|
|
|
|
|||||||||||||||
|
داستان تهمورس و افسانهی مرگ او به قلم محمود كوير تخمو اوروپَ است. جزء اول اين نام همان است که در فارسی تهم شده است و در ترکيباتی چون تهمتن ديده میشود. معنی بخش دوم روشن نيست. در اوستا تهمورس مزين به صفت «زيناوند» (مسلح) است. وی بر هفت کشور فرمانروايی داشت و سی سال بر اهريمن سوار بود. در رام يشت بندهای ۱۱ تا ۱۳ ذکر او رفته است. در اين بندها تهمورس از ايزد اندروای طلب پيروزی بر ديوان و مردمان دروند و جادوان و پريان و در آوردن اهريمن به پيکر اسبی و سواری بر او را میکند و ايزد اندروای وی را کاميابی میبخشد ... ادامه
سفری به پرتغال، بخش پنجم از نوشتهها و سفرنامهی محمود كوير تغال تنها درخت است، زيتون و انار. لورکا در باغستانهای پرتغال نيز میگردد و ترانههای ماريزا بر لبان مردم اسپانيا نيز جاری است. در روستايی بسيار قديمی و کوچک نزديک مرز اسپانيا به نام پوا د آتاليا، شاعری چشم بر باغهای زيتون و انار گشود که بعدها از نامدارترين شاعران پرتغال شد ... ادامه
بازآفرينی روح فيلم «در بارهی اشميت» مروری خيلی كوتاه بر فيلم «در بارهی اشميت» توسط كاوه احمدی علیآبادی نيكلسون در بازی بینظيری در نقش اشميت، با دريافت نامهيی از طرف كودكی از آفريقا به تأمل فرو میرود. با وجود اين كه در صدد است خود را كنترل كند، ابتدا اشكهايی بیاختيار از گونههايش سرازير میشود ... ادامه
يك داستان از «هيچ»: دخيل بر دستان شروه داستانی از مجموعهی تازه به انتشاررسيدهی «هيچ» به قلم سعيد بردستانی اگر گربهی سياهی که شايد گربه نباشد، چندک بزند توی سياهی و کسی کاری به کارش نداشته باشد که هيچ. اما اگر همان را دخترک شيطانی با سنگ بزند، آن وقت است که زليخا کور شود، و بايد کوچهيی که نصفاش را با چشم آمده، نصف ديگرش را بیچشم برود، تازه اگر سرراه به کُنده کُنار پر جنی نخورد، يا شکم آماسيدهی ديواری، يا دو سه رگ خشتمال تنوری يا ... ادامه
شعرهايی از ايليا ديانوش و كامبيز منوچهريان
نوشتهيی از سيدمحمدمهدی شهيدی شبانه آمده بود و حالا در گرگ و ميش صبحِ دشت عباس، گرفتار تشنهگی و زخمی که هی قُلپقُلپ با هر نفس میجوشيد و سرريز میکرد توی شيارهای خونِ دلمه شده روی پوست شکم، همه تن چشم شده توی عدسی مقعر دوربين، و انگشت اشارهی دست راستاش مانده بلاتکليف روی انحنای صيقل ماشه و سردی بدنهی يک سيمينوفِ روسی که هشت ماه و دوازده روز وبال گردن مهدی بود ... ادامه
|
|