|
|
|
|
|||||||||||||||||
|
بخش نخست از مقالهی ديگری در بازخوانی فرهنگ ايرانی از دلِ شاهنامه توسط محمود كوير داستان گشتاسب در شاهنامه داستانِ قدرت است، نبرد برای کسب قدرت و پيامدهای شوم قدرت. داستان آوردن دين نو به ميان مردم ايران است. تا آن زمان مردم ايران بنا به باورهای کهن خويش، زنخدايان بسياری را نماد مهر و دانايی و باران و روشنی دانسته و ستايش میکردند. داستانِ گشتاسب داستانِ آمدن دينی سراسری به ايران است، داستان در آميختن دين و دولت به يکديگر است ... ادامه
از مجموعهی «شصت سالِ قهرمانان»، بخش «رهبران و مبارزان»، نوشتهی گوردون براون، ترجمهی نصرالله سررشتهدار نلسون ماندلا برای من نه فقط بزرگترين دولتمرد كه بزرگترين انسان هماكنون زنده است – عينيت يكی از بزرگترين پيروزیهای روح بشری. او مداوما در فشار بود، خائن خوانده شد، چيزی نمانده بود كه اعدام شود و بيستوهفت سال محكوميت را پشت سر گذاشت، اما هيچگاه نااميد نشد، شهامتاش را از كف نداد، و جایگاه اخلاقیاش بلندتر شد و دايرهی حامياناش همواره گستردهتر ... ادامه
دگرآفرينی فيلم «مرد كارگر» توسط كاوه احمدی علیآبادی فيلم «مرد كارگر»، با جملاتی از برتولت برشت آغاز میشود: "افسوس به ملتی كه قهرمان ندارد! نه، افسوس به ملتی كه به قهرمان نياز دارد!" از دوردست، مردی تنها ديده میشود، آيا آن همان قديسیست كه در اديان همواره او را انتظار میكشيدند؟ نه، او يك مرد كارگر و انسان سادهيیست، كه در تاريخ با او واقعيت را پديد آوردند! مادری هنگام تولد نوزادی جان میدهد و كودكی به دنيا میآيد كه زبان ندارد ... ادامه
پارهی شصتودوم از مجموعهی «شطحيات دشت عباس»، نوشتهی سيدمحمدمهدی شهيدی شب بیجنبش و چرخهايی میروند در امتداد پيست. تا صبح. تا پايان شبپايی، پتو پهن کردهام زير توت. تنهايی را تاب نمیآورم ديگر مثل حسن که بعد دويستوده روز انفرادی از هر اتاقی میترسد و زمستان و تابستان جايش پهن است زير بلوط کهنسال در حياط خانهی سازمانی پدرش در «گوهر دره» ... ادامه
شعرهايی از علی صالحی بافقی و نازنين اخوان
|
|