سال پنجم

بيست‌ونه مهر 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Glance to Afshin Chizari's Art-work by Saleh Tasbihi On Literature Pathology, An Interview with S. Tondro Saleh, by P. Torfeh-nezhad

 

درخت‌نامه: سرگذشت درختان مقدس

بخش دوم از سلسله نوشته‌ی تازه‌يی از محمود كوير

افسانه‌هاى زيادى در رابطه با درختان در بين ملل مختلف وجود دارد كه همه‌گى مضمون واحدى را بيان مى‌كنند و اگر چه شكل آن‌ها با هم متفاوت است، ولى داراى شباهت‌هاى زيادى هستند. در اين ميان افسانه‌هايى كه مربوط به اعجاز درختان است و به نحوى با انسان ارتباط دارد، جای‌گاه ويژه‌يى دارد.
اعتقاد به درخت به عنوان نشانه‌يى از حيات جاويدان از تمدن سومريان به بعد رايج شد. يونانيان معتقد بودند وقتى خدايان مى‌خواهند به كسى محبت كنند يا خود را به صورت درخت ظاهر مى‌كنند يا او را به شكل درخت تغيير مى‌دهند
... ادامه

 

خر زنده

نگاه صالح تسبيحی به آثار عكاسی افشين چيذری

من تمايل ندارم نقد کنم. دارم تماشا می‌کنم. حيرت می‌کنم. شور می‌گيرم. آرام می‌شوم. می‌دانم و نمی‌دانم.

آثاری هستند که تنها در آدم شروع می‌شوند.

يعنی حس و حالی به تو می‌دهند از جنس تجربه. ديدارشان يک تجربه است. لحظه‌يی‌ست که می‌آيد و می‌بينی و می‌گذرد، اما در ادامه، با ديدارهای ديگر به ياد آن تجربه می‌افتی.

به ياد آن عکس می‌افتی ... ادامه

 

ديگر چندان مهم نيست

بازآفرينی فيلم اكسپرسيونيستی «آخرين لب‌خند» به قلم كاوه احمدی علی‌آبادی

در «آخرين لب‌خند»، مردی را می‌بينيم كه به عنوان دربان در يكی از هتل‌های مجلل به كار مشغول است. او هنگام انجام وظيفه، بسيار سرحال و با اطمينان ايستاده و با اعتماد به نفس، سينه‌اش را به جلو داده و به ديگران نگريسته و پيداست كه از شأن و منزلت اجتماعی خود بسيار خرسند است ... ادامه

 

داستان فرزانه‌ی ديگر

بخش نخست داستانی از هنری ون‌دايك به ترجمه‌ی ستار شكری

حتما داستان سه فرزانه‌ی اهل مشرق زمين را و اين كه چه‌گونه از دوردست‌ها راهی سفر شدند تا هداياشان را در گهواره‌ی مسيح (ع) در اسطبلی در بيت اللحم تقديم كنند، می‌دانيد. اما آيا قصه‌ی فرزانه‌ی چهارم را شنيده‌ايد؟ فرزانه‌يی كه طلوع ستاره را ديد، به دنبال آن ره‌سپار شد، با اين وجود موفق نشد به هم‌راه ياران‌اش در برابر عيسا مسيح (ع) جوان حاضر شود. اين داستان آتش اشتياق اين سفر چهارم است و اين كه چه‌گونه به شكست انجاميد، با اين همه، در بطن اين شكست به موفقيت منجر شد. داستان سرگردانی و آزمايش روح، مسير بس طولانی جست‌وجو و شيوه‌ی غريب وصال شخصی كه او را می‌جست. اين قصه را باز خواهم گفت، آن گونه كه آن را به تفصيل در تالار رؤياها شنيده‌ام، در قصر دل آدمی ... ادامه

 

كمی از آسيب‌های ادبياتِ ما

بخش دوم يك گفت‌وگو با شاهرخ تندرو صالح، پژمان طرفه‌نژاد

بخشی از گفت‌وگو: ... دچار پارانويای ادبی هستيم. ما به شكل خيلی خيلی عميقی خودشيفته هستيم. يك‌جا را نمونه بياوريد در متن‌های هنری ميلر، سلطان جادوی كلمات، يا در متون داستايفسكی، در متون چخوف، كه نشان بدهد آن‌ها كلنگ می‌كوبيده‌اند به مخ و روح خودشان تا متن توليد كنند و قالب كنند به خلق الله! يك‌جا را نمونه بياوريد در متن‌های صادق هدايت كه مخاطب ايرانیِ خودش را تحقير كرده باشد. هيچ‌جا! با شرافت و رأفت انسانی به فلاكت خودش نگاه می‌كند. يك دست‌مال پهن می‌كند جلو پيرمرد خنزر پنزری و تو كل تاريخ ما را توی آن دست‌مال می‌بينی. می‌گويد اين تو هستی! ... ادامه

