|
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
تباهی و سياهكاری غلامان و داستان هرمزد در شاهنامه بخش دوم از مقالهيی در مرور تاريخ و فرهنگ ايرانی توسط محمود كوير سلسلهی صفويه در به فساد کشانيدن ايران و به راه انداختن دستگاههای جهل و ستم و فساد، دست پيشينيان را از پشت میبندد و کاشف راههای جديدی برای شکنجه، کشتن و نابودی انسان و انسانيت میشود. در روزگار آنها، که عصر اکتشافات جغرافيايی و کشف آمريکا و اختراع چاپ و رنسانس در جهان است، اينان نيز به کشف انواع جديد ترياک و افيون و آدمخواری مشغولاند. از جمله در زمان آنان، به نشانهی دوازده امام، بر گرز خشخاش برای تهيهی ترياک دوازده تيغ بايد کشيد. همچنين همواره در دربار خويش، دوازده جلاد آدمیخوار داشتند که مجرمان را زنده زنده میخوردند ... ادامه
مروری بر فيلم «پدرخوانده» توسط كاوه احمدی علیآبادی از ظاهر اولين نماها از نخستين سكانس «پدرخوانده» شخصی مقتدر را میبينيم كه پشت به دوربين نشسته و بقيه زير دست او مقابل دوربين قرار دارند، در حالی كه يكی از حاضران خواهشی را به استحضار پدرخوانده میرساند. اما با تداوم نماها در همان سكانس، پشت سكه نمايان میشود. افراد مختلفی برای درخواستهای متنوع و چه بسا دشوار خود، سراغ پدرخوانده میآيند و حتا روز عروسی دخترش از خواهشهای رنگ و وارنگشان دست نمیكشند، تا كارهايی را كه مراودات عادی و حتا پليس و قانون قادر به انجامشان نيستند، از شخصی بخواهند كه با هدايای نازلی حاضر به انجام آنهاست؛ خطاب كردن به عنوان پدرخوانده، بوسيدن دست، دريافت يك دسته گل، پذيرايی با كيكی خوشمزه و ...؛ اينها همهی آن چيزهايیست كه در مقابل عايد پدرخوانده میشود ... ادامه
سهلانگاری بزرگ و ذكر مصائب دوبلهی دكتر كوئين حاشيهيی بر پخش و دوبلهی يك سريال تلويزيونی توسط شهاب مباشری سريال تلويزيونی «پزشك دهكده» كه به نام شخصيت اصلیاش هم مشهور است، برای بار دوم از تلويزيون ايران در حال پخش است. پخش اين سريال كه داستاناش بازگوی روايتی از تاريخ تحول و توسعه در سرزمين آمريكاست - آمريكايی كه چهگونه در عين كشتار سرخپوستها كمكم آنها را پذيرا میشود، آمريكايی كه چهگونه در آن سياهان مطرود و برده با چانهزنی و تعامل راه ترقی اجتماعی را میيابند، آمريكايی كه چهگونه در عين خشونت جاری در آن میكوشد راه همزيستی و مسالمت اجتماعی را فرا بگيرد و الخ - از جهاتی سؤالبرانگيز است ... ادامه
خوابهای تودرتو و بی هراس پنچری دو يادداشت از سيد محمدمهدی شهيدی در امتداد خيابانی که هر چه میروند راه به جايی نمیبرند، ماشينهايی که عقب میروند يا جلو میآيند. وقتی مسير معلوم نيست معلوم نمیکند حرکت رو به جلوست يا عقب يا اصلا معلوم نمیشود جلو کجاست و عقب کدام سو. آدم _ آدمکهايی از پوشال با لباسهايی مطابق آخرين مد که صورتشان را فومهای صنعتی پر کرده است ... ادامه
شعرهايی از نازنين اخوان و زيبا كاوهيی
|
|