سال پنجم

اول مهر 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

صالح تسبيحی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

prometeh2000

[@] yahoo [.] com

و نشانی خانه‌های اينترنتی‌اش:

tasbihi.khazzeh.com

saleh.tasbihi.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

خر مرده

نگاهی به نقاشی‌های اميرحسين ابن الدين

صالح تسبيحی

 

     

در نقاشی‌های اميرحسين ابن الدين جنون هست. تکانه هست. و حالت آدمی‌ست که فروپاشی کرده و رفته به آخر الزمان و پاره و افليج بازگشته و دارد با نقاشی‌هايش، الکن و لال و ناقص خبر می‌دهد.

خبر می‌دهد از جهانی مهيب. آدم‌هايی مهيب.

رنگ در آن‌ها معنا دارد. دفرماسيون جمجمه برای جذابيت صرف نيست.

به انديشه‌يی برمی‌گردد که جمجمه برای‌اش تنگ است. و کج و معوج شده.

 

 

و کارهايی هم دارد که در آن‌ها دارد قصه می‌گويد.

قصه‌ی خری مرده. که مردم دارند دفن‌اش می‌کنند. اين، بلاهت ماست که دست به کار پنهان کردن‌اش هستيم.

و در احوالی غريب، با دنيايی آخر الزمانی روبه‌رو می‌شوی که سنگين است و هول و هراس دارد و مفهوم نيست.

مردی هست که سر ندارد و خر سوار است و خر تير خورده و می‌دود.

و موجودی هست ناشناس و حيران که سوارش دارد سقوط می‌کند.

يا می‌بينم آهن پاره‌يی‌ست، چيزی‌ست که آدمی دارد دورش می‌گردد.

 

 

نمی‌توانم از توصيف صرف فرا بروم. و دل‌ام هم نمی‌خواهد از در «معرفی هنرمند» در بيايم.

سايت شخصی و بيوگرافی و اين‌ها دارد ... برو ببين.

اين نوشته را هم يک‌ضرب نوشتم و حالا رفيق‌ام، اميرحسين آن طرف خواب است. مثل خر مرده افتاده. و من دارم کارهايش را نگاه، نه، مشاهده می‌کنم.

و در فکرم دارد چه خوابی می‌بيند کابوسی که فردا به يک تابلو هول‌ناک ديگر تبديل می‌شود.

 

Ç