|
|
|
|
||||||||||||||||||
|
بخش سوم از سلسله نوشتهی تازهيی از محمود كويردر هند، درخت انجير مقدس هندی را با هما يکی میدانند. در پای همين درخت بود که بودا به افکار متعالی خود دست يافت. بودا اعتقاد داشت هر انسانی که از تعاليم او پیروی میکند، بايد در طول عمر خود پنج درخت بکارد. در آفريقا، هنگام تولد نوزاد درخت کاشته میشود و هنگامی که کودکی بيمار میشود، برای بهبود نزديک درختاش میبرند. آنگاه که درخت بار میآورد، جوان برای ازدواج آماده است. وقتی کسی میميرد، روحاش برای ادامهی زندهگی، به همان درختی که هنگام تولدش کاشته شده بر میگردد ... ادامه
بازآفرينی فيلم سورئاليستی «آسمان وانيلی» به قلم كاوه احمدی علیآبادی از آسمان به دنيايی نازل میشويم كه آسمانخراشها و خيابانها زندهگی شلوغ در يك شهر را نويد میدهند. درون يك اتاق، شخصی خوابيده و صدايی به او میگويد: "چشمانات را باز كن!" او از خواب برخاسته و سوار ماشينی میشود و سر كار خود میرود. ناگهان خود را در خيابان و بين ماشينها و ساختمانها سردرگم میيابد، به گونهيی كه انگار اصلا آنجا را نمیشناسد. ناگهان صدايی ديگر او را میخواند كه بيدار شود. او چشمان خويش را باز كرده و خود را واژگون در رختخوابی میيابد كه بيدار میشود. آيا آنچه كه پيش از اين ديده يك رؤيا بوده است يا اكنون در رؤيا به سر میبرد؟ ... ادامه
بخش دوم داستانی از هنری وندايك به ترجمهی ستار شكری «وسدا»، چابكترين اسبهای اردوان، زينشده و با افسار آماده در طول شب در اسطبل انتظار میكشيد و با بیشكيبايی سم بر زمين میكوبيد و لگام میجنباند، گفتی شريك اشتياق آتشين صاحب خود بود، اگرچه معنای آن را نمیدانست. پيش از آنكه پرندهگان كاملا به آواز شاد و نيروبخش صبحگاهیشان بپردازند و پيش از آن كه مه سپيدرنگ آهسته از دشت برخيزد، فرزانهی چهارم سوار اسب شده بود و به چابكی در امتداد شاهراهی كه در دامنهی الوند به سمت غرب واقع شده بود، میراند ... ادامه
داستانی كوتاه از انسيه سياوش کوک میزد و قطرات خون روی شلوار خاکستری چرکاش میچکيد. شست دست راستاش انگار بیحس شده باشد ديگر سوزن را حس نمیکرد. از استخوان کنار مچ دست چپ تکههای خونی گوشت و پوستاش همچنان مشهود بود. بيمار تخت کناری محکم به تخت بسته شده بود، هر صبح سرنگ با برچسب ده را به او تزريق میکردند. انگار نفس میکشيد، اما خاکستری بود، خاکی بود، مرگ بود. تکسرفهيی به خود آوردش. رويش را برگرداند سمت در. سپيد با ابروان درهم بالای سرش ايستاده بود. حمله کرد به سمت سوزن آغشته به خون. "میخواهی خودت را سلاخی کنی؟ اينجا آسايشگاه است نه سلاخخانه." ... ادامه
نگاهی از فرنوش آقاصفی به فرهنگ گزينگويههای شعرای معاصر چهگونه میتوان بیواسطه تا ژرفنای نگاه يک شاعر به دنيای درون و جهان پيراموناش پيش رفت و از باورداشتهای انديشهگانی او آگاه شد؟ از يک شاعر به جز شعرش ديگر چه میماند که هم کليد رمزگشايی از شعرهايش باشد هم صميمانه و صادقانه همچون شعر او؟ فرهنگ گزينگويههای شعرای معاصر، پژوهشیست فراگير برای استخراج و سامانبخشی گزينگويههای برترين شعرای معاصر ايران از دل يادگاران نثر ايشان، که يک ميراث عظيم فرهنگیست و برای اولين بار در ايران به آن پرداخته میشود ... ادامه
آثاری از شهاب مباشری و كامبيز منوچهريان
يك مرور سرتاسری در بارهی هايكو، گردآوری و تأليفِ هنگام هايکو (haiku) به عنوان شعر سنتی ژاپن ريشهيی بيش از ششصد سال دارد. گرچه امروز در جایجای اين جهان پهناور سرودن هايکو به عنوان شعری سهل فراگير است، اما بیجا هم نيست اگر بگوييم شعر هايکو با مشخصههای ژاپنی آن مختص زادبوم خود و در خارج از زبان ژاپنی امری ممتنع است. همچنانکه غزل مختص زبان فارسیست و هرگز به زبان ژاپنی و يا انگليسی نمیتوان غزل سرود ... ادامه
يك نوشتهی تكميلی در بارهی هايكو و چهگونه سرودن آن، نوشتهی هنگام قوانين هايکونويسی در ژاپن آشکار است، اما در زبانهای غيرژاپنی، اجماعی برای چهگونهنويسی شعر هايکو وجود ندارد. به هر حال، چند بنيان اساسی وجود دارد که ... ادامه
|
|