|
|
|
|
||||||||||||||
|
رنگ كلمه: سه اثر از دو شاعر شعرها و ترانههايی از
ايليا ديانوش
دلتنگی نور شبای آسمون! خانومی ماه مهربون! ببين چه كردی با خودت، با غصههای اين و اون
انقده لاغر شدی كه داره ميفته پيرهنات تنپوشای آسمونیت گلهگشادن به تنات
اِلا دل من كه هنوز میخونه با اندازههات الا دل من كه همهش مثل قديم تنگه برات
نوشينفرانه من چه تشنهام تو چه آبی داری من چه خستهام تو چه خوابی داری
آخ صدات شرشر آبه تُو نگات خلوت خوابه
آبِ نوشين تُوی دستای توئه خواب شيرين پی لالای توئه
آره از دست تو خوردن داره روی زانوی خفتن داره
نازنين اخوان
از اولِ كتاب با كودكان برفیِ شب خواب شد دلام، آتش، تو. خاك، من. و خيالی كه باد برد. تنها شدم. تمام شدم. آب شد دلام ... دست مرا ببين پير است از معاشرت سنگهای سرد مشتام حريفِ كينهی تاول نمیشود دست مرا بگير گرمای مهربانِ تو من را جوانه زد ... اينجا كه شهر نيست! شبپرسههای بیكسیام را نمیخرند انگار خواب بود ... تو بودی و دامنات ديوار آمده كه «تماشا نمیشود!» قد میكشم بلند شدم تا ببينمات! من آتشام گل است بت را بهانه كردی و آغاز میشوم تا خانه عاشقام زيباتر و خداتر و پرواز میشوم باران گرفت هرچه به ديوار بود شُست حالا ببين كسی دگرم برف نيستم ديگر تمامِ پشت سرم را خراب كن ... . .. ... ای كاش شانههای تو را میگريستم!
|
|