|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: چهار اثر از دو شاعر شعرهايی از ايليا ديانوش / علی صالحی بافقی (سه شعر و طرح)
ايليا ديانوش
شنبه در انجمن بانوان زيبا زنی را ديدم به غايت فريبا فريبنده و زيبندهی عاشقترين دلها
به خود گفتم که ناماش چه میتواند بود و ريخت طنين واژه به يادم سيلان شط طلايی «فلورانس» را
يکشنبه در انجمن بانوان زيبا زنی را ديدم مثال رؤيا رؤيايی و تماشايی برای تشنهترين چشمها به زيبايی
به خود گفتم که ناماش چه میتواند بود دلام نواخت به چنگ تخيل و رؤيا و لبام بیصدا رقصيد به خوشآهنگی اسم «راميلا»1
دوشنبه در انجمن بانوان زيبا زنی را ديدم چون خواب و بادهی نوشين گوارا و دلآرامگر نياساترين دلها
به خود گفتم که ناماش چه میتواند بود اين ناز چشمنواز «نگارين»
سهشنبه در انجمن بانوان زيبا زنی را ديدم وزين و وارسته انديشهپيشه و روشنیبخش هميشهی پایمردان راه
به خود گفتم که ناماش چه میتواند بود و رفتم به اسطوره و افسانه و مسيح به پيشواز عروس اثيری «اورشليم»
چهارشنبه در انجمن بانوان زيبا زنی را ديدم شاد و شورانگيز شکنگيسو و شکرگفتار و نرمرفتار
به خود گفتم که ناماش چه میتواند بود اين شيرينک شايستهی کوهکنترين فرهادها
پنجشنبه او را ديدم انجمنی در يک تن و پنج نام ديگر از ذهنام گذشت با همان پنج حرف آغازين حدسها
به خود گفتم که ناماش چه میتواند بود اين شيرينک شايستهی کوهکنترين فرهادها
جمعه او را دانستم به خود گفتم که مطلع هر نامی که بردهای بنيوش و آخر از دل به زبان آمدم: فرنوش.
1- خدای بزرگ؛ نامی آشوریست
علی صالحی
تو گل سرخی با ريشه آمده است، نشسته است روبهرويم سراغ عطر تو را از من میگيرد.
وسعت حجم تنهايیام در مشت تو، اندازهی قلبات: تمام درياهای جهان!
صبوری با تو نبودن مرهمی ندارد. زخم عميق سينهام را، تا رسيدن تو، ثانيهها پر میکنند.
|
|