|
|
|
|
|||||||||||||||
|
از «هيچ» نگذريم آرش ندايی
سعيد بردستانی با ارائهی مجموعه داستان «هيچ» گام نخست را استوار برداشته است. مجموعهيی شامل داستانهايی با نامهای خوشآهنگی مانند: «آتش تهنشين»، «دُر ماديان»، «زمزمههای آتش دوشيزه»، «سرد سنگين»، «تشنهی چای» و ... «هيچ» مجموعهيیست که قابليت بردستانی را در تغيير تکنيک و نثر داستانی نمايش میدهد. در هر داستان ما با گونهی متفاوتی از زبان داستانی مواجه میشويم که اين امر تنوع چشمگيری به داستانهای مجموعه داده و باعث لذت خواننده میشود؛ خوانندهيی که از سيل داستانهای روزنامهيی و دمدستی اين روزها با نثرهای شلخته و کارنشده ديگر به تنگ آمده. از اين بابت «هيچ» مجموعهيیست بسيار صيقليافته. به گفتهی کارور، او انگار به استخوان زبان رسيده است.
داستانهای اين مجموعه را میتوان داستانهايی زبانگرا دانست که شالوده و اساس همهی آنها زبان است. اوج اين زبان در داستانهايی مانند «سرد سنگين» و «زمزمههای آتش دوشيزه» اتفاق میافتد که اولی کاربرد زبان در يک فضای شهری و دومی کاربرد زبان در يک داستان بومی (جنوبی) را به رخ میکشد. بردستانی در اين داستانها از تکرار نمیهراسد. از پرگويی در نثر ابايی ندارد. از به کار گيری جملات بسيار طويل استقبال میکند. و با روی باز به پيشواز قابليتهای مهجور و آرکاييک زبان میرود. دو داستان يادشده از اين نظر چيزی از نمونههای مقبول داستان فارسی که تجربهی طولانی نويسندهگانشان را يدک میکشند، کم ندارد. ايجاز بهجا موضوع ديگریست که به بردستانی در به بار نشستن تلاشهايش مدد رسانده. بردستانی کلماتاش را مثل يک آدم اقتصادی خرج میکند و هرگز دست به پرنويسی و ولخرجی در نثر نمیزند. نمونهی بارز اين امر در داستان «دخيل بر دستار شروه» ديده میشود. جايی که انبوه اتفاقات ريز و درشت از پی هم میگذرند و داستان را در کمترين زمان داستانی ممکن شکل میدهند. در اين داستانِ عصارهمانند که بیشباهت به خلاصهی يک داستان بلند نيست، کمترين کلمات ممکن صرف شده تا داستانی زنده و پر حرکت خلق گردد. البته مسلم است که تمام داستانها در يک سطح نباشند و داستانهای ضعيفی هم در اين ميان ديده شوند که داستان «تشنهی چای» از اين زمره است. در «تشنهی چای»، که زوج پير و مفلوکی تصوير شدهاند در انتظار خبری، شايد خبر مرگ فرزندشان، نه در زبان نه در پرداخت داستانی چيز زيادی ديده نمیشود و تنها چيزی که شايد داستان را تا مدتی در ذهن نگه بدارد، پايان آن باشد که دارای تعليق خاصیست:
اما وقتی با داستانهای شسته و رفتهيی مانند «دخيل بر دستار شروه»، «سرد سنگين» و «زمزمههای آتش دوشيزه» روبهرو میشويم، انگار میتوانيم از کنار برخی کارهای ضعيفتر مجموعه بگذريم و بردستانی را به خاطر ارائهی تکنيک و زبان درخور، پويا و متنوع در اولين اثر داستانیاش بستاييم.
|
|