سال پنجم

نوزدهم فروردين 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

شهاب مباشری

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

shahab

[@] forough [.] net

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

حساب و هندسه‌ی بهاری ما

يادداشت نخست نسخه‌ی چاپی «فروغ»

شهاب مباشری

 

فيثاغورس و اقليدس را حتما می‌شناسيد؟ پدران يونانی علم اعداد و هندسه‌اند اين دو كه نام‌شان محفوظ مانده است. حتا اگر مصريان و چينی‌ها و ايرانی‌ها پيش‌تاز يونانی‌ها در اين عرصه‌ها باشند، به هر روی، اين دو نام هستند كه سند شده‌اند. نهايتا داستان و حكايت بايد از جايی آغاز شود برای‌مان. ماجرای خود اعداد و خطوط راست و گرد هم كه موضوع سخن ايشان بودند، همين‌طورند.

وقتی می‌خواهيم بشماريم، از «يك» بسم‌الله می‌گوييم، هر چند پيش از اين پيش‌شماره‌ی «صفر» باشد و مجموعه‌ی نامتناهی اعداد صحيح منفی يا مجموعه‌ی باز هم نامتناهی اعداد اعشاری كوچك‌تر از واحد. به هر حال، بايد از جايی شروع كرد. آغاز با «يك» افتادن در روالی طبيعی‌ست.

بعد از اين، عددها را اگر رديف كنيم بر محوری و بشماريم و پيش رويم، می‌شود تا بی‌نهايت رفت و برنگشت. محدوده‌ی اعداد بی‌انتها‌ست به خودیِ خود، عين خط راستی كه می‌رود و می‌رود و می‌رود ...

با اين همه، گاه ما آدم‌ها كه شمارش را با درك و پيش‌نهاد همين اعداد معنی كرده‌ايم و فهميده‌ايم، در بی‌انتهايی ذاتی و ترتيب و توالی‌شان دست می‌بريم و مجموعه‌هايی می‌سازيم محدود و متناهی، و نيز مسير را از خطی از ازل تا ابد، شايد گرد كنيم به پاره‌خطی يا دايره‌يی بسته!

بعد از تأنی و تأمل، باز كه قدم برداريم، انگار از ابتدا خط ترسيم می‌كنيم و گويی باز از يك می‌شماريم.

 

از رياضيات كه دل بكنيم، از انتزاع و كليت هم دست برداريم، ماجرای واقعی نوشتن و نشر، اگر اول و آخر نامعلومی نداشته باشد _ كه ندارد، رشته‌يی‌ست دور و دراز كه قلم به دست گرفتن من و شما، و دست انداختن در صنعت چاپ و نشر به هر نحوی _ كاغذی يا الكترونيكی، تنها زيرمجموعه‌يی‌ست با سر و ته در ميانه‌ی آن. بی‌خيال آن كه چه كسی پيش‌آهنگ‌اش بوده و چه كسی علم‌دار ادامه‌اش می‌شود.

تصوير روی جلد نخستين شماره‌ی دوره‌ی تازه‌ی ماه‌نامه‌ی «فروغ»

حكايت «فروغ» هم جزئی‌ست از همين ماجرا. چند سال پيش كه انتشار اينترنتی، و بعد كاغذیِ «فروغ» آغاز شد، قصد ماندن در يك مقطع نداشتيم، اما به دلايل و بهانه‌های مختلف _ كه وا گفتن‌شان بی‌سود است _ خط شمارش نسخه‌های كاغذی «فروغ» جلوتر از سه واحد نرفت و هندسه‌اش شد يك پاره‌خط. هر چند كم و بيش با روال منظمی، هر دو هفته يك بار، بر اوراق الكترونيكی آن بر پهنه‌ی اينترنت افزوده شد و تا آخر سال 1385 عدد نسخه‌های آن به 108 رسيده است.*

 

از چند وقت پيش، بنا بر اين شد، تا بند بسته‌ی چاپ ماه‌نامه‌ی كاغذی «فروغ» را باز كنيم، كه باز هم موانع و كندی‌هايی سبب شد، تا كار به عقب افتد، اما آخر چه؟

آخر، به نهيبی كه بر خود زديم و ديگران سر دادند، هم‌زمان با نو شدن سال و فصل و روز، رسيديم به اين آستانه كه داريم سر نخ دايره‌ی بسته را باز می‌كنيم تا دو باره رشته‌يی بشود رو به پيش.

بعد از وقفه‌يی كه گذشت، در بهار طبيعت، باز به روالی طبيعی شمارش را از نو می‌آغازيم: «يك»!

فضايی كه «فروغ» مداوم در آن سال‌هاست باليده، قرار است برنامه‌ی نشر ماهانه‌اش هم بشود، پس انديشيديم كه چه خوب تا در آغاز دو باره، اين نسخه بشود برگزيده‌يی از آن‌چه در پای‌گاه اينترنتی «فروغ» در ماه‌های گذشته ثبت شده است. اين بار بيش‌تر دست‌مان بيش‌تر رفته به سوی انبان داستان‌ها و يكی چند شعر و ترانه و نوشته. در آينده باز به اين توشه دست می‌بريم تا محمل مطلوبی برای باز- نشر برخی از آثار جور كنيم. در كنار آن خواهيم كوشيد تا به مجموعه‌هايی كه جمع می‌آوريم، با آثار تازه‌يی بال و پر دهيم. به اين ترتيب، نسخه‌های كاغذی و اينترنتی «فروغ» می‌شوند همان دو خواهری كه پابه‌پای هم جلو خواهند رفت و بر قدر هم می‌افزايند.

سر و شكل اين نسخه خيلی ساده و حداقلی‌ست و تنها مطلوب آن بوده كه در عين رعايت كردن معيارهايی اصيل، ميل به سكون شكسته شود. اگر به راه افتيم و پيش رويم، مطمئنا كم‌كم قدم‌هامان محكم‌تر و روان‌تر می‌شود.

* و اينك شماره‌ی 109 هم كه پيش روی شماست!

Ç