟
شايد در سالی که پيش رو داريم، از تنهايی در آييم، کار بهتری پيدا کنيم، روابطمان با عزيزانمان صميمانهتر شود، ماشيندار شويم، کتابمان مجوز انتشار بگيرد، شيمیدرمانی پسر کوچکمان جواب بدهد، معضل ترافيک کمرنگ شود، قيمت خانه پايين بيايد، شاخص بورس بالا برود و مشکل اتوبوسهای خط اختياريه - هفت تير هم شايد حل شود! البته که اميد به رشد کميتها و کيفيتهای اقتصادی، اجتماعی، ارتباطی و انسانی عنصری مثبت در جهت ادامهی زندهگی ماست ... اما راستی آيا وقت آن نرسيده است، که آدمها را در کنار نقصها و شرايط را در کنار کاستیها پذيرا شويم؟
|
|