سال پنجم

دوم اردی‌بهشت 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

ايليا ديانوش

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

ilia_dianoush

[@] yahoo [.] com

 

علی صالحی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: نه اثر از دو شاعر

شعرهايی از

علی صالحی بافقی (هفت شعر و طرح) / هنگام (دو شعر و طرح)

 

لب كه بگشايم به شعر ...

علی صالحی بافقی

 

سرآغاز

گل‌آلود نبود شعر من.
بالادستِ كرانه‌ی رودی كه تو نشسته‌ای كنارش،
آهوانی تشنه

تن به آب سپرده‌اند.
يادم باشد از اين پس
سرچشمه را از تو بيآغازم.

 

صبح شلوغ

دانه می‌دهم گنجشک‌های صبح‌گاهی را

پشت پنجره‌ام

از خرده‌شعرهايی که شب

از دست‌های تو

می‌ريزد بر بی‌خوابی‌ها و بالش لب‌ريز از اميدم.

 

آتش

چه‌گونه تو شعر می‌شوی در ذهن من و

جاری می‌شوی بر کاغذپاره‌هايم و

اين دو خاکستر نمی‌شوند؟

 

انتشار

سرشار از شعرهای ناسروده،

بر جاده‌يی بی‌انتها قدم می‌گذارم.

تو ای دختر مه‌تاب!

تشنه‌ی ترانه‌يی نو،

نشسته‌ای بر مخمل سبزه‌های آرام کناره‌ی جوی

تا شعرهايم را گل‌دوزی کنی و

ارزان به آب و باد بسپاری تا منتشر شوم در جهان،

می‌دانی غرق خواهی شد،

لب که بگشايم به شعر؟

 

شمعی در اعماق

تو زيباترين شعر را سرودی،

آن‌گاه که در اعماق دريا

بر مزار بی‌نشان من شمعی افروختی.

غرق شده‌ام اما

در روشنای معجزه‌ی کوچک شعر تو زنده‌ام.

 

سقط جنين

هر شب،

با هزار بار درد زايمان،

شعری به خون دل، شکل‌گرفته در رحم ذهن،

سقط می‌شود.

من شاعر هزار شعر نگفته،

من مادر هزار طفل نارس‌ام.

 

سرو آزاد

روح سرو پيچيده در فضای اتاق.

با ياد واپسين ضربه‌ی تبر،

می‌گريد بر خاکسترش در اجاق.

نهايت آزاده‌گی‌اش سقوط بود

و تکه‌تکه‌های هيزم

گرمابخش دستان سرد شاعری

که شايد در شعری

بسرايد سر به آسمان ساييدن‌اش را.

 

Ç

 

تشنه‌گی و جاده‌ی بی‌انتها

هنگام

 

تشنه‌گی

به اندازه‌ی تمام ماهی‌های دنيا تشنه‌ام

چون باد خسته از وزيدن

ورق بزن!

 

جاده‌ی بی‌انتها

از قله‌ی نگاه تو

به قشلاق سينه‌ات

يك‌سره رانده‌ام

 

جوانی زده

در هزار چم عشق

با اين پاره‌ی فرتوت

تارانده‌ام

از خطوط ممتد

تا مستقيم قلب تو

 

ايست‌گاهی نيست!

 

Ç

 

آثار شماره‌ی «110»

فرهنگ و ادب پارسی:

چهار تن نخست

سفرنامه:

ديداری با بهارنارنج

داستان كوتاه:

هيچ

تا دل‌تان بخواهد شعر:

رنگ كلمه: نه اثر از دو شاعر

از زنده‌گی، از هنر:

چشم‌اندازهای روزمره: روز نو در ام‌سال: هنگامی كه عشق دامن می‌گسترد ...