سال پنجم

نوزدهم فروردين 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Brief Review on "Pulp Fiction", by K. Ahmadi Ali-abadi Voyage to Portugal: "Saramago, the Writer", Notes by Mahmood Kavir A Memorial Note by Amir Rake'e for R. Mollagholi-pour

 

ديداری با بهارنارنج

سفری به پرتغال، بخش سوم از نوشته‌ها و سفرنامه‌ی محمود كوير

«ساراماگو» در سال 1922در ده‌کده‌يی کوچک در شمال ليسبون در خانواده‌يی کشاورز به دنيا آمد. او دو سال بعد به هم‌راه خانواده به ليسبون رفت و تحصيلات دانش‌گاهی خود را برای امرار معاش نيمه‌تمام گذاشت و به شغل‌های مختلفی نظير آهن‌گری، مکانيکی و کارگری روزمزدی پرداخت. پس از مدتی نيز به مترجمی و نويسنده‌گی در روزنامه‌ی ارگان حزب کمونيست پرتغال مشغول شد.

ساراماگو نخستين رمان‌اش، «کشور گناه»، را در 1947 نوشت، اما ... ادامه

 

تريلوژی: دشت گريان

نوشته‌ی امير راكعی به ياد رسول ملاقلی‌پور

... اون با ما، بچه‌های «كانون فيلم و عكس دانش‌گاه شيراز»، خيلی خوب بود. تو اين دو سال سه بار آورده بوديم‌اش دانش‌گاه‌مون. آخرين بار هم دو ماه قبل از جشن‌واره بود، برا «ميم مثل مادر»، با گل‌شيفته فراهانی و شاپور امين. همه باهاش رفيق بوديم. به خاطر همين، راحت نوشتم: ملاقلی‌پور: "من هم می‌خوام فيلم دفاع مقدسی بسازم!" در جواب‌اش گفتن: "تو غلط می‌كنی!" می‌دونستم خودش هم اگر متنو بخونه، از خنده روده‌بر می‌شه ... ادامه

 

دشت باز

يادداشت نصرالله سررشته‌دار در باره‌ی دقت در معادل‌گزينی و توجه به كاربرد ترجمه

«دشت باز» نامی‌ست كه به جای اسم انگليسی فيلم Open Range، وسترن استخوان‌دار ساخته‌ی كوين كاستنر، در ايران متداول شده است. مجله‌ی «فيلم» از معادل «مرتع بی‌حصار» هم، در كنار يادآوری همان عنوان رايج، استفاده كرده است. تلويزيون هم وقتی فيلم را پخش می‌كرد، از عنوان ديگری در كنار دشت بازی كه در ميان دو قلاب نهاده بود، استفاده كرد: «در تيررس» ... ادامه

 

چهار تأويل دينی

تحليل فيلم «داستانی درهم و برهم (پالپ فيكشن)» به قلم كاوه احمدی علی‌آبادی

كتاب مقدس‌: مسير انسان پارسا را بی‌عدالتی‌، جرم‌، خودپرستی و ستم انسان‌های اهريمنی فرا گرفته است‌. خوشا به حال او كه در راه خير و اعمال نيك گام بر می‌دارد و ضعفا را چون شبان از دره‌های تاريك عبور می‌دهد، چرا كه او حامی برادران‌اش است و هموست هدايت‌گر گم‌راهان! پس از برای كين‌خواهی و با قلبی آكنده از نفرت بر تو فرود خواهم آمد تا آنان را كه بر نابودی برادران‌ام كمر بسته‌اند، نابود سازم ... ادامه

 

رنگ كلمه: چهار اثر از دو شاعر

شعرها و طرح‌هايی از

ايليا ديانوش و علی صالحی بافقی

ادامه

 

كاش هيچ‌وقت برقا نياد!

داستانكی از شادی بيان

سر همون کوچه‌يی که خونه‌ی پدری‌ش بوده، با يه زن شوهر مرده زنده‌گی می‌کنه. هر روز کله‌ی سحر از خونه می‌زنه بيرون و تا بعدِ غروب تو شهر می‌چرخه و از اين معاملات ملکی به اون معاملات ملکی سرک می‌کشه و سراغ يه خونه‌ی کوچيک و امن رو می‌گيره ... ادامه

 


 
 
 

اول بهار

فصل نو، روز نو، همه مبارك!

همين! :)

 

حساب و هندسه‌ی بهاری ما

خواهر كوچك‌تر «فروغ»، يعنی همان نشريه‌ی ماه‌نامه كه چند سالی پيش‌تر تنها سه شماره‌اش منتشر شد، باز جان گرفته است و دوره‌ی تازه‌ی انتشارش آغاز شده است.

«شهاب مباشری» كه مدير مسؤول نشريه است يادداشتی با عنوان «حساب و هندسه‌ی بهاری ما» در سرآغاز دور جديد انتشار «ماه‌نامه‌ی فروغ» نگاشته است.

اميد كه از اين پس اين دو خواهر هم‌پای هم پيش بروند و يكی در نيمه‌ی راه ديگری را تنها نگذارد.