 

روزی روزگاری در دانمارك

در طبقات كتاب‌خانه: معرفی كتاب تازه‌ی منصور حيدرزاده به نام «روزی روزگاری در دانمارك» بخشی از اثر: ... روزها که تو کیوسک می‌نشينم همه‌اش می‌روم تو فکر اين آدم‌های دور و بر، دوست و رفيق‌های قديم. هر کس به راهی رفت، همان راهی که تو ايران هم اگر مانده بود می‌رفت، منتها به شکل‌های ديگری. به هر حال، من از وضع ايران و دوست و رفيق‌های قديم هم خبر دارم ديگر. آن‌ها هم مثل ما. همه مثل هم ... ادامه

 

ديدار روی گنبد حرم

داستانی كوتاه از غلام‌عباس مؤذن

پدرم صبح زود، مُرد! هنوز آف‌تاب نزده بود. از پچ‌پچ دايی رضا كه داشت با ميساء صحبت می‌كرد شروع شد. خواب بودم. برادر كوچك‌ام، صادق، بيدار شده بود. تعجب كردم چون خواب‌اش سنگين است. هميشه من می‌بايست با زور لگد بيدارش می‌كردم. چه‌طور آن روز زودتر بيدار شده بود، نمی‌دانم! گفت: "داداشی، داداشی، پاشو! فكر كنم اين دفعه ديگه بابايی مرده!" ... ادامه

 

پيش از آن كه يازده!

داستانی كوتاه از شادی بيان

به محض اين که روبه‌روی در آهنی کوچک خانه می‌ايستم، صدايی که از داخل اف‌اف به گوش می‌رسد شمارش معکوس را به پايان می‌برد و در باز می‌شود. علی‌رضا را بغل می‌گيرم و پله‌ها را دو تا يکی بالا می‌روم. پيچ ِ طبقه‌ی سوم را که رد می‌کنيم، ناگهان ده‌ها جفت چشم در برابرمان پديدار می‌شوند.

پيش از آن که بتوانم دهان به تعجب باز کنم، چشم‌های عسلی خيس مامان با مهربانی غم‌انگيزی جلو می‌آيند و سراغ تو را می‌گيرند: "بابک کجاست؟"

دينگ! دی دی دينگ! دی دی دی دينگ ... ادامه

 

مكاشفات دارومای ما

تجربه‌ی منظومه‌يی نو به سبك و سياق نقالی، تركيبی از روايت و شعر، به بيان محمود كوير

مکاشفات دارومای شاعر

که پيش از آن درخت انجيری بود در بنارس.

طيلسان و طلسم از تن فرو فکند.

شاعر شد و چنين سرود:

- روايت شاگردی از شاگردان او، از اهالی گرانادا، که کسی او را نمی‌شناخت

و در يک سپيده‌دم سياه، کنار چشمه‌ی اشک‌ها، در اسپانيا تيرباران شد -

من الف و يا

و اول و آخر هستم

- و در اين حال او در ميان هفت چراغ‌دان طلا ايستاده بود. سر و موی سپيد چون پشم. چشمان‌اش دو آهوی سياه. پاهايش مانند برنجی صيقلی که در کوره تابيده شده باشد.

آواز او مثل آب‌های بسيار. در دست راست خود هفت ستاره داشت ... ادامه

 

ابوعطا خوانی

غزلی از ايليا ديانوش، هم به بهانه‌ی هفتصد ساله‌گی مولانا هم حضوری در تولد «فروغ»

گر عاشقی ذی‌‌مرتبت در عشق خود يک‌پاستی

اين عاشقی از جان بدی اين عشق از جان خاستی

از دين و عقل و حرف و گفت ار يک دمی غافل شدم

يک عمر با تو هستمی وين لحظه‌ها ناخواستی ... ادامه

 

رنگ كلمه: پنج اثر از پنج شاعر

شعرهايی از

فرزانه بديع، ستار شكری، الهام طهماسبی

فرهاد مقامی اصل و هنگام ادامه

 

فردا روز ديگری‌ست

شعری از سيد محمدمهدی شهيدی، برای سهيل آصفی

بخشی از شعر:

