سال پنجم

دوم اردی‌بهشت 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

Notes and Photos by S. Mobasheri - A Tribute to Hooman Nasiri Voyage to Portugal, Notes by Mahmood Kavir

 

چهار تن نخست

مقدمه‌يی بر داستان كيومرس با نگاه به شاه‌نامه‌ی فردوسی به قلم محمود كوير

... اساطير ايرانی بنا بر شاه‌نامه چه روايتی دارند؟ در شاه‌نامه اما بار دانايی بر دوش يک تن نيست. بذر دانايی را آدميان بر زمين می‌افشانند. شاه و خدا و آدمی در هم آميخته و در هم و با هم‌اند. دنيای اساطير ايرانی در هاله‌يی از اخلاق نهان شده است. والاترين انديشه‌ها و فلسفه در نگرش به هستی و انسان در آن موج می‌زند. آدمی‌زاده‌گان شاه‌نامه بسيار با اخلاق‌تر از خدازاده‌گان اساطير يونان‌اند. خدايان و خدازاده‌گان يونانی بسيار بيش‌تر زمينی و انسانی هستند. آدميان و آدمی‌زاده‌گان ايرانی بسيار آسمانی و خدايی هستند. شاه‌نامه می‌کوشد تا بين اين دو انديشه، ترازی بر پا کند. شاه‌نامه پلی‌ست بين انسان و آسمان. فردوسی بر اين باور است که اين انسان است که بايد بر آسمان بر شود ... ادامه

 

ديداری با بهارنارنج

سفری به پرتغال، بخش چهارم از نوشته‌ها و سفرنامه‌ی محمود كوير

در شهر کوچک و مه‌‌گرفته و افسانه‌يی زيبايی در کوه‌های شمال پرتغال، خانه‌يی سنگی هست، خانه‌يی غرق در انگور و شراب سرخ، در مه و باد، در آواز سپيدِ شبانان و زوزه‌ی سياه گرگ‌ها، در ناقوس‌های زنگ‌زده و زرد و ابرهای سپيد و رقصان.

در شهر مه، شهر باد: آمارانته! خانه‌ی افسانه‌يی «تيخيرا د پاسکواس» ... ادامه

 

هيچ

داستانی برای نقد: «حكايت نيم‌روزی ازل و انگبين» نوشته‌ی سعيد بردستانی

اصلا شده خودت را در جام آينه تماشا نشسته باشی و نشناخته باشی؟ حال فرض کن ديده باشی کسی را بيرون از آينه، بيرون از آن حجم خودبين، هر جای ديگری، و ناگاه پی برده باشی که خودت هستی. حال اگر پلک بر هم گذاری و گوش بسپاری به من لختی، حالی را که بر من پيش‌آمد کرده با تو بازگو می‌کنم؛ حالِ آن حکايت سنگين بار را ... ادامه

 

رنگ كلمه: نه اثر از دو شاعر

شعرها و طرح‌هايی از

علی صالحی بافقی و هنگام

ادامه

 

چشم‌اندازهای روزمره: روز نو در ام‌سال: هنگامی كه عشق دامن می‌گسترد ...

خرده يادداشت‌ها و تصاوير شهاب مباشری از دلِ روزمره‌گی‌هايش

آخرين روزهای اول ماه بهار كه باشد و در شهر ديگری كه به سفر شده باشی، به خاطر مستقر نبودن‌ات و در راه ماندن، معلوم است كه بيش از هميشه چشم‌انتظار گرمای پيش رو می‌شوی، حتا اگر ابرهای بهاری خوب ببارند رگ‌بار و تگرگ!

به انتظار «صدق» و «صلح» بودم ... ادامه

 


 
 
 

حساب و هندسه‌ی درست!

وقتی استقبال و هم‌راهی ملاطفت‌آميزتان «فروغ» را نواخت به خاطر آغاز دو باره‌ی انتشار نسخه‌ی ماه‌نامه‌اش بر كاغذ، «فروغ» دل‌گرم‌تر از پيش دارد آماده می‌شود برای گام بعد، حالا كه می‌داند حساب و هندسه‌اش درست است!

اكنون نسخه‌ی الكترونيكی آن شماره را كه در فروردين به چاپ رسيد، به صورت يك پرونده‌ی فشرده‌شده و با قالب اصلی پی‌دی‌اف می‌توانيد به رايگان دريافت كنيد.

 

بهاريه‌ی معكوس!

در آغاز بهار، اهالی «فروغ» در پی آن بودند تا از به صد رسيدن «واشنگتن پريزم» بنويسند، اما همان وقت فهميدند كه «خزه» اعلام كرده تا چندی به روز نخواهد شد و در آخرين روز فروردين هم وقتی گزارشی می‌خواندند از آب‌گيری سد سيوند و اشاره به نماد ايستاده‌گی و تقابل توسعه رودرروی فرهنگ، كه در پای‌گاه «پندار» تنظيم شده بود، دانستند كه آن هم آخرين مطلب منتشرشده در آن‌جا خواهد بود تا چندی. و چه تلخ كه «نمی‌توانند دل خوش كنند به تداوم آن بازی گروهی‌شان»!

به هر حال، اميد كه دفتر و دستك گروه و تحريريه‌ی فعال «واشنگتن پريزم» هم‌چنان برقرار بماند و هرچه زودتر، آن دو پای‌گاه فرهنگی استخوان‌دار، بتوانند با توان و نيرويی نو ادامه‌ی راه را در پيش گيرند.