|
|
|
|
|||||||||||||||
|
دشت باز نصرالله سررشتهدار
«دشت باز» نامیست كه به جای اسم انگليسی فيلم Open Range، وسترن استخواندار ساختهی كوين كاستنر، در ايران متداول شده است. مجلهی «فيلم» از معادل «مرتع بیحصار» هم، در كنار يادآوری همان عنوان رايج، استفاده كرده است. تلويزيون هم وقتی فيلم را پخش میكرد، از عنوان ديگری در كنار دشت بازی كه در ميان دو قلاب نهاده بود، استفاده كرد: «در تيررس» و البته «كاميار محسنين»، كارشناس تلويزيون كه به معرفی فيلم میپرداخت، بيشتر نام «در تيررس» را بر زبان میآورد.
همهی اينها بهانهيی شد برایام تا در بارهی معادلگزينیهايی از اين دست كه به جای عناوين و اسامی غيرفارسی در زبان ما توسط مترجمان و كارشناسان صورت میپذيرد، با ارجاع به اين مورد و مصداق خاص، بنويسم.
به نقل از فرهنگ واژهگان پيشرفتهی آكسفورد، ويراست هفتم (2006)، مقابل كلماتی كه عبارت مد نظر را میسازند، Open به عنوان صفت و Range به عنوان اسم، در برخی از معانی متعددی كه برایشان آورده شده است، میخوانيم:
و
اين معانی برگزيده، آنهايی هستند كه به موضوع اثر ربط و رابطه دارند و كاملا مشخص است كه چه معادلهايی میتوان برای آن دو كلمه برگزيد، به ترتيب: بیحصار يا باز، بیدفاع يا بیحفاظ و برد، ميدان، مرتع يا دشت. از تركيب اين معادلها میتوان عبارات مختلفی درست كرد كه شايد مناسبترينشان «مرتع بیحصار» باشد و بعد هم با كمی اغماض «دشت باز». هيچ خبری هم از «در تيررس» نيست! لطفا عجولانه نگوييد كه دست به ترجمهی لغت به لغت بردهام و دارم ايراد ملا- نقطهيی میگيرم. نه! هر كاری آدابی دارد، درستی و وفاداری در ترجمه يك چيز، تأويل و استنباط در ادبيات چيز ديگری. به زيبايی و خوبی فهميدنیست كه اين عبارت، چه با توجه به معنای تكتك كلمات مطابق با فرهنگ واژهگان چه با توجه به موضوع فيلم و جايی در فيلمنامه كه اين عبارت به كار برده شده و عنوان فيلم از آن برگرفته شده*، میتواند تداعیگر مفهوم «تيررس» هم باشد، محدودهيی كه بیحفاظ است و برد تير تفنگداران در اين ميدان میتواند جسم و جان آدمها را تهديد كند. اما خوب است دقت كنيد كه «تيررس»، نه «در تيررس»! آخر، اولی يك اسم است و دومی تركيبی كه قيد مكان میشود برای اهدافی كه در محدودهی خطر هستند. گذشته از اين ايراد دستوری، نفس اين تأويل كارشناسانه، فرصت تأمل و لذت كشف را از مخاطب میدزدد. چرا به مخاطب مجال ندهيم كه خود از دل اين عنوان و عبارت، معنای نهفته و پنهان و استعاریاش را دريابد؟ اگر مخاطبان را در دو دستهی خاص و عام بچينيم، آيا اين رویكرد دستكم گرفتن شعور و انديشهی مخاطب خاص و گمراه كردن و گيج كردن مخاطب عام نيست؟
از اين بحث مصداقی كه بگذاريم، بر میگردم به همان حكايت كلی. در چنين موقعيتهايی با توجه به مسائل مختلفی كه در ارتباط با مخاطب در بين است، در عين رعايت اصول و معيارهای دستور زبان و ترجمه، آن گزينهيی ارجح است كه رواج بيشتری يافته و مقبوليت گستردهتری يافته است. همانطور كه در بحث خاصی كه داشتم، «مرتع بیحصار» را درستتر از «دشت باز» میدانم، اما شخصا وقتی میخواهم با كسی در بارهی فيلم صحبت كنم، به نحوی كه بیدرنگ متوجه منظورم بشود كه كدام فيلم را میگويم، از عنوان «دشت باز» استفاده میكنم (چندان كه عنوان اين يادداشت را هم همان برگزيدهام). بگذاريد يك مثال ديگر بزنم. نام كامل «مائو»، رهبر بزرگ چين، در فارسی به صورت «مائو تسه تونگ» جا افتاده و شناخته شده است. گويا، خود چينیها اين اسم را جور ديگری تلفظ میكنند: «مائو دزه دون» (گاف آخر خيلی خفيف به زبان میآيد). حالا تصور كنيد كه اين نام اينگونه در مطلبی منتشر شود. به نظرتان آيا خواننده به راحتی متوجه میشود كه منظور كيست؟ اگر خوانندهی خاص و آشنا به موضوعی در كار باشد، چه بسا به ترديد بيفتد كه نكند شخصيت ديگری در تاريخ چين با نام كوچك مشابه با مائو منشاء اثراتی بوده است و اگر خوانندهی عامی آن متن را بخواند، حتا اگر تلفظ متداول نام مائو را شنيده باشد، هيچ به اين انديشه نمیافتد كه در بارهی همان نام آشنا دارد اطلاعات تازهيی به دست میآورد.
در اين باره، جای بحث بسيار است و مسلما خوبتر آن كه صاحبنظران و خبرهگان ترجمه و زبان سخن بگويند، اما در حد يك يادداشت از سر علاقهمندی، كوشيدم تا دریچهيی به اين مسأله كه رویكردهای مختلف و سليقهيی مترجمان باعث دردسر زيادی برای مخاطبان حوزهی فرهنگ، هنر و ادب شده است، باز كنم.
|
|