سال پنجم

بيست خرداد 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

سيد محمدمهدی شهيدی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mehdish884

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

kargadanha.blogfa.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

از انتحار تا زنده‌گی در وقت اضافه

سيدمحمدمهدی شهيدی

 

انتحار

باران، بعدِ رعد رج می‌زند و آسمان هاشور می‌خورد به کردار يکی کودک، که جا مانده باشد ميانه‌ی ميدانی از تراکم شکل‌ها ترس‌خورده بغض در گلو مات مانده در عبور چرخ‌دستی بستنی‌فروش.

حالا بوی شير سر رفته از فنجان، سرت را که بچرخانی رو به پنجره‌ی روبه‌رو.

آنجا زنی از لجاجت بخت‌اش بی‌حوصله ور می‌رود با زنده‌گی‌اش روی لبه‌ی تيغ و ساعتی بعد پرت می‌شود از ارتفاع.

بر که می‌گردد شوهر، زن روی قالی دست‌باف از دست رفته با چشم‌های باز رو به سقف، و سامرست موام فنجان شير به دست پشت پنجره سان می‌بيند از باران که رژه می‌رود توی خيابان.

 

عصرِ تحريريه – نه خرداد

 

آينده‌ام

1

از خانه بيرون که می‌زنم به لگد کردن گِل در «اقتصاد پويا»، گرما هجوم آورده توی گوش‌ام صدای وهم دوری سنگينی می‌کند روی پلک راست‌ام که گاز گرفتند پدرسگ‌ها خواب که بودم دی‌شب در حياط، تنها، پشه‌ها.

خشم‌گين، سايه‌ام را فحش می‌دهم به زبانی که زبان من نيست در اين جمعه‌ی هفته‌ی دوم خرداد. باد می‌وزد و گرد و غبار لای چراغ‌های قرمز سبز می‌شود بی‌پليسی با شورت مامان‌دوز وسط چارراه قديمی تا با سوتِ گردن‌اش قانون را جيغ بکشد توی گوشِ چپ‌ام.

حالا پياده گز می‌کنم در اشتباه راننده چارراه کالج را تا فلسطين، که فردوسی شنيده بود از فرط سوتِ  پليسی با شورت مامان‌دوز در انقلاب.

 

2

صبر می‌کنم تا غروب در رسد از لابه‌لای توری.

می‌پاشم بعد به آب‌پاشی حيات: نيلوفرها که روزانه قد می‌کشند در چرخش ساقه‌های تردشان دور بندِ قند.

حالا دل‌ام گرفته در تلاقی آينده‌يی که تأخير می‌کند مدام.

آينده‌يی که فاصله‌اش پنج طبقه پايين است تا من، آن‌جا کنار جوی آب روی آسفالت داغ، نقش که ببندم آژيرها از راه می‌رسند و بی هيچ تأخيری من آينده‌ام.

 

توی راه – يازده خرداد

 

زنده‌گی در وقت اضافه

وقتی که ناخوش‌ام

وقتی شيراز نمی‌پکد

وقتی چای سرد می‌شود

وقتی کنار تو از من دور است

وقتی که ساده‌ام

ساده و خسته از مکالمه با خود

وقتی که جمعه است

وقتی جمعه کش می‌آيد

وقتی که زنگ نمی‌خورد هم‌راه

وقتی وقتی نيست

وقتی که مرگ تأخير می‌کند

 

تحريريه – يازده خرداد

 

Ç

 

آثار شماره‌ی «112»

فرهنگ و ادب پارسی:

باغ - 2

نقد كتاب:

مقتضيات پرسه زدن در حوالی زنده‌گی

نگاه هنری:

انديشيدن، بی‌واسطه

شعر ترجمه:

On A Journey

تا دل‌تان بخواهد شعر:

رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر

از زنده‌گی، از ادبيات:

مخاطب: نوه‌ام در آخر نوشته

از انتحار تا زنده‌گی در وقت اضافه