سال پنجم

بيست خرداد 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Note by Saleh Tasbihi A Glance to Walt Mesk's Art-work: "Thinking"

 

باغ - 2

بخش دوم از سلسله مقالات تازه‌ی محمود كوير با كنكاش در فرهنگ ايرانی

خداوند برای برگزيده‌گان جنت را آفريده است كه جنة النعيم، باغ جاودانه‌گی، باغ عدن، مسكن رست‌گاران و منزل آرامش و آسوده‌گی‌ست. اين باغ نزديك «سدرة ‌المنتهی» قرار گرفته و «جنة ‌المأوا» نام دارد. بنا بر حديث، جای اين باغ در آسمان هفتم است. مسلمانان مركز جنت را «فردوس» می‌نامند كه از واژه‌ی ايرانی «پرديس» است. خداوند آجری از طلا، آجری از نقره، و ملاطی از مشك گرد آورد و بهشت را بنا نهاد. بالاترين مرتبه‌ی بهشت باغ عدن است كه خدا آن را با دست‌های خود كاشته تا سرای برين او باشد. اين باغ را فردوس نيز می‌نامند. پيام‌بر در سفر معراج خود نقل می‌كند كه جبرئيل او را در آن سفر شبانه به جنت برد. هوای جنت جاودانه معتدل است: نه خورشيد در آن جا هست نه ماه، نه روز نه شب! بنا بر اين، جنت در روشنايی جاودانی‌ست ... ادامه

 

مقتضيات پرسه زدن در حوالی زنده‌گی

نگاهی به مجموعه‌ی عكس – نوشته‌ی «پرسه در حوالی زنده‌گی» توسط شهاب مباشری

زنده‌گی آدم چنان گسترده و عريض و طويل و پراكنده است كه آن سرش می‌شود شير مرغ! در اين عرصه ممكن است با هر چيز مواجه شوی وقتی به پرسه زنده مشغول می‌شوی. آدم‌ها در سنين و جنسيت‌ها و مليت‌های متفاوت‌شان در حال گذران روزگار هستند و هر كدام‌شان راوی حال و وضع خويش به زبانی‌ست. يكی مسجع می‌نويسد، يكی زبان را می‌شكند و شكسته می‌گويد، ديگری هم به هر سبكی ممكن است شعر بسرايد. همين است وضعيت درون اين مجموعه ... ادامه

 

انديشيدن، بی‌واسطه

مرور چند يادداشت در باره‌ی دو نسخه‌ی رنگی و سياه و سفيد از يك عكس اثر والت مسك

اگر بخواهم بين اين عكس و نسخه‌ی سياه و سفيدش انتخاب كنم ... نه، نمی‌توانم! دو تا عكس متفاوت و هر دو تا خيره‌كننده!

چه جين رنگ و رو رفته‌يی در مقابل آن كت رنگ و رو دار! ... ادامه

 

On A Journey

دو ترجمه از شعری سروده‌ی هرمان هسه توسط ستار شكری و شهاب مباشری

افسرده مباش که شبان‌گاه فرا رسد

و ماه سرد را خواهيم ديد که پنهانی می‌خندد

بر فراز ييلاقات پريده‌رنگ

و خواهيم آرميد دست در دست ... ادامه

 

رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر

شعرهايی از

نرگش بابايی و علی صالحی بافقی

ادامه

 

مخاطب: نوه‌ام در آخر نوشته

نوشته‌يی از صالح تسبيحی

من پشيمان‌ام. خيلی آدم کافری بودم. به خدا ايمان نداشتم. نويسنده هم بودم. مثل همه‌ی نويسنده‌ها معده‌درد، و چاقی و پيری زودرس هم داشتم.

چند وقت پيش هم البته از طريق رفقا، چو افتاده بود که به علت خيلی روی صندلی نشستن و خيلی فکر کردن و خيلی خواندن و سرانجام خيلی نوشتن، بواسير هم به امراض‌ام اضافه شده، که البته مطمئن باشيد صحت ندارد.

البته مريضی خرج دارد. برای همين مجموعه نوشته‌های خودم را جمع و جور کردم و بردم چاپ کنم. اوراد زشت و بی‌آب‌رويی را، نوشته‌های بد و بی‌ادبانه‌ی خودم را ... ادامه

 

از انتحار تا زنده‌گی در وقت اضافه

نوشته‌‌هايی از سيدمحمدمهدی شهيدی

باران، بعدِ رعد رج می‌زند و آسمان هاشور می‌خورد به کردار يکی کودک، که جا مانده باشد ميانه‌ی ميدانی از تراکم شکل‌ها ترس‌خورده بغض در گلو مات مانده در عبور چرخ‌دستی بستنی‌فروش.

حالا بوی شير سر رفته از فنجان، سرت را که بچرخانی رو به پنجره‌ی روبه‌رو.

آنجا زنی از لجاجت بخت‌اش بی‌حوصله ور می‌رود با زنده‌گی‌اش روی لبه‌ی تيغ و ساعتی بعد ... ادامه

 


 
 
 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه‌ی «فروغ»

هم‌زمان با شماره‌ی 112، دو مطلب از آخرين شماره‌ی ماه‌نامه‌ی «فروغ» نيز منتشر شد: به خاطر بازسازی و در آغاز پی‌دی‌اف بود!

اينك نيز پرونده‌ی كامل آن شماره را به صورت فشرده می‌توانيد دريافت كنيد.

با توجه به اين كه نسخه‌ی كاغذی «فروغ» با شمارگان پايين منتشر می‌شود، هم‌چنان امكان توزيع گسترده‌ی آن موجود نيست. اميد كه با تأمين شرايط مطلوب مالی، فرصت انتشار وسيع «فروغ» مهيا گردد!