|
|
|
|
||||||||||||||
|
باغ - 4 باغ و شاعران و پژوهش گران محمود كوير
وحشی بافقی که خود يزدی بوده در بارهی باغهای يزد شعرها دارد، چون: ای نسيم باغ عيشآباد ای باد مسيح / بس که هستی روحپرور، بس که هستی جانفزا جای آن دارد که از فيض تو بر سقف و جدار / اندر آن چتر و اتاق دلنشين دلگشا صورت ديوار گردد قابل جسم و جسد / هيأت اشجار يابد قوت نشو نما و در بارهی باغهای تفت: تفت رشک رياض رضوان است / که در او جای ميرميران است غيرت باغ جنت است آری / هر کجا فيض عام ايشان است و در وصف جویهای باغ ميرميران دارد: ای خوشا جوی سنگ مرمر او / کز بلور است اصل گوهر او سنگ شفافاش آب آينه رنگ / رنگ آيينهاش گل از پس سنگ جوی آن آب سلسبيل سرشت / نايب جوی شير باغ بهشت از گفتههای استاد پاريزی در بارهی باغ اين است: "در حدود صد و پنجاه سال پيش خواجه اديب پاريزی گل سرخ را بر شاخههای يك سرو هزار ساله پيوند زده بود و میگويند اين درخت سرو چند صباحی هم گل میداده است. اين همان درختیست كه ناصرالدين شاه در سفر به كرمان زير آن اطراق كرده بود." و اين از گفتههای دکتر هوشنگ ساعدلو در همآيش باغهای ايرانی: "از منظر متون فارسی در اين باب، قديمیترين نقشهی باغ را از دورهی ايلخانی و از رشيدالدين فضل الله سراغ داريم. در هر يك از متون تاريخی و نيز دواوين شعرا از باغهای بسياری نام برده شده است كه هنوز هم برخی از آنها در شهرت قديمی خود هستند كه نشانی از توجه و علاقه ايرانيان به باغ و باغداریست. متن ديگری كه در آن می توان از احداث باغ طبق نقشه سخن گفت كتاب ارزشمند «ارشاد المزراعه» است كه در ٩٢١ هجری قمری نوشته شده و در آن از ايجاد طرح عمارت باغ و تفاوت در كاشت انواع درختان مثمر و غير مثمر و تركيب گل و گياه و رياحين نام برده شده است." ساعدلو سپس به سراغ كتاب «تحفة الارزاق» رفت و پس از معرفی اين كتاب گفت: "و اما كتاب بینظير و بسيار ارزشمندی كه در سنوات اخير از پس پردهی گمنامی به در آمده و به خليهی طبع آراسته شده و در سه جلد و قريب به سه هزار صفحه با نقاشیها و صورتگریهای گوناگون توسط انجمن آثار ملی منتشر شده است، كتاب مستطاب «مفاتيح الارزاق» يا كليد در گنجهای گوهر است كه در آن نكتهيی نيست كه در باب عالم روستايی و كشاورزی ايران از هر جهت و از جهات مختلف از قلم افتاده باشد، از گياه و از حيوان و از انسان و عالمی كه به آنها مربوط است، من جمله باغ و باغداری و انواع گلها و درختان بارور و بیبار و رياحين و آب، همراه با چند نقشهی بیبديل از طرز احداث باغ در سليقه و فرهنگ ايرانی. كتاب نوشتهی شخصیست به نام محمد يوسف نوری در قرن سيزده هجری كه مستوفی دستگاه فرهاد ميرزا معتمد الدوله بوده است. جلد دوم اين كتاب اختصاص به باغ و درخت و گل دارد و از غرس درخت و فضيلت و استحباب آن سخن میگويد، برسد به مالك و غارس و مساقات و ساخت درخت نشاندن و تربيت نهال. آن چنان در اين زمينه صاحب اطلاع است كه كتاب قدم به قدم میتواند خوانندهی خواهان را به مقصود برساند و آن چنان به دقت توصيف و تعريف دارد كه به يك كتاب درسی و آموزش عملی شبيه است." او از بهترين بخشهای كتاب را جلد دوم میداند كه در بارهی طرح باغ ايرانیست و با نقشه و تصوير نشان داده كه هر يك از عناصر باغ ايرانی نظير درخت، باغچهی گل، نوع گلها و عمارت بايد كجا قرار گيرند. ساعدلو در اين باره میافزايد: "اين قسمت از بديعترين و يكتاترين منابع در باب باغ ايرانیست. بخش مهمی از كتاب به وصف انواع گلها میپردازد و نام گلهايی را ذكر میكند كه امروز هم از اذهان و هم از باغ و باغچه غايب شده و خاطر ايرانی گلباز را رنجه میكند. برای هر گلی كه نام میبرد، حديثی اگر از باب آن هست میآورد و سپس به طبيعت و خواص آن میپردازد و آن گاه به طريق كاشتاش اشاره میكند و قانون زراعتاش و بعد اگر شعری از شاعری در وصف آن گل دارد مینگارد و دست آخر هم تعبير خواب ديدن را مینويسد چه به نظم عربی و چه مسمطی از شاعران ايرانی مثل قاآنی و يا آوردن غزلی از سعدی و ديگران همراه با تصوير رنگی دلكش از هر گلی كه به توصيف آورده است."
محمدحسن ابريشمی، محقق، پژوهشگر و نويسندهی چندين كتاب در بارهی
گياهان ايرانی، در همآيش باغ ايرانی در بارهی «گل و گياه، باغ و
بهشت در فرهنگ ايرانی» سخن گفت و با استناد به شواهد و مستندات تاريخی
و باستانشناختی، ارزش و حرمت گل و گياه نزد ايرانيان را به مراتب
فراتر از اعتبار آن در نزد اقوام و ملل ديگر جهان دانست. نويسندهی كتاب «پستهی ايران» استفاده از نقش گل و گياه را يكی از نشانههای ذوق ايرانيان باستان خواند و با اشاره به قديمیترين نگارههای ايرانی كه از دوران هخامنشيان به جای مانده است، میگويد: "گل دست داريوش و گلها و درختان سرو و نخل در سنگنگارههای تخت جمشيد و نيز تاج گلهای موسوم به تيار و گلآرايیها و گلافشانیهای هخامنشيان همه حكايت از علاقهی ايرانيان به گل و سبزه دارد." وی با اشاره به داستان عاشقانهی «ويس و رامين» بيان میدارد: "در اين داستان شاه موبد برای خواستگاری برای «مهرو» (مادر ويس) دسته گلی میفرستد. همچنين رد و بدل كردن گل بين دو زوج در زمان نامزدی به نشانهی رضايت برای ازدواج بوده است كه در شاهنامهی فردوسی ذكری از آنها به ميان آمده است." بنا به گفتهی ابريشمی، در زمان ساسانيان شغلی به نام گلفروشی رواج داشته كه در زمان جشنها رونق بيشتری میگرفته است. ابونصر هروی در کتاب «ارشاد الزراعه» گفته است:
خواهی كه نهال دولتات آرد بار / گلهای لطيف بشكفد در گلزار
|
|