|
|
|
|
|||||||||||||||||||
|
بخش دوم از سلسله نوشتهی تازهيی از محمود كوير
افسانههاى زيادى در رابطه با درختان در بين ملل مختلف وجود دارد كه
همهگى مضمون واحدى را بيان مىكنند و اگر چه شكل آنها با هم متفاوت
است، ولى داراى شباهتهاى زيادى هستند. در اين ميان افسانههايى كه
مربوط به اعجاز درختان است و به نحوى با انسان ارتباط دارد، جایگاه
ويژهيى دارد.
|
شعرهايی از
فرزانه بديع، ستار شكری، الهام طهماسبی
فرهاد مقامی اصل و هنگام ادامه
شعری از سيد محمدمهدی شهيدی، برای سهيل آصفی
بخشی از شعر:
... تو در نزديکترين فاصلهات با من:
در عکسات روی «روز آنلاين» از پس عبور از فيلترشکن «VOA»:
تنها صدايی که نام تو را از او میشنيدم،
به همين فاصلهی اندکِ خوابهايی که با من بوديم در مکانهايی آشنا و غريب ... ادامه
|
ورود به شش سالهگی آبان كه برسد، «فروغ» يك سال ديگر بزرگتر میشود. از آستانهی دروازهی شش سالهگی میگذرد. و چه شادمان است كه در سالی كه پشت سر نهاد هم توانست قامت راست نگه دارد هم دست آن يكی خواهرش را باز بگيرد و راه اندازد (دورهی جديد ماهنامهی «فروغ» كه در مهر ماه چهارمين شمارهاش نيز منتشر شد). بنا داريم تا مثل هميشه بودنی به هر قيمت نباشيم، بلكه میخواهيم بودنی با قيمت را تجربه كنيم. و اميدواريم كه حاصل سعی و تلاشمان محسوس و آثارش بارز گردد. در اين ميانه و عرصه، مثل هميشه به همراهی شما پشتگرمايم. راستی، اين گفتار به صيغهی جمع ناشی از غرور هيچ كس نيست، اين نشانهی مشاركت جمعی دوستان «فروغ» است و سخنگويی همهشان در كنار يكديگر. :)
فروغانه شادی بيان بعد از سالها دلام هوايش را كرده بود. دو باره صدایِ گرماش را میخواستم و نگاهِ صميمیاش. بلند شدم و سراغ دفترچهی تلفنهای قديمی رفتم. شمارهاش را پيدا كردم و با شوق به سمت تلفن رفتم. بیهوا به سرم زد كه شايد بعد از اين همه سال خانهشان عوض شده باشد. شايد هم شوهر كرده باشد و ترك وطن. نكند رخت از اين جهان فرو بسته باشد و هزار فكر احمقانهی ديگر! با بار منفی اين همه ترديد، گوشی را برداشتم و يكی يكی شستیها را فشار دادم. بوقِ آزاد را كه شنيدم، نفس آرامی كشيدم. گلويم را صاف كردم و ...
میتوانی رهايش كنی، فراموشاش كنی، ندانیاش، نخوانیاش، ننويسیاش ... اما هر لحظه و هميشه اينجاست. با صدای گرم و نگاه صميمیاش. و همان شمارهی قديمی. «فروغ» را میگويم.
چهارمين شمارهی ماهنامهی «فروغ» در نيمهی مهر، چهارمين شمارهی ماهنامهی «فروغ»، ويژهی ماههای شهريور و مهر 1386 منتشر شد. در اين شماره، علاوه بر بازنشر برخی مطالب كه پيشتر در پایگاه «فروغ» منتشر شدهاند، متن كامل و يكپارچهی گفتوگوی بلند پژمان طرفهنژاد با شاهرخ تندرو صالح برای نخستين بار به چاپ رسيد. در ضمن، به ياد و گرامیداشت آوای پرطنين «لوچانو پاواروتی» كه در شهريور گذشته درگذشت، مطلبی اختصاصی با عنوان «استاد بزرگ! لوچانو بزرگ!» تهيه شد و به همراه تصاوير متعدد صفحهآرايی گرديد. به عنوان هديهی تولد نشريه به خوانندهگان، نسخهی پیدیاف اين شماره را از هماكنون میتوانيد دريافت كنيد و بخوانيد.
نسخهی الكترونيكی «فروغ» همانطور كه پيشتر هم اعلام شد، نسخهی كاغذی ماهنامهی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر میشود، اما اين امكان مهياست تا علاقهمندان نسخهی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.
در صورت تمايل به اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.
از اين پس و در ارسال شمارههای آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره برده میشود تا نگرانیهای مربوط به عدم وصول نسخ نشريه هم برای مجله هم برای مشتركان بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقهمندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.
|