سال پنجم

شش خرداد 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

سيد محمدمهدی شهيدی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mehdish884

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

kargadanha.blogfa.com

 

علی صالحی بافقی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

alisalehi7

[@] yahoo [.] com

 

سيدمحمدعلی معزی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mohammad.meem

[@] gmail [.] com

 

هنگام

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

q_hengam

[@] yahoo [.] com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

رنگ كلمه: هفت اثر از دو شاعر

شعرهايی از

سيدمحمدمهدی شهیدی / علی صالحی بافقی / سيدمحمدعلی معزی / هنگام

 

بی‌دغدغه‌گی‌ها

سيدمحمدمهدی شهيدی

 

چه چيز از روح پنهان است:

من که می‌نويسد؟

خودم که ديکته می‌کند؟

...

گربه چنگ که می‌زند

شب می‌شکند

در رؤيای گنجشک

...

ليوانی چای يا استکانی تلخ

عصر اذان غريبی است

از دهن افتاده سرد شده ماسيده کنار قندان توی سينی مس

...

غنيمت است

آغوش گشودن بر اين دست

که ميل پيدا کرده نخی سيگار زر بردارد

 

Ç

 

چهار طرح

علی صالحی بافقی

 

قصه

قصه‌یِ تكراریِ سنگ و پرنده نبود،

حكايتِ عشق‌بازیِ سنگ و شيشه بود

بوسه‌یِ بدرودت!

 

قيژ قيژ ... قيژ قيژ ...

در بهشت يا در جهنم چه تفاوتی دارد،

وقتی لولایِ در زاده شده باشی؟

 

تو ...

به ياد چشم‌های پدرم

در آينه

تو را می‌بينم.

آن‌قدر پير شده‌ام كه پدرم باشم.

 

برای تنهايی

گوری‌ست

هر كلمه‌ام بر اين سطور

برای تنهايی‌اَم.

 

Ç

 

تا بيايی

سيدمحمدعلی معزی

 

چشم بر راه‌ام

تا بيايی

روزها رفت

سال‌ها شد

چشم‌ها كور

راه ويران

زانوان خم

دست‌ها خشك

تن، همه سست

 

دل به راه‌ام

تا بيايی

 

Ç

 

چشم‌هايم و لبان تو

هنگام

 

از چشم‌هايم پياده شو

تا زمزمه‌ی پاهای تو را سحر كنم

ديگر تر، مسير تلخ را

 

لبان تو را آونگ می‌شوم

در مستی غرور پتياره

بر نوكان كوه‌های معلق تاب می‌خورم

می‌نوشم شرم دقايق را

با حرارت قنديلك‌های پلاسيده

 

حالا راهی نيست تا پايين‌تر!

 

Ç