|
برای
يك گربه و يك هايكو*
شعری
سرودهی خورخه لوئيس بورخس
ترجمهی هنگام
آينهها خالی از پوشش سكوت
سحر
خالی از اسرار
تو،
زير نور ماه، پلنگ را مینمايی
كه فقط
از دور میتوان رد تو را زد.
با
توسل به مشيت اسرارآميز الاهی
چه
جستوجوی بیهودهيیست تو را
دورافتادهتر از گنگ يا غروب آفتاب،
تنهايی
تو راست، راز تو را.
پشت تو
محل نوازش محتاطانهيیست
دست من
دراز میشود، و تو خود را لوس میكنی.
بيشتر
از هميشه، اكنون خمار،
عشق را
از دستی دلنشين لمس میكنی.
تو در
زمان ديگری سير میكنی، در قلمرو فرمانروايیات –
جهانی
به تنگنايی و سوايیِ رؤيا.
و
يك هايكو:
دستِ
پا به سن گذاشتهام
شعری
مینويسد
برای
فراموشی
* نسخهی انگليسی
شعر و هايكو را كه مورد استناد مترجم بودهاند، در ادامه میبينيد:
To a Cat
Mirrors are
not more wrapt in silences
nor the arriving dawn more secretive;
you, in the moonlight, are that panther figure
which we can only spy at from a distance.
By the mysterious functioning of some
divine decree, we seek you out in vain;
remoter than the Ganges or the sunset,
yours is the solitude, yours is the secret.
Your back allows the tentative caress
my hand extends. And you have condescended,
since that forever, now oblivion,
to take love from a flattering human hand.
you live in other time, lord of your realm –
a world as closed and separate as dream.
haiku:
My aging
hand
writing down verses
for oblivion.
حتما
میدانيد كه
خورخه
لوئيس بورخس (1899 - 1986)، شاعر نامدار
آرژانتينی قرن بيستم بود كه مقالات نقد ادبی و داستانهای كوتاه
بسياری نيز نگاشت.
Ç
|