سال ششم

سيزده آبان 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

 

هم‌راهی با «فروغ»

كدهايی برای هم‌راهی

 

 

برای اين كه فروغ را به خوبی ببينيد، قلم ياقوت را اگر بر دست‌گاه خود نداريد، نصب كنيد.

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

A Review on "Vanilla Sky", by K. Ahmadi Ali-abadi A Book Review by Farnoosh Agha-safi

 

درخت‌نامه: سرگذشت درختان مقدس

بخش سوم از سلسله نوشته‌ی تازه‌يی از محمود كوير

در هند، درخت انجير مقدس هندی را با هما يکی می‌دانند. در پای همين درخت بود که بودا به افکار متعالی خود دست يافت. بودا اعتقاد داشت هر انسانی که از تعاليم او پی‌روی می‌کند، بايد در طول عمر خود پنج درخت بکارد.

در آفريقا، هنگام تولد نوزاد درخت کاشته می‌شود و هنگامی که کودکی بيمار می‌شود، برای به‌بود نزديک درخت‌اش می‌برند. آن‌گاه که درخت بار می‌آورد، جوان برای ازدواج آماده است. وقتی کسی می‌ميرد، روح‌اش برای ادامه‌ی زنده‌گی، به همان درختی که هنگام تولدش کاشته شده بر می‌گردد ... ادامه

 

رؤيا در كابوس، در مرائی زمينی

بازآفرينی فيلم سورئاليستی «آسمان وانيلی» به قلم كاوه احمدی علی‌آبادی

از آسمان به دنيايی نازل می‌شويم كه آسمان‌خراش‌ها و خيابان‌ها زنده‌گی شلوغ در يك شهر را نويد می‌دهند. درون يك ‌اتاق، شخصی خوابيده و صدايی به او می‌گويد: "چشمان‌ات را باز كن!" او از خواب برخاسته و سوار ماشينی می‌شود و سر كار خود می‌رود. ناگهان خود را در خيابان و بين ماشين‌ها و ساختمان‌ها سردرگم می‌يابد، به گونه‌يی كه انگار اصلا آن‌جا را نمی‌شناسد. ناگهان صدايی ديگر او را می‌خواند كه بيدار شود. او چشمان خويش را باز كرده و خود را واژگون در رخت‌خوابی می‌يابد كه بيدار می‌شود. آيا آن‌چه كه پيش از اين ديده يك رؤيا بوده است يا اكنون در رؤيا به سر می‌برد؟ ... ادامه

 

داستان فرزانه‌ی ديگر

بخش دوم داستانی از هنری ون‌دايك به ترجمه‌ی ستار شكری

«وسدا»، چابك‌ترين اسب‌های اردوان، زين‌شده و با افسار آماده در طول شب در اسطبل انتظار می‌كشيد و با بی‌شكيبايی سم بر زمين می‌كوبيد و لگام می‌جنباند، گفتی شريك اشتياق آتشين صاحب خود بود، اگرچه معنای آن را نمی‌دانست.

پيش از آن‌كه پرنده‌گان كاملا به آواز شاد و نيروبخش صبح‌گاهی‌شان بپردازند و پيش از آن كه مه سپيدرنگ آهسته از دشت برخيزد، فرزانه‌ی چهارم سوار اسب شده بود و به چابكی در امتداد شاه‌راهی كه در دامنه‌ی الوند به سمت غرب واقع شده بود، می‌راند ... ادامه

 

كوك

داستانی كوتاه از انسيه سياوش

کوک می‌زد و قطرات خون روی شلوار خاکستری چرک‌اش می‌چکيد. شست دست راست‌اش انگار بی‌حس شده باشد ديگر سوزن را حس نمی‌کرد. از استخوان کنار مچ دست چپ تکه‌های خونی گوشت و پوست‌اش هم‌چنان مشهود بود.

بيمار تخت کناری محکم به تخت بسته شده بود، هر صبح سرنگ با برچسب ده را به او تزريق می‌کردند. انگار نفس می‌کشيد، اما خاکستری بود، خاکی بود، مرگ بود.

تک‌سرفه‌يی به خود آوردش. رويش را برگرداند سمت در. سپيد با ابروان درهم بالای سرش ايستاده بود.

حمله کرد به سمت سوزن آغشته به خون.