... تو در نزديک‌ترين فاصله‌ات با من:

در عکس‌ات روی «روز آن‌لاين» از پس عبور از فيلترشکن «VOA»:

تنها صدايی که نام تو را از او می‌شنيدم،

به همين فاصله‌ی اندکِ خواب‌هايی که با من بوديم در مکان‌هايی آشنا و غريب ... ادامه

 


 
 

 

ورود به شش ساله‌گی

آبان كه برسد، «فروغ» يك سال ديگر بزرگ‌تر می‌شود. از آستانه‌ی دروازه‌ی شش ساله‌گی می‌گذرد. و چه شادمان است كه در سالی كه پشت سر نهاد هم توانست قامت راست نگه دارد هم دست آن يكی خواهرش را باز بگيرد و راه اندازد (دوره‌ی جديد ماه‌نامه‌ی «فروغ» كه در مهر ماه چهارمين شماره‌اش نيز منتشر شد).

بنا داريم تا مثل هميشه بودنی به هر قيمت نباشيم، بل‌كه می‌خواهيم بودنی با قيمت را تجربه كنيم. و اميدواريم كه حاصل سعی و تلاش‌مان محسوس و آثارش بارز گردد. در اين ميانه و عرصه، مثل هميشه به هم‌راهی شما پشت‌گرم‌ايم. راستی، اين گفتار به صيغه‌ی جمع ناشی از غرور هيچ كس نيست، اين نشانه‌ی مشاركت جمعی دوستان «فروغ» است و سخن‌گويی همه‌شان در كنار يك‌ديگر.

:)

 

فروغانه

شادی بيان

بعد از سال‌ها دل‌ام هوايش را كرده بود. دو باره صدایِ گرم‌اش را می‌خواستم و نگاهِ صميمی‌اش. بلند شدم و سراغ دفترچه‌ی تلفن‌های قديمی رفتم. شماره‌اش را پيدا كردم و با شوق به سمت تلفن رفتم. بی‌هوا به سرم زد كه شايد بعد از اين همه سال خانه‌شان عوض شده باشد. شايد هم شوهر كرده باشد و ترك وطن. نكند رخت از اين جهان فرو بسته باشد و هزار فكر احمقانه‌ی ديگر! با بار منفی اين همه ترديد، گوشی را برداشتم و يكی يكی شستی‌ها را فشار دادم. بوقِ آزاد را كه شنيدم، نفس آرامی كشيدم. گلويم را صاف كردم و ...

 

می‌توانی رهايش كنی، فراموش‌اش كنی، ندانی‌اش، نخوانی‌اش، ننويسی‌اش ...

اما هر لحظه و هميشه اين‌جاست. با صدای گرم و نگاه صميمی‌اش. و همان شماره‌ی قديمی.

«فروغ» را می‌گويم.

 

 

 

 

چهارمين شماره‌ی ماه‌نامه‌ی «فروغ»

در نيمه‌ی مهر، چهارمين شماره‌ی ماه‌نامه‌ی «فروغ»، ويژه‌ی ماه‌های شهريور و مهر 1386 منتشر شد.

در اين شماره، علاوه بر بازنشر برخی مطالب كه پيش‌تر در پای‌گاه «فروغ» منتشر شده‌اند، متن كامل و يك‌پارچه‌ی گفت‌وگوی بلند پژمان طرفه‌نژاد با شاهرخ تندرو صالح برای نخستين بار به چاپ رسيد. در ضمن، به ياد و گرامی‌داشت آوای پرطنين «لوچانو پاواروتی» كه در شهريور گذشته درگذشت، مطلبی اختصاصی با عنوان «استاد بزرگ! لوچانو بزرگ!» تهيه شد و به هم‌راه تصاوير متعدد صفحه‌آرايی گرديد.

به عنوان هديه‌ی تولد نشريه به خواننده‌گان، نسخه‌ی پی‌دی‌اف اين شماره را از هم‌اكنون می‌توانيد دريافت كنيد و بخوانيد.

 

شماره‌ی نخست، فروردين 1386

شماره‌ی دوم، اردی‌بهشت و خرداد 1386

شماره‌ی سوم، تير و مرداد 1386

نسخه‌ی الكترونيكی «فروغ»

همان‌طور كه پيش‌تر هم اعلام شد، نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به

رايگان تهيه كنند.

 

در صورت تمايل به اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

 

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره  برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه هم برای مجله هم برای مشتركان بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.