"می‌خواهی خودت را سلاخی کنی؟ اين‌جا آسايش‌گاه است نه سلاخ‌خانه." ... ادامه

 

ناب و نابه‌هنگام

نگاهی از فرنوش آقاصفی به فرهنگ گزين‌گويه‌های شعرای معاصر

چه‌گونه می‌توان بی‌واسطه تا ژرفنای نگاه يک شاعر به دنيای درون و جهان پيرامون‌اش پيش رفت و از باورداشت‌های انديشه‌گانی‌ او آگاه شد؟ از يک شاعر به جز شعرش ديگر چه می‌ماند که هم کليد رمزگشايی از شعرهايش باشد هم صميمانه و صادقانه هم‌چون شعر او؟

فرهنگ گزين‌گويه‌های شعرای معاصر، پژوهشی‌ست فراگير برای استخراج و سامان‌بخشی گزين‌گويه‌های برترين شعرای معاصر ايران از دل يادگاران نثر ايشان، که يک ميراث عظيم فرهنگی‌ست و برای اولين بار در ايران به آن پرداخته می‌شود ... ادامه

 

رنگ كلمه: دو اثر از دو شاعر

آثاری از

شهاب مباشری و كامبيز منوچهريان

ادامه

 

جست‌وجويی در هايكو

يك مرور سرتاسری در باره‌ی هايكو، گردآوری و تأليفِ هنگام

هايکو (haiku) به عنوان شعر سنتی ژاپن ريشه‌يی بيش از ششصد سال دارد. گرچه ام‌روز در جای‌جای اين جهان پهناور سرودن هايکو به عنوان شعری سهل فراگير است، اما بی‌جا هم نيست اگر بگوييم شعر هايکو با مشخصه‌های ژاپنی آن مختص زادبوم خود و در خارج از زبان ژاپنی امری ممتنع است. هم‌چنان‌که غزل مختص زبان فارسی‌ست و هرگز به زبان ژاپنی و يا انگليسی نمی‌توان غزل سرود ... ادامه

 

مشكلات و لذات هايكونويسی

يك نوشته‌ی تكميلی در باره‌ی هايكو و چه‌گونه سرودن آن، نوشته‌ی هنگام

قوانين هايکونويسی در ژاپن آشکار است، اما در زبان‌های غيرژاپنی، اجماعی برای چه‌گونه‌نويسی شعر هايکو وجود ندارد. به هر حال، چند بنيان اساسی وجود دارد که ... ادامه

 


 
 

 

پرواز! پر واز!

به ياد قيصر امين‌پور، شاعر بی‌ترديد بزرگِ معاصر، كه اين آبان شد برج درگذشت او، كه در «شعر ناگفته»اش چنين سرود: «من با همه‌ی وجودم / خود را زدم به مردن / تا روزگار، ديگر / كاری به من نداشته باشد / اين شعر تازه را هم / ناگفته می‌گذارم ... / تا روزگار بو نبرد ...» چه می‌توان گفت؟

هر سخن اضافه‌يی می‌تواند رنگ‌وبوی مرده‌پرستی به خود بگيرد، پس سكوت می‌كنيم و زير لب بيت‌های «خواب چهل‌ساله»اش را از مجموعه‌ی «دستور زبان عشق» زمزمه می‌كنيم:

 

از خواب چهل‌ساله‌ی خود پا شده‌ام

گم بوده‌ام و دو باره پيدا شده‌ام

ای حس شكوه‌مند و غم‌گين شگفت

ام‌روز چه‌قدر با تو زيبا شده‌ام

 

و بعد هم‌راه با خواندن شعر كوتاه‌اش، «حيرت»، از نبودِ ناگهان‌اش حيرت می‌كنيم:

 

از رفتن‌ات دهان همه باز ...

انگار گفته بودند:

                   پرواز!

                   پر واز!

 

 
 

 

ماه‌نامه‌ی «فروغ»

نسخه‌ی كاغذی ماه‌نامه‌ی «فروغ» در حال حاضر با شمارگان اندكی منتشر می‌شود، اما اين امكان مهياست تا علاقه‌مندان نسخه‌ی الكترونيكی آن را به رايگان تهيه كنند.

در صورت تمايل به دريافت نسخه‌ی كاغذی و برای اشتراك، با نشانی مجله (info [@] forough [.] net ) مكاتبه و درخواست خود را اعلام كنيد تا شرايط اشتراك به شما اعلام گردد.

از اين پس و در ارسال شماره‌های آتی «فروغ»، از خدمات پست سفارشی بهره  برده می‌شود تا نگرانی‌های مربوط به عدم وصول نسخ نشريه، هم برای مجله هم برای مشتركان، بر طرف گردد. به همين خاطر، لطفا علاقه‌مندان به اشتراك، نشانی پستی خود را به طور كامل و دقيق به مجله اعلام كنند.

 

دريافت نسخه‌ی الكترونيكی ماه‌نامه:

- شماره‌ی 4 (شهريور و مهر 1386)

- شماره‌ی 3 (تير و مرداد 1386)

- شماره‌ی 2 (اردی‌بهشت و خرداد 1386)

- شماره‌ی 1 (فروردين 1386)